منو
تبليغات







 
خانواده
حجاب25
يكشنبه 18 تير 1391 حجاب/1
نويسنده: سيد جواد سجادي
منبع: راسخون (www.rasekhoon.net
)




چكيده

حجاب يكي از منطقي ترين و استوارترين مسائلي است كه در دين اسلام وجود دارد و بر روي آن تأكيد زيادي شده است. ولي دشمنان براي از بين بردن و يا كمرنگ كردن آن از هيچ كوششي دريغ نمي ورزند.
در اول بحث به تاريخچه ي حجاب در دوران قبل از اسلام مي پردازيم. بعد از ان به دلايل وجوب حجاب كه از سه شيوه قابل اثبات است، اشاره مي كنيم: 1) قرآن: خداوند متعال در قرآن كريم دو بار دستور صريح به حفظ حجاب و پوشش داده است. يكي در سوره نور آيه 31 و ديگري در آيه 59 سوره احزاب. 2) روايات: در رواياتي كه از اهل بيت(عليهم السلام) نقل شده، بسيار به حفظ حجاب و پوشش تأكيد شده و در برخي از روايات عاقبت افراد بي حجاب آمده است كه به آنها خواهيم پرداخت. 3) عقل و منطق: اين بخش شامل دلايل عقلي براي اثبات حجاب است كه آن دلايل عبارتند از: ارزش والاي زن، آرامش زن، تحكيم خانواده و عامل استواري جامعه. در بخش ديگري به برخي از شبهات رايج در مورد حجاب پاسخ داده مي شود.
در بخش عفاف هم بعد از تعريف آن، به آياتي كه در آن شده از عفاف بحث است مي پردازيم كه آن آيات عبارتند از: آيه 273 سوره بقره و آيه 33 سوره نور. و بعد از آن به روايات ائمه معصومين(عليهم السلام) اشاره مي شود. و در آخر اين بحث به كلام مقام معظم رهبري اشاره خواهد شد.
در بخش حيا نيز به آيه اي از قرآن كه در آن از حيا بحث شده است، پرداخته مي شود و آن آيه، آيه ي 25 سوره قصص مي باشد. بعد از آن به رواياتي كه در اين بحث آمده، اشاره و بعد از آن به كلام انديشمندان مسلمان و غير مسلمان در رابطه با حيا، مي پردازيم.

كليد واژه : حجاب ، دلايل وجوب ، عفاف ، حيا

مقدمه

بيشترين انحرافات و كج روي ها در نسل جوان ديده مي شود و ريشه ي همه ي اين كج روي ها را بايد در نوع بينش و عقايد آنها نسبت به مسائل ديني، مشاهده كرد.
يكي از مسائلي كه دشمنان اسلام روي آن بسيار سرمايه گذاري كرده اند، رواج بي حجابي و برداشتن چادر و يا روسري از سر خانم ها است. دشمنان با استفاده از دلايل پوچ و بي ارزش، اين پوشش الهي را زير سوال مي برند و آن را نوعي زنداني كردن زن مي دانند. دلايل آنها شايد در نگاه اول شيرين و جالب به نظر آيد ولي انسان متفكر و با بصيرت، با اندكي تأمل و تحقيق در مي يابد كه كساني كه مخالف حجاب هستند به دنبال چه چيزي مي گردند و چرا اينقدر بر اين مسئله تأكيد دارند.
يكي از مهمترين و شايد اصلي ترين چيزي كه غربي ها و مخالفان حجاب به دنبال آن هستند، مسئله ي ((آزادي زن)) است. و مسلم است كساني كه در پي سود جويي از زنان هستند، بيشتر به حجاب و دلايل آن خُرده مي گيرند.
آنچه به عنوان آزادي زن مطرح مي شود، در واقع آزادي زن نيست بلكه آزادي مرد است. آزادي مرد در اينكه خيلي راحت به هر زني خواست نگاه كند و يا اينكه با هر زني خواست ارتباط برقرار كند و او را وسيله ي التذاذ خود گرداند. زن بايد آرايش كند تا مرد لذت ببرد، زن بايد بدن و صورت خود را از بين ببرد تا مرد سود آن را ببرد. هميشه با خود مي گويم يعني يك زن اينقدر ارزش خود را پايين مي داند كه حاضر است، ساعت ها روي چهره و اندام خود كار كند تا مثلاً يك مرد به او علاقه نشان دهد و آن هم چه علاقه اي. علاقه اي كه با ارضا شدن مرد از بين مي رود و در آخر هم اين زن است كه ضرر و زيان ديده است نه مرد.
غربي ها كه امروز دم از دفاع از حقوق زنان مي زدند، تا چند سال پيش زن را مانند يك كسي مي دانستند كه فقط به درد التذاذ مرد مي خورد. اصلاً زمزمه ي آزادي زن از سوي غربي ها، از قرن نوزدهم شروع شد. در آن موقع مديران كارخانه ها به دنبال نيروي كاري مي گشتند كه ارزان قيمت، كم درد سر، كم توقع و... باشد و از همان جا مسئله ي آزادي زنان را سر دادند و زنان را از خانه هايشان به سوي كارخانه ها كشيدند و با اين كار از ارزش و كرامت زن كاستند و بر پولهاي خود افزودند.
در اينجا با استفاده از كلام شيواي مقام معظم رهبري، يك نمونه از نگاه هاي غرب نسبت به زن و مقايسه ي آن با دين اسلام را مطرح مي كنيم. حضرت آيت الله خامنه اي(قدس سرة) مي فرمايند: « در همين كشور‌هاي غربي، تا چند سال قبل از اين - نه خيلي زياد - زناني كه در مراكز آموزش عالي تحصيل مي‏كردند، حق نداشتند مدرك كتبي تحصيلات عالي خودشان را بگيرند! در همين اواخر، در بعضي از كشور‌هاي غربي - از جمله در انگلستان - يكي از مجلاتّ يكي از كشور‌هاي غربي - كه نمي‏خواهم از آن كشور و از آن مجلّه اسم بياورم - پيرزني را معرفي كرده بود كه در سال 1917 - يعني تقريباً هفتاد سال قبل - در حدّ دكترا تحصيلات عاليه كرده است؛ ليكن به او مدرك تحصيل نداده‏اند! بعد سؤال مي‏كند، چرا مدرك تحصيل نداده‏اند؟ مي‏گويد كه چون تا سال 1947 در انگلستان، به زناني كه تحصيل مي‏كردند، مدرك تحصيلي نمي‏دادند و مي‏گفتند كه زن نبايد مدرك تحصيلي بگيرد! اين‌ها امروز آمده‏اند و در مقابل جمهوري اسلامي، مدّعي حقوق زن شده‏اند! در همان سالهايي كه چنين حقارتهايي در فرهنگ غربي مشاهد مي‏شد، در ايران اسلامي، «بانوي اصفهاني» اجازه اجتهاد از مجتهدان درجه اوّلِ آن روز اسلام داشت و در اصفهان، حوزه تدريس فلسفه و فقهش داير بود! اسلام، اين است.» (1)
در دين اسلام براي زن ارزش و اهميت بسياري قائل شده است كه برخي از آنها در بين مباحث اشاره مي كنيم.

تاريخچه ي حجاب

يكي از مسائلي كه مخالفان حجاب روي آن بسيار تاكيد دارند اين است كه مي گويند؛ در زمان هاي قديم زنان يونان و يا ايران باستان و پيروان يهود وظيفه اي نسبت به حفظ حجاب نداشته اند و با آمدن اسلام حجاب به عنوان يك تكليف براي زنان مطرح شد.
شواهد تاريخي حاكي از آن است كه در اكثر اقوام و آيين هاي جهان، حجاب در بين زنان وجود داشته است. هر چند در بعضي از دوره ها، توسط حكام و پادشاهان اين مسئله كم رنگ شده ولي هيچ گاه به طور كامل از بين نرفته است.
با اين توضيحات، نگاهي به دوران هاي مختلف مي اندازيم:

1- پوشش زن در يونان و روم باستان

دايرة المعارف لاروس درباره پوشش زنان يونان مي گويد: ((زنان يوناني در دوره هاي گذشته، صورت و اندامشان را تا روي پا مي پو شاندند. اين پوشش كه شفاف و بسيار زيبا بود، در جزاير كورس و امرجوس و ديگر جزاير ساخته مي شد. زنان فنيقي نيز داراي پوششي قرمز بودند)).
در « اسپارته » دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولي بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان مي پوشاندند. نقش هايي كه برجاي مانده ، حكايت مي كند كه زنان سررا مي پوشانده، ولي صورت هايشان بازبوده است، ووقتي به بازار مي رفتند، برآنان واجب بوده است كه صورت هايشان را بپوشانند، خواه باكره و خواه داراي همسر باشند. حجاب در بين زنان سيبري وساكنان آسياي صغير وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نيزوجود داشته است. زنان روماني ازحجاب شديدتري برخوردار بوده اند، به طوري كه وقتي ازخانه خارج مي شدند، با چادري بلند تمام بدن را تا روي پاها مي پوشاندند وچيزي ازبرآمدگي هاي بدن مشخص نمي شد. (2)
ويل دورانت نويسنده مشهور غربي در كتاب خود با نام تاريخ تمدن درباره ي «الهه عفت» كه يكي ازخدايان يونان باستان است، مي گويد :«آرتميس» ،الهه عفت است و عالي ترين نمونه (والگو براي) دختران جوان به شمار مي آيد كه داراي بدني نيرومند و ورزيده وچابك وبه زيور عفت وتقوا آراسته است. (3)
همچنين درباره مردم يكي ازقبائلي كه نهصد سال قبل ازميلاد زندگي مي كرده اند، آمده است: ((بالاتر از ارمينان ودركنار درياي سياه، «سكاها» بيابانگردي مي كردند. آنها مردم وحشي و درشت اندام قبائل جنگي نيمه مغول و نيمه اروپايي بسيار نيرومندي بودند كه در ارابه به سر مي بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه مي داشتند)). (4)
همچنين اين مورخ در جاي ديگري مي نويسد: ((زنان فقط درصورتي مي توانند خويشان ودوستان خود راملاقات كنند ودرجشن هاي مذهبي و تماشاخانه ها حضور يابند كه كاملا درحجاب باشند)). (5)

2- پوشش زن در ايران باستان:

در مورد پوشش زنان ايران باستان مطالب زيادي وجود دارد كه به آنها اشاره خواهيم كرد. ويل دورانت درباره پوشش زنان ايران باستان و اين كه حجاب بسيار سختي دربين آنان رايج بوده است، مي گويد : (( زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز درتخت روان روپوش دار ازخانه بيرون بيايند. هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان اختلاط كنند. زنان شوهردارحق نداشتند هيچ مردي را ،ولو پدر يا برادرشان باشد، ببينند. در نقش هايي كه درايران باستان برجاي مانده ، هيچ صورت زن ديده نمي شود ونامي از ايشان به نظر نمي رسد)). (6)
همچنين درتفسير اثني عشري آمده است: ((تاريخ نشان مي دهد كه حجاب در فرس قديم وجود داشته است)).(7)
دركتاب «پوشاك باستاني ايرانيان» آمده : ((اصلي كه بايد درنظر داشت ، اين است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه هاي ماقبل ميلاد، پوشاك زنان آن دوره (مادها) ازلحاظ شكل (باكمي تفاوت) با پوشاك مردان يكسان است)). (8)
بعد از مادها، هخامنشيان نيز ازنظر لباس همانند مادها بودند. درمورد پوشاك خاص زنان اين دوره آمده است: ((ازروي برخي نقوش مانده از آن زمان ، به زنان بومي برمي خوريم كه پوششي جالب دارند. پيراهن آنان پوششي ساده وبلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است . به زنان ديگر آن دوره نيز برمي خوريم كه ازپهلو به اسب سوارند . اينان چادري مستطيل برروي همه لباس خود افكنده ودر زير آن ، يك پيراهن با دامن بلند ودر زير آن نيز ،پيراهن بلند ديگري تا به مچ پا نمايان است)). (9)
در دوره اشكانيان نيز هماهنند گذشته، حجاب زنان ايراني كامل بوده است. دراين باره چنين مي خوانيم : ((لباس زنان اشكاني پيراهني بلند تا روي زمين، گشاد، پرچين، آستين دار و يقه راست بوده است. پيراهن ديگري داشته اند كه روي اولي مي پوشيدند وقد اين يكي نسبت به اولي كوتاه و ضمنا يقه باز بوده است. روي اين دو پيراهن چادري سر مي كردند)). (10)
زنان در دوره ساسانيان كه احكام ديني زرتشتيان دركشور اعمال مي شده است، همچنان داراي حجاب كامل بودند. درمورد پوشاك زنان چنين آمده است : ((چادر كه از دوره هاي پيش مورد استفاده بانوان ايران بوده است ، دراين دوره نيز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است)). (11) 3- پوشش زن در اديان بزرگ الهي

حجاب درآيين يهود:

دراصول اخلاقي «تلمود» كه يكي از كتاب هاي مهم ديني و درحقيقت فقه مدوّن و آيين نامه زندگي يهوديان است، آمده : ((اگرزني به نقض قانون يهود مي پرداخت، چنانچه مثلا بي آنكه چيزي برسر داشت به ميان مردم مي رفت ويا در شارع عام نخ مي رشت يا با هرسنخي ازمردان درد دل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون درخانه اش تكلم مي نمود ، همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند ، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد)). (12)

حجاب درآيين مسحيت:

در كتاب انجيل آمده است : پولس دررساله خود به قرنتيان تصريح مي كند :
«اما مي خواهم شما بدانيد كه سر هر مرد ، مسيح است و سر زن ، مرد و سر مسيح ، خدا. هر مردي كه سر پوشيده دعا يا نبوت كند سر خود را رسوا مي نمايد . اما هرزني كه سر برهنه دعا كند ، سر خود را رسوا مي سازد ؛ زيرا اين چنان است كه تراشيده شود. زيرا اگر زن نمي پوشد ، موي را نيز ببرد واگر زن را موي بريدن يا تراشيدن قبيح است ، بايد بپوشد ؛ زيرا كه مرد اززن نيست ، بلكه زن از مرد است و نيز مرد به جهت زن آفريده نشده ، بلكه زن براي مرد. ازاين جهت زن مي بايد عزتي بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهيد آيا شايسته است كه زن نا پوشيده نزد خدا دعا كند.» (13)
ونيز درانجيل ، دررساله پولس ، به تيمو ثيوس مي گويد : « و همچنين زنان خود را بيارايند به لباس حيا و پرهيز، نه به زلف ها وطلا و مرواريد ورخت گران بها ، بلكه چنان كه زناني را مي شايد كه دعواي دينداري مي كنند به اعمال صالحه». (14)

دلايل وجوب حجاب

اثبات حجاب و پوشش براي بانوان از چند راه امكان پذير است، كه عبارتند از:
قرآن ، روايات معصومين(عليهم السلام) و عقل و منطق.
هر كدام از اين موارد به تنهايي براي اثبات ضرورت حجاب بانوان كافي است. ما به ياري خدا همه آنها را به تفصيل بيان خواهيم كرد.
1) قرآن
«حجاب اسلامي»
يكي از مهمترين دلايل وجوب حجاب آيه 31 سوره نور است كه خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد:
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»
«و به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم‏كيششان، يا بردگانشان (كنيزانشان‏)، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد»
از اين آيه شريفه چند نكته استفاده مي شود كه عبارتند از:
1) پرهيز از نگاه هوس آلود.
2) پوشاندن عورت از ديگران (اين حكم براي هر مرد و زن مسلمان واجب است).
3) پنهان كردن زينتها (به غير از مواردي كه آشكار است).
4) پوشاندن سر و گردن.
5) جواز آشكار نمودن زينتها و بدن در برابر محارم و يا افراد خاص.

الف) سَتر عورت

دستور دومي كه خداوند متعال فرموده است، حفظ فرج است. منظور از اين دستور، پوشانيدن از نگاه ديگران است چنانكه حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) مي فرمايند: «كل شئ في القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنا إلا هذه الآية فإنها من النظر» (هر آيه اي كه در قرآن سخن از حفظ فروج مي گويد، منظور حفظ كردن از زنا است، جز اين آيه كه منظور از آن، حفظ كردن از نگاه ديگران است). (15)
يكي از مسائلي كه با آمدن اسلام در ميان اعراب واجب شد، مسئله ي پوشاندن عورت از ديگران است. متأسفانه در دنياي متمدن كنوني نيز عده اي از غربيها اين مسئله را انكار مي كنند.
به طور مثال راسل در يكى از كتابهايش به نام (در تربيت) يكى از چيزهايى كه از جمله اخلاق بى منطق و به اصطلاح «اخلاق تابو» مى‏شمارد همين مسأله پوشانيدن عورت است.
وى مى‏گويد چرا پدران و مادران اصرار مى‏ورزند كه عورت خود را از بچه بپوشانند؟ اين اصرار خود سبب تحريك حس كنجكاوى بچه‏ها مى‏گردد. اگر كوشش والدين براى كتمان عضو تناسلى نباشد چنين كنجكاوى كاذبى وجود پيدا نخواهد كرد. بايد والدين عورت خود را به بچه‏ها نشان بدهند تا آنها هرچه كه وجود دارد از اول بشناسند.
بعد اضافه مى‏كند: لااقل گاهى اوقات- مثلًا هفته‏اى يك بار- در صحرا يا حمام برهنه شوند و عورت خود را در معرض ديد بچه‏ها قرار دهند.
راسل مسأله مخفى كردن عورت را يك «تابو» مى‏داند. «تابو» از موضوعات بحث جامعه شناسى است و به تحريمهاى ترس‏آور و بى‏منطق گفته مى‏شود كه در ميان ملل وحشى وجود داشته و دارد. به عقيده امثال راسل اخلاق رايج در جهان متمدن امروز نيز پر از «تابو» است.
عجيب است كه بعضي از افراد به نام تمدن و يا از بين بردن حس كنجكاوي، مي خواهند به بدترين و زشت ترين زندگي ها برگردند.
خداوند متعال، ستر عورت را براي مردان هم واجب دانسته و در آيه 30 سوره نور مي فرمايد: « قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ...» (به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند) و در ادامه فلسفه و منطق اين مسئله را بيان مي فرمايد: «ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ» (اين برايشان پاكيزه‏تر است)‏ و اين جمله در واقع پاسخي براي جاهلان قديم و جديد است كه اين ممنوعيتها را بي منطق مي دانند.

ب) زينت

دستور بعدي خداوند پوشاندن زينت است. درباره ي زينتهايي كه زن بايد آنرا بپوشاند، نظرات زيادي آمده ولي آنچه كه مشهور است اين است كه: عده اي آنرا به معني، «زينت آلات» گرفته اند منتها در حالي كه روي بدن قرار گرفته و طبيعي است كه آشكار كردن چنين زينتي توأم با آشكار كردن اندامي است كه زينت بر آن قرار دارد. (16) به اين ترتيب زنان حق ندارند زينت هايي را كه معمولا پنهان است را آشكار سازند.
آشكار كردن زينتها در آيه اي ديگر از قرآن مجيد مورد نهي قرار گرفته است. در آيه 33 سوره احزاب خطاب به همسران پيامبر(صلي الله عليه و آله) آمده است: «وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى...» (و در خانه‏هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد).
درباره جمله ي استثناء « إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا» هم تفاسير و روايات بسياري وجود دارد كه ما به بعضي از روايات اشاره مي كنيم:
1. «عَنْ زُرارَةَ عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ فى قَوْلِهِ تَعالى‏: «الّا ما ظَهَرَ مِنْها» قالَ: الزّينَةُ الظّاهِرَةُ الْكُحْلُ وَالْخاتَمُ» (از امام صادق سؤال شد كه مقصود از زينت آشكار كه پوشيدنش براى زن واجب نيست چيست؟ فرمود زينت آشكار عبارت است از سرمه و انگشتر). (17)
2. «و الْقُمّىِّ عَنْ الباقر عليه السلام فى هذِهِ الْايَةِ، قالَ: هِىَ الثِّيابُ وَالْكُحْلُ وَ الْخاتَمُ وَ خِضابُ الْكَفِّ وَ السِّوارُ. وَالزّينَةُ ثَلاثٌ: زينَةٌ لِلنّاسِ وَ زينَةٌ لِلْمَحْرَمِ وَ زينَةٌ لِلزَّوْجِ، فَامّا زينَةُ النّاسِ فَقَدْ ذَكَرْناها، وَ امّا زينَةُ الَمحْرَمِ فَمَوْضِعُ الْقِلادَةِ فَما فَوْقَها وَ الدُّمْلُجُ وَ مادونَهُ وَالْخَلْخالُ وَ ما اسْفَلُ مِنْهُ، وَ امّا زينَةُ الزَّوْجِ فَالْجَسَدُ كُلُّهُ».
(امام باقر عليه السلام فرمود: زينت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب دستها، النگو. سپس فرمود زينت سه نوع است: يكى براى همه مردم است و آن همين است كه گفتيم. دوم براى محرمهاست و آن جاى گردنبند به بالاتر و جاى بازوبند به پايين و خلخال به پايين است. سوم زينتى است كه اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن زن است). (18)
3. «عَنْ ابى بَصيرٍ عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَلايُبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها». قالَ: الْخاتَمُ وَالْمَسَكَةُ وَ هِىَ الْقُلْبُ». (ابوبصير مى‏گويد از امام صادق عليه السلام تفسير «الّا ما ظَهَرَ» را خواستم، فرمود عبارت است از انگشتر و دستبند). (19)
4. «عَنْ بَعْضِ اصْحابِنا عَنْ ابى عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قال: قُلْتُ لَهُ: ما يَحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنَ الْمَرْأَةِ انْ يَرى‏ اذا لَمْ يَكُنْ مَحْرَماً؟ قالَ: الْوَجْهُ وَ الْكَفّانِ وَ الْقَدَمانِ». (راوى كه يك شيعه است مى‏گويد: از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم كه براى مرد نگاه كردن به چه قسمت از بدن زن جايز است درصورتى كه محرم او نباشد؟ فرمود چهره و دو كف دست و دو قدم). (20)
اين روايت متضمّن حكم جواز نظر بر وجه و كفّين است نه حكم عدم وجوب پوشيدن آنها، و اينها دو مسأله جداگانه مى‏باشند.
5. «اسماء» دختر ابوبكر- كه خواهر عايشه بود- به خانه پيغمبر اكرم آمد درحالى كه جامه‏هاى نازك و بدن نما پوشيده بود. رسول اكرم روى خويش را از او برگرداند و فرمود: «يا اسْماءُ انَّ الْمَرْأَةَ اذا بَلَغَتِ الْمَحيضَ لَمْ تَصْلُحْ انْ يُرى‏ مِنْها الّا هذا و هذا- وَ اشارَالى‏ كَفِّهِ وَ وَجْهِهِ». (اى اسماء! همينكه زن به حد بلوغ رسيد سزاوار نيست چيزى از بدن او ديده شود مگر اين و اين- اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پايين دست خودش-). (21)

ج) حدود پوشش

بعد از اين استثنا اين جمله آمده است: «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيوِبِهِنَّ» (روسرى خود را بر روى سينه و گريبان خويش قرار دهند). البته مقصود از اين آيه پوشيدن سر و گردن و گريبان است. در تفسير كشّاف، در ذيل همين آيه آمده كه؛ زنان عرب معمولًا پيراهنهايى مى‏پوشيدند كه گريبانهايشان باز بود و دور گردن و سينه را نمى‏پوشانيد. روسريهايى هم كه روى سر خود مى‏انداختند از پشت سر مى‏آويختند و به اين صورت گوشها و بناگوشها و گوشواره‏ها و جلو سينه و گردن نمايان مى‏شد. اين آيه دستور مى‏دهد كه بايد قسمت آويخته همان روسريها را از دو طرف روى سينه و گريبان خود بيفكنند تا قسمتهاى ياد شده پوشيده گردد.
ابن عباس در تفسير اين جمله گفته است: «تُغَطّى شَعْرَها وَصَدْرَها و تَرائِبَها وَ سَوالِفَها» (يعنى زن مو و سينه و دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند). (22)
اين آيه حدود پوشش را مشخص مى‏كند.
در ذيل اين آيه شيعه و سنّى روايت كرده‏اند كه:
روزى در هواى گرم مدينه زنى جوان و زيبا درحالى كه طبق معمول روسرى خود را به پشت گردن انداخته
و دور گردن و بناگوشش پيدا بود از كوچه عبور مى‏كرد. مردى از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل مى‏آمد. آن منظره زيبا سخت نظر او را جلب كرد و چنان غرق تماشاى آن زيبا شد كه از خودش و اطرافش غافل گشت و جلو خودش را نگاه نمى‏كرد. آن زن وارد كوچه‏اى شد و جوان با چشم خود او را دنبال مى‏كرد. همان‏طور كه مى‏رفت ناگهان استخوان يا شيشه‏اى كه از ديوار بيرون آمده بود به صورتش اصابت كرد و صورتش را مجروح ساخت. وقتى به خود آمد كه خون از سر و صورتش جارى شده بود. با همين حال به حضور رسول اكرم رفت و ماجرا را به عرض رساند. اينجا بود كه آيه مباركه نازل شد: «قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضّوا مِنْ ابْصارِهِمْ »الى آخر. (23)

د) محارم

استثناء دومي كه براي پوشش زينتها وجود دارد، محارم هستند، همچنانكه قرآن مي فرمايد: «وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ...»الي آخر.
در استثناي اول فقط آزاد گذاشتن زينت هايي را كه نمايان بود را جايز مي دانست ولي افراد وسيع تري(عموم مردم) را شامل مي شد و در استثناء دوم مواضع بيشتري را جايز مي داند كه آشكار باشد ولي افراد كمتري را شامل مي شود.
افرادي كه در آيه از آنها نام برده شده همان محارم در اصطلاح فقه ما هستند كه عبارتند از:
1) لِبُعُولَتِهِنَّ (شوهران)
2) أَوْ آبَائِهِنَّ (پدرانشان)
3) أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ (پدران شوهرانشان)
4) أَوْ أَبْنَائِهِنَّ (پسرانشان)
5) أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ (پسران شوهرانشان)
6) أَوْ إِخْوَانِهِنَّ (برادرانشان)
7) أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ (پسران برادرانشان)
8) أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ (پسران خواهرانشان)
9) أَوْ نِسَائِهِنَّ (زنان)
10) أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ (كنيزانشان)
11) أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ (خدمتكاران مرد كه [از زن] بى‏نيازند)
12) أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء (كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند)
ذكر اين نكته نيز لازم است كه اگر آرايش و يا برهنگي زن در جلوي ديد محارم، سبب تحريك شدن يكي از محارم شود، بر زن لازم است كه خود را بپوشاند. پس سزاوار است كه زن در برابر محارم خود (به استثناي شوهر) تقوا و متانت جنسي را نيز رعايت كند.
و در نهايت خداوند همه را به بازگشت به سوي خود مي خواند و مي فرمايد: «وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (و همگى بسوى خدا بازگرديد اى مؤمنان، تا رستگار شويد) شيوه و منش قرآن كريم اين است كه در آخر دستورها، مردم را به خدا متوجه مي سازد تا در به كار بستن فرمانهاي او سهل انگاري نكنند.

«حجاب برتر»

يكي ديگر از آيات حجاب، آيه ي 59 سوره احزاب است:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا»
(اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها (روسرى‏هاى بلند) خود را بر خويش فروافكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است ، (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است‏). در اين آيه دو سوال مطرح مي شود. يكي اينكه«جلباب» به چه معني است؟ و دوم اينكه طبق آيه هدف از انداختن جلباب اين است كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند. اين موضوع به چه معناست؟
در اينكه كلمه«جلباب» به چه معنا است، اقوال مختلف است كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
در تفسير كشاف در ذيل اين آيه از قول ابن عباس آمده: «الرداء الذي يستر من فوق إلى أسفل» (جلباب ردائي است كه سراسر بدن از بالا تا پايين را مي پوشاند). (24)
در لسان العرب در ذيل كمه جلباب آمده: «الجِلْبابُ ثوب أَوسَعُ من الخِمار دون الرِّداءِ تُغَطِّي به المرأَةُ رأْسَها وصَدْرَها» (جلباب جامه اي است از چارقد بزرگتر و از عبا كوچكتر. زن به وسيله ي آن سر و سينه ي خود را مي پوشاند)
در قاموس المحيط آمده: «الجِلْبَابُ، كَسِرْدابٍ وسِنِمَّارٍ: القَميصُ، وثَوْبٌ واسِعٌ للْمَرأَةِ دونَ المِلْحَفَةِ، أو ما تُغَطِّي به ثِيابَها من فَوْقُ كالمِلْحَفَةِ، أو هو الخِمارُ» (جلباب عبارتست از پيراهن و يك جامه ي گشاد و بزرگ، كوچكتر از ملحفه و يا خود ملحفه(چادر مانند) كه زن به وسيله ي آن تمام جامه هاي خويش را مي پوشد، يا چارقد) (25)
و همچنين در مجمع البيان، در ذيل همين آيه و در قسمت معني لغات آمده: «الجلباب خمار المرأة الذي يغطي رأسها و وجهها إذا خرجت لحاجة» (جلباب عبارت است از روسري اي كه در موقع خروج از منزل به كار برده مي شود و سر و صورت را با آن مي پوشانند). (26)
همانگونه كه مشخص است در بين اربابان لغت هم نظرات مختلفي وجود دارد ولي آنچه كه مشخص است اين است كه«جلباب» به پوششي مي گويند كه وسيع و بزرگ است و تمام بدن را مي پوشاند. ضمنا گفتن اين نكته هم لازم است كه در بين زنان دو نوع پوشش وجود داشته: يكي«خِمار» كه روسري داخل خانه بود و ديگري«جلباب» كه براي بيرون خانه استفاده مي شد.
مطلب دوم بحث در مورد علت پوشش است كه طبق آيه براي اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، گفته شده است. در مورد تفسير اين آيه دو نظر وجود دارد:
اولي اينكه برخي گفته اند كه در زمان پيغمبر اسلام(صلي الله عليه و آله) عده اي از اراذل و اوباش در شب مزاحم كنيزان و يا زنان آزاده مي شدند و بعد از اينكه مورد بازخواست قرار مي گرفتند مي گفتند كه ما نمي دانستيم كه آن زن آزاده است و گمان مي كرديم كه كنيز است. و لذا به زنان آزاده دستور داده شد كه بدون جلباب بيرون نروند تا از كنيزان تشخيص داده شوند و مورد اذيت و آزار قرار نگيرند.
دوم اينكه برخي از مفسران معتقدند اين آيه براي همگي زنان آمده و دستور داده كه بدون پوشش كامل از خانه خارج نشوند تا به وسيله پوشش و عفافي كه دارند مورد آزار قرار نگيرند.
برداشت اول از اين آيه مورد اشكال است. زيرا با اين تفسير يعني اينكه اسلام اجازه آزار و اذيت كنيزان را داده و فقط در مورد زنان آزاده پوشش را واجب كرده است. اگر چه پوشاندن موي سر بر كنيزان واجب نبوده و شايد رمز اين مسئله هم اين بوده كه چهره و وضع كنيزان زياد جالب نبوده و مورد توجه كسي واقع نمي شده ولي به هر صورت مزاحمت براي كنيزان هم گناه محسوب مي شود. و اين برداشت درست به نظر نمي رسد. ولي تفسير دوم بيشتر با آيه منطبق است و مي توان آنرا براي تفسير اين قسمت از آيه در نظر گرفت.
نكته قابل ذكر اين است كه طبق آنچه در اين آيه شريفه آمده، زنان مسلمان هنگامي كه در ميان مردم ظاهر مي شوند بايد وقار و سنگيني و همچنين حجاب و حيا خود را حفظ كنند تا مورد هجوم افراد بيمار دل و متعرض قرار نگيرند. اگر زن حجاب خود را به شكل صحيح حفظ كند، مانند يك سپر محافظ تيرها و نگاه هاي شيطاني مردم را از خود دور مي كند.
2) روايات
علاوه بر احاديثي كه در بخش آيات آورديم در اينجا هم به چند حديث اشاره مي كنيم:
حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايند: «إيّاكَ أن تَتَزَيَّنَ لِلنّاس و تُبارِزُ اللهَ بالمَعاصي» (بپرهيز از اين كه براي ديگران خود را بيارايي و به وسيله ي انجام گناه با خدا به ستيز برخيزي). (27)
أمير المؤمنين، علي(عليه السلام) فرموده اند: «عَلَيكُم بِالصَّفيقِ مِن الثياب، فَاِنَّ مَن رَقَّ ثوبَهُ رَقَّ دينَهُ» (لباس ضخيم بپوشيد؛ زيرا هر كس لباسش نازك و بدن نما باشد، نشانه ي سستي و ضعف دين اوست). (28)
در كتاب بحار الانوار حديثي زيبا به نقل از حضرت علي(عليه السلام) آمده كه ما فقط به ذكر ترجمه ي آن مي پردازيم: آن حضرت مي فر مايند: «روزي ما نزد پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نشسته بوديم. پيامبر فرمود: به من خبر دهيد، بهترين چيز براي زنان چيست؟ همه ي ما مانديم كه چگونه سوال پيامبر را پاسخ دهيم تا اينكه از محضر آن حضرت پراكنده شديم.
من به سوي فاطمه(سلام الله عليها) رفتم و سوال پيامبر(صلي الله عليه و آله) را براي آن حضرت بازگو كردم و گفتم كه همه ي ما در برابر سوال پيامبر نتوانستيم جواب دهيم.
حضرت فاطمه(سلام الله عليها) فرمود: من جواب اين سوال را مي دانم و آن اينكه: بهترين چيز براي زنان اين است كه تا مي توانند نه آنها مرد نامحرمي را ببينند و نه مردان نامحرم آنان را.
پس من به سوي پيامبر برگشتم و سوال آن حضرت را مطرح نموده و در جواب گفتم: همانا بهترين چيز براي زنان اين است كه تا مي توانند نه آنها مرد نامحرمي را ببينند و نه مردان نامحرم آنان را.
رسول خدا(صلي الله عليه و آله) فرمود: قبلاً تو كه نزد من بودي جواب آن را نمي دانستي، آيا تو در نزد دخترم فاطمه بودي؟ حضرت شگفت زده شد و فرمود: به درستي كه فاطمه، پاره ي تن من است». (29)
3) عقل و منطق
فلسفه حجاب از مسائلي است كه در همه اعصار مورد سوال واقع مي شود. آگاهي از فلسفه پوشش مي تواند بهترين راه براي تحقق فرهنگ پوشش اسلامي باشد. اميد است كه بتوانيم با تبيين درست و صحيح اين موضوع زنان و دخترانمان را از بند بي حجابي كه گريبان گير جامعه ما شده است، به در آوريم.

الف) ارزش والاي زن

در دين اسلام براي زن اهميت فوق العاده اي قرار داده شده است. زن مظهر ظرافت و جمال آفرينش است. دامن زن مدرسه بشر است. اصلاح جامعه در گرو تقواي اوست و محيط خانواده مجلس درس و تربيت اوست. زن مي تواند با تربيت صحيح فرزندان، امتي را از وجود آن فرزند بهره مند گرداند.
ولي فرهنگ غرب سعي دارد زن را به عنوان يك كالاي تجاري و سودمند در دست افراد مختلف قرار دهد و آنقدر شخصيت او را پايين مي آورد كه به او مي گويد به درون جامعه برو و خود را در معرض ديد افراد مختلف قرار بده و وسيله سودجويي آنها قرا بگير. نظريه اي كه با عنوان فمينيسم(آزادي زنان) از سوي غربي ها مطرح شده، حقوق ابتدايي هر زني را لگد مال مي كند و وقتي كه زنان غربي بخواهند از حق خود دفاع كنند، صداي آنها را خفه مي كنند و آنها را به گوشه اي مي اندازند.
در دين اسلام براي زن كه مظهر ظرافت و جمال است، حجاب و پوشش را پيشنهاد كرده تا ارزشهاي وجودي او محفوظ بماند. همانطور كه در آيه 59 سوره احزاب كه اشاره شد آمده: «ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ» (اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است).
خانم «هنولا ناكاتا» يك نويسنده ژاپني است كه اسلام آورده است. او درباره ي احساس خود از داشتن حجاب مي‏گويد: ((با داشتن حجاب بود كه من انسانيت و ارزش زنانگي خود را احساس كردم. حجاب به من مي‏آموزد كه از دسترس بيگانگان دور بمانم. امروزه به‏ ويژه در بين جوانان، گرايش روز افزون به حجاب ديده مي‏شود كه نشانه رشد اسلام نيز مي‏باشد. تا من زنده هستم، براي اسلام و حجاب تبليغ خواهم كرد، چون حجاب مايه آرامش و آسايش در جامعه مي‏باشد)). (30)
آقاي«لوي» كه يك فرد يهودي است و به تازگي دخترانش با حجاب شده اند در مورد حجاب دخترانش مي گويد: ((حجاب يكي از دستورات قرآن است كه ارزش اخلاقي زن در جامعه را تعيين مي‏نمايد. حجاب نشانگر پاكيزه بودن، رستگاري و آلوده نبودن زن است)). (31)
مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي(قدس سره) درباره ارزش و احترام زن مي فرمايند:
«زن‌هاي مؤمن در جامعه‌ي ما سعي كنند قدر زن ايراني مسلمان را بدانند. ارزش زن اسلامي و مسلمان را بدانيد. زني كه در اختلاط و معاشرت، با مرد قاطي نمي‌شود و خود را وسيله يي براي جلب چشم مرد نمي‌داند و خود را بالاتر از اين مي‌داند. زني كه شأنش را عزيزتر از اين مي‌شمارد كه خود را عريان كند و با صورت و موي و بدن خود، چشم روندگان را به سمت خويش جلب كند و هوس آن‌ها را اشباع نمايد. زني كه خود را در دامنه‌ي قله يي مي‌داند كه در اوج آن، فاطمه‌ي زهرا (سلام الله عليها) - بزرگترين زن تاريخ بشر - قرار دارد. آن زن، زن مسلمان ايراني است. اين زن بايد ديگر از اين بازيچه‌هاي فراهم آمده‌ي تمدن غربي و روش‌هاي توطئه آميز آن، رو بگرداند و به آن بي اعتنايي كند». (32)

ب) آرامش زن

در همه كارها آرامش و امنيت رواني يكي از مهمترين مسائلي است كه سبب مي شود آن كار به خوبي انجام بپذيرد.
ارائه زيباييها و مواضع بدن به ميل و خـواسته ي مـردان دامن مي زند و در نهايت، موجب مي شود كه امنيت و
آرامش خود زن به هم بخورد. عشوه گري زن در جامعه نه تنها باعث از بين بردن آرامش روانـي خـود مي شود بلكه مردان مخصوصاً جوانان را در تحريكي دائم قرار مي‌دهد؛ تحريكي كه سبب كوفتگي اعصاب مي شود و در نهايت موجب ايجاد هيجانهاي بيمارگونه عصبي مي‌شود.
آنچه مي تواند موجب آرامش و امنيت زنان شود، حجاب است. حجاب در ظاهر اگر چه سخت است ولي نوعي امنيت خاطر و مانع براي زن به شما مي آيد و در واقع حجاب حريم شخصيتي فرد را بيان مي كند.
خانم «ايوان ردلي» نويسنده و خبرنگار معروف انگليسي كه اسلام آورده و محجبه شده است، مي‏گويد: ((حجاب در زندگي من و حفظ امنيت من نقش بسيار بزرگي را ايفا نمود و من با پناه آوردن به حجاب، خود را در امنيت احساس مي‏كنم)). (33)
حجاب از طرفي هم نوعي آرامش معنوي را براي شخص فراهم مي كند. حجاب باعث مي‌شود كه زن كمتر دچار لغزش و گناه شود و به دنبال آن زن و بطور كلي جامعه بيشتر مي‌توانند مراتب معنوي را طي نمايند و به طهارت قلب و روح برسند. قرآن كريم حجاب را يك عامل طهارت قلب (هم براي مردان و هم براي زنان) مي داند و در سوره احزاب آيه 53 مي فرمايد: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ» (و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) از آنان (همسران پيامبر) مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است‏)

ج) تحكيم خانواده

خانواده پايگاهي براي انسان سازي است. خانواده براساس محبت، صفا، همدلي، صميميت و وحدت استوار مي شود و از طرفي ديگر هم محيطي است براي محدود كردن نيازهاي جنسي زن و شوهر در چارچوب قانوني و شرعي. يكي از مهمترين علت هائي كه ممكن است يك خانواده را بهم بزند، حضور تحريك آميز و شهوت آلود زنان و دختران جامعه است كه نگاه هر مردي را (چه متأهل و چه مجرد) به خود جلب مي كند.
اگر كسي كه شاهد و ناظر اين گونه حركات از سوي زنـان اسـت، مـتأهل بـاشد با تـوجه به حس تنوع طلبي وزيبايي خواهي كه دارد، بخشي از توجه و افكار خود را متوجه آن زن مي كند و در نتيجه گرايش به همسرش كاهش پيدا مي كند. در بسياري از اوقات مي شود كه آن زن بي حجاب، زيبايي همسر مرد را ندارد ولي حس تنوع طلبي و تازگي، زشت بودن چهره را به طور كلي محو مي كند.
وقتي كه چشمان مرد از ديدن صحنه هاي بي حجابي زنان و دختران جامعه، كامياب مي شود به طبع آن علاقه مرد به همسرش نيز كم مي شود، زيرا يكي از بخش هاي مهم علاقه مرد نسبت به زن از ناحيه نيازهاي جنسي مي باشد. در نتيجه ي اين گونه رفتارها شاهد بد خلقي، بي ميلي و بهانه گيري مرد نسبت به زن هستيم و ديگر كار به جايي مي كشد كه مي بينيم مرد، زن را مانع رسيدن به خواسته هاي نفساني خود مي داند و از او متنفر مي شود.
حال اگر بيننده ي مناظر زنان بي حجاب، مجرد باشد تأثيري شايد بدتر از اولي دارد. بيننده ي مجرد با ديدن صحنه هاي زنان و دختران بي حجاب، و ارتباط با آنها به اندازه كافي التذاذ مي يابد و ديگر تن به هزينه هاي سنگين ازدواج نمي دهد.
آن جوان در اصل ازدواج را يك حصار براي خود فرض مي كند زيرا با ازدواج ديگر نمي تواند خارج از چارچوب شرعي و قانوني خود قدم بردارد و با زنان ديگر ارتباط برقرار كند. و شايد هم بعضي از مردان و يا زنان، همسر خود را مانند يك زندان بان فرض مي كنند كه آنها را در يك فضا مبحوس كرده و نمي گذارد با دنياي بيرون ارتباط داشته باشد. زيرا قبل از ازدواج راحت بوده اند، به هركجا كه مي خواسته اند مي رفتند و با هر كسي كه مي خواستند ارتباط داشته اند و هيچ كس هم با آنان جرأت برخورد را نداشته ولي بعد از ازدواج ديگر اين مسائل كمتر و يا از بين رفته است.
مطئناً تأخير در ازدواج جوانان تنها به علت مشكلات اقتصادي و يا تحصيلي نيست، بي تقوايي جنسي و لجام گسيختگي زنان و دختران بدحجاب در جامعه هم باعث به تأخير افتادن ازدواج است و بي شك مضرات و آثار سوء اين گونه رفتارها از سوي بي حجابها، روزي دامن خودشان را هم مي گيرد. دين اسلام براي آنكه اين چنين مشكلاتي براي خانواده ها پيش نيايد، حجاب را پيشنهاد كرده تا هم از آفات و بلاهايي كه خانواده را تهديد مي كند، جلو گيري نمايد و هم از به وجود آمدن بي رغبتي و سستي در تشكيل خانواده از سوي جوانان، پيشگيري كند.

د) عامل استواري جامعه

به طور يقين كشيدن خواسته هاي جنسي از محيط خانه به اجتماع، جامعه را رو به زوال مي برد و باعث ركود فعاليتها مي شود. شهيد مطهري(رحمة الله عليه) در كتاب حجاب خود اين گونه مي نويسد: برعكسِ آنچه كه مخالفين حجاب خرده گيرى كرده‏اند و گفته‏اند: ((حجاب موجب فلج كردن نيروى نيمى از افراد اجتماع است)) ، بى حجابى و ترويج روابط آزاد جنسى موجب فلج كردن نيروى اجتماع است. (34)
دين اسلام هيچ گاه با فعاليت و كار كردن زن در محيط بيرون از خانه و يا با درس خواندن و رشد علمي زن مخالف نبوده بلكه اجازه هر نوع فعاليت اقتصادي، سياسي و يا فرهنگي را داده است البته به شرط اينكه به كار اصلي او يعني خانه داري و تربيت فرزندان لطمه اي وارد نشود. حضرت آيت الله خامنه اي در تبيين اين مسئله مي فرمايند: ((اسلام با كار كردن زن موافق است. نه فقط موافق است، بلكه كار را تا آن جا كه مزاحم با شغل اساسي و مهمترين شغل او، يعني تربيت فرزند و حفظ خانواده نباشد، شايد لازم هم مي‌داند. يك كشور كه نمي‌تواند از نيروي كار زنان در عرصه‌هاي مختلف بي نياز باشد! اما اين كار نبايد با كرامت و ارزش معنوي و انساني زن منافات داشته باشد)). (35)
آنچه كه موجب ركود فعاليتها مي شود بي حجابي است. فرض كنيد در يك مدرسه كه دختران و پسران با هم درس مي خوانند، در يك كلاس همه دختران با حجاب كامل و بدون آرايش حضور دارند. و در كلاسي ديگر همه دختران به صورت بي حجاب و با آرايش كامل و لباس هاي نا مناسب و بدن نما حضور دارند. در كدام كلاس ها افراد بيشتر درس مي خوانند و فكر مي كنند و به حرف استاد گوش مي دهند؟
بسيار واضح و آشكار است كه در كلاسي كه دختران محجبه حضور دارند، بازده بيشتري عائد و واصل مي شود. و همين طور در ادارات و يا جاهاي ديگر.
به طور كلي در جامعه اي كه زنان محجبه باشند و خود را در معرض ديگران قرار ندهند مطمئناً جامعه ي با نشاط و موفقي خواهد شد و مي تواند در همه عرصه ها پيشرفت داشته باشد.
از طرفي ديگر هم بد حجابي و تحريكات جنسي بر روي سيستم توليد نسل نقش تخريب كننده اي را دارد.
دانشمندان معتقدند تحريكاني كه در چشم بوجود مي آيد بر غده ي هيپوفيز كه غده ي كوچكي در زير مغز است اثر مي گذارد. اين غده شش هورمون توليد مي كند كه سه نوع آن بر روي سيستم توليد نسل تأثير دارد. نگاه به زنان بد حجاب و فيلمهاي محرك كه چنين اثري را بهمراه دارد در نهايت به تأثير منفي در فرزندان و اختلالات وراثتي منتهي مي شود.
در تفسير نور الثقلين آمده: هنگامي كه موقع جفت گيري گوسفندان حضرت شعيب(عليه السلام) شد، حضرت موسي(عليه السلام) (كه حدود هشت يا ده سال به حضرت شعيب خدمت مي كردند) به ميان گوسفندان رفت و پوست بخشي از عصاي خود را كند و قسمتهايي را به حال خود واگذارد و آن را در وسط آغل گوسفندان انداخت و بر آن پارچه اي سياه و سفيد انداخت و سپس گوسفندان نر را به سراغ ماده فرستاد. گوسفندان نر به اين چوب سياه و سفيد نگاه مي كردند و جفت گيري مي كردند و در نتيجه نوزاد آنها جملگي سياه و سفيد زاييده شدند. (36)
يك آزمايش علمي ديگر
ژان روستان فرانسوي آزمايشي را در كتاب ((لاوي)) مطرح كرده است. اين آزمايش كه بر تعدادي اردك نر و ماده انجام گرفته است؛نتايج علمي مفيدي را به اثبات رسانده است.
ژان روستان وهـمكارانش تـعدادي اردكـهاي نـر و مـاده را در سالن آزمايش قرار دادند و قبل از شروع آزمايش هورمونهاي تناسلي اردكها را نيز مورد بررسي قرار دادند. پس از چندي كه اردكها با يكديگر بودند مورد آزمايش هورموني قرار گرفتند كه در نتيجه هورمونهاي آنها زياد شده بود. اردكهاي نر و ماده را از يكديگر جدا كردند و پس از مدتي كه آنها را مورد آزمايش قرار دادند هورمونها به حال طبيعي بازگشته بودند. براي آنكه اثبات شود اين تحولات هورموني از راه چشم وبينايي آنها صورت گرفته است آزمايش ديگري را انجام دادند. بدن اردكهاي نر را با پارچه سياهي پوشاندند تا نوري از راه پوست آنها به درون بدن راه نيابد وچشم آنها را باز گذاشتند تا بتوانند يكديگر را ببينند.در اين آزمايش نيز مشاهده گرديد كه هورمونهاي آنها زياد شده است و در نتيجه اثبات گرديد كه نگاه اردكهاي نر به ماده عامل تحولات هورمون آنها بوده است. درآزمايشي ديگر چشم اردكهاي نر را بسته وآنها رادرميان ماده ها رها كردند. اين بار ازدياد هورمون مشاهده نشد. (37)
داستان قبلي و همچنين اين آزمايش اثبات مي كند كه زناني كه خود را در معرض ديد مردان نامحرم قرار ميدهند چه آثار زيانباري بر جامعه و نسل انسانها مي گذارند. در حالي كه خودشان هم از اين آثار آگاهي ندارند.
فلسفه حجاب ديني پيشگيري از چنين آثاري است.
ادامه دارد...

پي نوشت ها :

1- بيانات معظم له در مرقد امام خميني(رحمة الله عليه)، 14/3/1376
2- به نقل ازدايره المعارف القرن العشرين ، 1923
3- ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، ص 520
4- همان، ص 336
5- همان، ص 340
6- همان، ص 434
7- تفسير اثني عشري، ج 10، ص 490
8- پوشاك باستاني ايرانيان از كهن ترين زمان، جليل ضياء پور، ص 51
9- همان ، ص 56
10- پوشاك زنان ايراني، جليل ضياء پور، ص 194
11- همان ، ص 114
12- تاريخ تمدن، ج 4 ص 461
13- باب 11 ،آيه 3 تا 14
14- كتاب مقدس، انجيل، چاپ 1856 م، باب دوم ، آيه 9 تا 11
15- اصول كافي ، ج 2 ،ص 36
16- تفسير نمونه، ذيل آيه 31 سوره نور
17- كافي ، ج 5 ، ص 521
18- تفسير الصافي ، ج 3 ، ص 430 ، ذيل آيه 31 سوره نور
19- كافي ، ج 5 ، ص 521
20- همان
21- سنن ابو داود ، ج 2 ، ص 270 ، ح 4104
22- مجمع البيان فى تفسير القرآن‏ ، ج 7 ، ص 217 ، ذيل آيه 31 سوره نور
23- كافي ج 5، ص 521
24- الكشاف ،‏ ج 3 ، ص 559 ، ذيل آيه 59 سوره احزاب
25- القاموس المحيط ، باب الهمزة، ذيل كلمه الجلباب
26- مجمع البيان فى تفسير القرآن‏، ج 8، ص 578
27- بحار الانوار ج 68 ص 364
28- بحار الأنوار ج 80 ص 184
29- بحارالانوار ج 43 ص 54
30- www.abna.ir
31- همان
32- سخنراني در ديدار جمع كثيري از بانوان كشور 26/10/1368
33- www.abna.ir
34- مسئله حجاب، ص 84
35- ديدار گروهي از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا (س) 1371/09/25
36- تفسير نور الثقلين، ج 4 ، ص 126
37- برگرفته از كتاب بهداشت ازدواج از نظر اسلام نوشته ي دكتر صفدر صانعي

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 2837
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما