منو
تبليغات







 
خانواده
حجاب23
چهارشنبه 21 تير 1391 رفتارشناسي پوشش اسلامي
نويسنده: فاطمه الهي تبار
منبع: ماهنامه ي پيام زن شماري 194




ويژگي هاي كلي پوشش اسلامي زن

حدود و ويژگي هاي پوشش اسلامي، در هر زمان و مكاني از طريق موارد چهارگانه زير روشن مي گردد.
1-تمام بدن را بپوشاند به غير از صورت و دست ها تا مچ.
2-تنگ نباشد و حجم بدن را نشان ندهد.
3-رنگ محرك نداشته باشد.
4-الگو و طرح مهيج نداشته باشد.

تعامل پوشش اسلامي با آراستگي ظاهري

آراستگي ظاهري معنايي مساوي نظم و زيبايي و تناسب دارد و رنگ و طرح نماد مهم و اساسي آراستگي است. ولي پرسش اساسي مطرح اين است كه:
رنگي كه محرك نباشد و طرحي كه مهيج نباشد و به پوشش اسلامي آراستگي دهد چه رنگ و طرحي است؟ هر زن مسلمان براي گزينش مناسب رنگ و طرح بايد با مبحث روانشناسي ادراك رنگ و طرح، آگاهي پيدا كند زيرا اين مبحث مي تواند شناختي از رنگ محرك و طرح مهيج به ما بدهد.
يكي از مصاديق جذابيت، ظاهر و پوشش زن است، اگر رنگ و طرحي داشته باشد، كه موجب تحريك و تهييج دستگاه بينايي مرد گردد، پوشش اسلامي نيست. حال بايد دانست رنگ ها چگونه محركند و طرح ها چگون مهيج مي شوند.
رنگ ها داراي سه بعد اصلي مي باشند.
1-فام: كيفيتي است كه آن را با نام رنگ به بهترين وجه مي توان توصيف كرد مثل: قرمز و زرد.
بر اساس فام، رنگ ها به محرك و غير محرك و سرد و گرم تفسيم مي شوند:
الف)رنگ گرم: رنگ محرك و تحريك كننده است مانند: قرمز و نارنجي؛
ب)رنگ سرد: رنگ غير محرك است مانند: آبي و سبز.
رنگ قرمز در تمام فرهنگ ها گرم و تحريك كننده مي باشد. زيرا به لحاظ رواني بر دستگاه بينايي تمام گونه انساني اثر يكساني مي گذارد.
2-درخشندگي: مقدار نوري كه از هر سطح رنگي بازتابانده مي شود كه سفيد درخشنده ترين رنگ و سياه تيره ترين است.
بر اساس درخشندگي نيز مي توان رنگ ها را به محرك و غير محرك تقسيم كرد. برخي رنگ ها اگر چه سرد هستند اما به دليل درخشندگي، مي توانند محرك باشند. چنانچه سفيد به لحاظ فام گرم نيست. اما به دليل درخشندگي دستگاه بينايي را در شب يا روز به شدت تحريك مي كند.پس زن بايد شرايط نور محل هايي كه با نامحرم ارتباط دارد نيز در نظر بگيرد. حتي گاهي در برخي مصاديق با وجود آنكه رنگ از نوع فام هاي غير اصلي و سايه اي مي باشد به دليل درخشندگي و نور محل بازتابش زيبايي و تحريك كنندگي خاص دارد.
3-اشباع: به درجه خلوص رنگ مربوط مي شود به اين معنا كه رنگ كاملا اشباع شده (ارغواني) اصلا حاوي خاكستري نيست ولي رنگ اشباع نشده (صورتي) مخلوطي از قرمز و سفيد است.
بنا بر شناخت رنگ گرم، و محرك بودن آن، انتخاب رنگ هاي گرم براي پوشش اسلامي مناسب نمي باشد. رنگ هاي اصلي و با درجه خلوص بالا شامل: زرد، آبي و قرمز مي گردد. اين رنگ ها حاصل رنگدانه ها (رنگ هاي نقاشي) مي باشند. رنگ هاي حاصل از طول موج ها شامل: زرد، سبز و قرمز مي شود.
از تركيب طول موج هاي متفاوت رنگ هاي جديدي به وجود مي آيد (تركيب افزايشي) حال اگر همه سه طول موج زرد و سبز و قرمز تركيب شوند نور سفيد تشكيل مي گردد. همچنين از تركيب رنگدانه ها نيز رنگ هاي متفاوتي ايجاد مي شود (تركيب كاهشي) كه اگر سه رنگ اصلي تركيب شود رنگ سياه به وجود مي آيد.
در واقع با تركيب رنگ ها مي توان درجه خلوص را كم يا زياد نمود و هر چه درجه خلوص كمتر گردد، تحريك آن رنگ كمتر مي شود مگر آنكه درخشندگي زياد باشد و يا در تقابل با رنگ ديگري قرار گيرد.
4-تضاد رنگ ها: تقابل يا تضاد رنگ ها ملاك ديگر در تحريك و عدم تحريك رنگ ها مي باشد. دو رنگ متضاد در كنار يكديگر تصاوير را به شدت تحريك كننده مي نمايد. رنگ هاي اصلي قرمز و سبز دو رنگ متضاد مي باشند. همچنين زرد و آبي دو رنگ متضاد ديگر هستند. البته رنگ هاي سايه اي و غير اصلي نيز مي توانند در تقاتل يكديگر قرار گرفته و باعث تحريك بينايي شوند.

نمود طرح

نماد ديگر در آراستگي ظاهري پوشش، طرح و الگوي آن است. آنچه از بيان روايات حاصل مي گردد اين نكات مي باشد:
1-پوشش به بدن نجسبد (تنگ نباشد).
2-بدن نما نباشد.
3-پوشش با زيورها و برش هاي خاص باعث تحريك چشم نگردد.
طراحي دوخت يكي از رشته هاي مربوط به اين بحث است كه با برش هاي متفاوت از پارچه، لباس ها و پوشش هاي زيبا را عرضه مي دارند. اگر طرح و الگو تنگ نباشد بدن نما هم نباشد اما محرك و مهيج باشد مناسب پوشش اسلامي نخواهد بود.

تعامل پوشش اسلامي و آراستگي دروني

داشتن پوشش اسلامي، فعل اخلاقي است و ضمانت اجرايي اين فعل مانند ساير عبادت ها، ايمان و باورهاي نهادينه شده در درون بانوي مسلمان مي باشد.
همچنان كه روح همه عبادت ها در اسلام ياد و توجه به خداوند است، پوشش نيز با هدف ياد و رضاي حضرت حق به فعليت مي رسد. و اين قداست فرق بين گزيش زن مسلمان و غير مسلمان (با هدف امنيت فردي) مي گردد.
همان گونه كه قبل از همه افعال عبادي، عقيده در نهاد مسلمان شكل گرفته، پشتوانه پوشش نيز اعتقادي است كه بر دو پايه الف) عقل و ب) علم استوار مي شود.
عقل در جهت رضاي خدا پوشش را برمي گزيند و با علم به حدود الهي موقعيت ها را تجزيه و تحليل مي نمايد و همچنين آگاهي هاي ديگر را تحليل و بررسي مي نمايد و به گزينش مناسب پوشش در شرايط متفاوت مي رسد.
در نظام شخصيتي زن مسلمان مولكول عقيدتي ويژه اي به نام قداست پوشش وجود دارد، هر گاه فعل ارزشمند پوشش رخ مي دهد، تعادل رواني بر اثر هماهنگي فكر و عمل و همچنين لذتي معنوي و سرشار به خاطر كسب رضاي خدا در روان زن حاكم مي گردد.
پوشش، محصول معنويتي خاص و ويژه جنس زن مي باشد، و آراستگي روحاني از اين لذت و بهره بي مانند تنها نصيب زن مسلمان مي شود.
زن مسلمان باايمان، اعتماد به نفس، اراده و علم در مقابل ترديدها، شبهه ها و هجمه هاي فرهنگي رسانه اي و ماهواره اي برخوردي عالمانه و مقتدرانه خواهد داشت و حتي به مقابله و مبارزه اي علمي و مجتهدانه مي پردازد.
برگرفتن پوشش اسلامي به خاطر ترس و تقليد (همرنگي با جماعت)، نه تنها روح را به معنويت و تعادل نمي آرايد، بلكه منجر به تعارض هاي رواني و خودنمايي و تظاهرها مي گردد. اين تعارض درون و بيرون فرد را فرسوده مي سازد. به محض عدم ترس و تقليد (هم رنگي با جماعت) فرد پوشش اسلامي خود را كنار مي گذارد.
شايد بتوان با تقليد كودكانه و ترس هاي كودكي پوشش را بر ظاهر دختر افزود، اما پس از رفع اين دو عامل در موقعيت ديگر به سادگي پوشش خود را كنار مي نهد.
بنابراين بايد پوشش اسلامي را بر اساس تربيت ديني در فرد و در دوره هاي خاص نهادينه كرد.
هر دوره تربيتي خود داراي سه محور اصلي است:
1-هدف تربيتي متناسب دوره خاص.
2-برنامه ريزي دقيق و كارآمد برگرفته شده از علوم تربيتي و روانشناسي.
3-شيوه هاي اجرايي به مقتضاي سن دختر.
موجود انساني از هنگام تولد تا مرگ، دوره هاي شناختي و سطوح استدلالي اخلاقي و رفتاري متفاوت دارد به شرح زير:

از تولد تا دو سالگي

در طول اين دوره تجارب بسيار متنوع و گوناگوني از خود و محيط و افراد در كودك سازماندهي مي شود.كودك ملاك رفتار خود را تقليدهاي كلامي و رفتاري از اطرافيان قرار مي دهد. در جهت شناخت محيط و وسايل و اشيا تلاش مي نمايد. فقط كافي است چند بار رفتاري از مادر خود يا بزرگ تر ببيند، چون آينه تقليد مي كند.
كودك از نظر رشد شناختي، به توانايي هاي ويژه اين دوره مي رسد كه همزمان با تدابير تربيتي مي تواند تمرين و سرآغازي براي پوشش باشد.
1-كودك خود را از اشيا تمييز مي دهد بنابراين تمييز بين خود و جانماز و چادر نماز مادر، هر كدام از اين موارد مي تواند يك وسيله بازي محسوب شود. هيچ اشكالي ندارد مادر اجاز دهد كودكش براي لحظاتي با چادر نماز و سجاده اش مشغول بازي شود.
2-كودك خود را به عنوان فاعل اعمال خويش مي شناسد و شروع به فعاليت هاي هدفمند مي نمايد. روسري و پارچه هاي رنگين در اختيار كودك گذاشته شود تا او مشغول فعاليت دلخواه گردد. به طور معمول روسري و پارچه را بر سر عروسكش مي كند و يا خود آنها را به سر مي نمايد.
3-به مفهوم پايداري شيء دست مي يابد. درك مي نمايد كه اشيا حتي وقتي حواس را تحريك نمي كنند باز هم وجود دارند. اگر چادر و روسري هم پنهان باشند، گاهي با اشاره آنها را درخواست مي كند، پس بايد در اختيارش گذاشته شود.
در دسترس بودن اين موارد پوششي مانند: چادر، روسري، مقنعه و ديدن نحوه سر كردن مادر يا اطرافيان تمرينات گاهگاهي كودك است. در اين سن مناسبت دارد كه لباس هاي تنگ كه مانع تحرك كودك مي باشد به كودك پوشانده نشود يا لباس هاي نيمه عريان به بهانه گرما به كودك نپوشانند.
يادآوري اين مطلب ضروري است كه كودك بايد لباس هايي با رنگ هاي گرم و جنس پارچه از اليافي نخي باشد. براي پرورش قدرت انتخاب بهتر است لباس هايش در دسترسش باشد تا گاهگاه خود لباس براي پوشيدن انتخاب نمايد.

دو تا هفت سالگي

در اين دوره رشد شناختي وارد مرحله ديگري شده است؛ همچنين با آغاز اولين گام از استدلال اخلاقي همراه مي باشد. بازي هاي شكل يافته تر، هدفمندتر و همچنين قابل پيش بيني مي گردد. اسباب و وسايل خود را طبقه بندي مي كند. رشد، زبان و گفتار ارتباط را ساده تر نموده، خواسته هايش را به بيان خودش با بزرگ تر ها در ميان مي گذارد و سريع تر خواسته هايش برآورده مي شود از دو سالگي به بعد وارد محيط هاي ديگري غير از خانواده مي شود، كه خود امري قابل طرح و برنامه ريزي است. نگرش هاي كودك بسيار خودمحور است؛ حس مالكيت در او به شدت در حال شكل گيري است كه در نهايت باعث اعتماد به نفس در وي مي گردد.
در اين دوره اهداف ديگر تربيتي نيز توسط مادر و مربي توانمند دنبال مي شود.
از نظر اخلاقي جهت گزيني فعاليت ها بر اساس دو محور است:
1-اجتناب از تنبيه (اطاعت از قوانين به منظور اجتناب از تنبيه)
2-دريافت پاداش (همنوايي براي دريافت پاداش و مزايا)
در امر پوشش داشتن چون مي خواهيم كودك را به انجام فعلي ترغيب نماييم بهتر است با تشويق ها، تحسين ها و در قالب بازي و فعاليت مورد پسند كودك او را به انجام و همراهي خود برانگيزيم.
هدف در اين دوره:
در آخر اين دوره كودك هر گاه در موقعيت حضور با نامحرم قرار مي گيرد پوشش را برگيرد.
برنامه ريزي:
وجود داشتن روسري، مقنعه و چادرهاي با رنگ هاي گرم و شاد و طرح هاي مرسوم در دسترس كودك علاوه بر مانتوها و لباس هاي آزاد و با رنگ هاي متنوع و گرم؛ اين پوشش ها در انتخاب كودك باشد كه كدام را برگزيند.
بهتر است در منزل نيز لباس هاي دختر بچه رنگ هاي شاد وگرم داشته باشد و همچنين رنگ هاي ديگري كه آرام بخش است. دختر بچه همچنين بايد شاهد پوشش هاي رنگين مادر در منزل نيز باشد. پوشش مادر نيز الهام بخش كودك است.
شيوه اجرا:
مادر يا مربي بايد با قالب هاي مورد پسند كودك، ارتباط ها را برقرار كند.
1-خود مادر يا مربي بايد پوشش مناسب اسلامي داشته باشد.
2-براي كودك از اصل محبت و تشويق استفاده گردد.
3-زبان داستان، شعر و مسابقه در هنگام لباس پوشيدن و بيرون رفتن از منزل ابزاري براي پوشاندن كودك باشد (نه اينكه اگر نپوشي تو را نمي برم).
4- مراقب رفتار پوششي مربيان در مهد كودك نيز باشيم. زيرا كودك را دچار تعارض و حيرت در رفتار مي نمايد.
5-براي عروسك كودك نيز لباس ها و پوشش هاي زيبا و رنگين تهيه كنيم و خود گاهي با آن بازي كنيم.
6- در هنگام بازي در پارك يا خيابان كودك را به پوشش خاص محصور نسازيم. براي دختر بچه 4 يا 5 ساله يك مانتو شلوار رنگين و يك مقنعه راحت كافي است. تعصب به پوشيدن چادر نشان ندهيم. حتي داشتن يك پيراهن و شلوار و يك روسري راحت هم كفايت مي كند.
7-بازي با رنگ ها و آشنا كردن كودك با رنگ هاي اصلي و فرعي و تركيب و تضاد رنگ ها، خريدن سه قوطي كوچك گواش و يك قلم و يك كاغذ تنها وسايل مورد نياز براي ايجاد توانمندي خاص است.
8-برخورد داشتن كودك و افراد با پوشش متفاوت به شرطي كه مادر يا مربي بتواند هوشمندانه و مدبرانه با كودك ارتباط كلامي داشته و بتواند ديدگاه كودك را دريافت و ديدگاه درست را ارائه دهد.
براي نمونه مي آوريم، كودك مي گويد: «مامان فلان خانم چقدر لباسش يا چهره اش زيبا بود، مادر بايد متوجه باشد و بپرسد كودك از چهره خوشش آمده يا از آرايش؟ و بعد برايش توضيح هم بدهد مثلا چون مردي اينجا نبود اشكال ندارد ولي اگر در خيابان بود اشكال داشت. يا اگر در خيابان و محل هاي عمومي كودك با اين مسائل روبه رو مي شود وقتي به خانه رسيدند، حتما مادر خود و دخترش را لباس زيبايي به تن كنند و آرايش متناسب هم براي خود و كودكش داشته باشد و عنوان كند كه چون هيچ كس در خانه نيست ما دو تا اشكال ندارد براي هم زيبا باشيم.»

هفت تا يازده سالگي

در اين دوره تحولي در رشد شناختي رخ مي دهد. كودك مي تواند به طور منطقي فكر كند، مسائل را تجزيه و تحليل ساده بر اساس سود و زيان هاي مادي نمايد. از نظر استدلال اخلاقي نيز جهت گزيني فعاليت ها بر دو اساس ديگر مي باشد:
1-الگوي دختر خوب بودن (همنوايي تا از عدم تأييد ديگران در امان باشد).
2-وابستگي به مراجع قوانين (قوانين اجتماعي را رعايت مي كند تا از توبيخ مراجع قدرت و احساس گناه در مورد انجام ندادن وظايف در امان باشد).
در اين دوره بيداري وجدان آغاز مي شود. عقل به كار و بيدار است. در واقع سه پايه از مبناهاي تربيت ديني استوار مي گردد.
همزمان ورود به مدرسه، محيط ديگري نيز تجربه مي كند، از نظر روانشناسي اين دوران آرام و فرمانپذير است به شرط آنكه در خانه آنچه نبايد ببيند، نبيند و آن را كه شايسته نيست شنيدنش، نشنود بسيار حساس و ظريف است. اگر چه با توجه به پيشرفت ارتباط و اطلاعات، تبادل اطلاعات در سنين قبل از بلوغ انجام مي گيرد، كه مي بايست اينجا ديگر مادر هم به عنوان يك دوست و همراز با دختر خود به گفتگو و ارتباط بپردازد.
عدم تعارض بين دو محيط مدرسه و خانه بسيار مهم است، حتي گاهي تعارض ميان سه محيط يا چهار موقعيت واقع مي گردد؛ قوانين خانه، قوانين مدرسه، قوانين همسالان، و آنچه در جامعه و رسانه ها است.
سرگرداني و حيرت در گزينش هويت بزرگ ترين آسيب اجتماعي و رواني براي دختر را به وجود مي آورد. براي مثال:
1-پوشش بر اساس قوانين مدرسه و لباس فرم.
2-پوشش كه مادر و پدر مي پسندند.
3-پوشش همسالان.
4-پوشش هاي رسانه اي: تلويزيون، سينما، اينترنت، ماهواره.
خانه و مدرسه اگر همنوا و هماهنگ حركت نمايند، و همچنين گروه همسالان نيز با نظارت هاي غير مستقيم هدايت شوند، در واقع يك پايگاه در مقابله با موقعيت چهارم يعني رسانه ها خواهيم داشت كه با تدابير ديگر قابل كنترل نسبي مي باشد.
هدف اين دوره تربيتي
استفاده از آرامش اين دوران و بيداري عقل و وجدان در جهت رساندن به
1-گزينه هاي عقلي در انديشه دختر.
2-برداشتن گام هاي اوليه اخلاقي و خدايي كردن فعل پوشش.
برنامه ريزي تربيتي متناسب
چون عقل بيدار شده و از نظر منطقي تحليل و تجزيه هاي ساده را انجام مي دهد؛
1-كودك را با مفاهيم رضاي خدا و دوستي خدا آشنان كردن.
2-كودك را متوجه ارزشمندي وجودش ساختن و اينكه در نهادش عنصري ذي قيمت است (روح و قدرت هاي معنوي).
وجدان بيدار شده، ميل به حق و خير و كمال در او پديدار گشته، در تلاش براي رسيدن به الگوي دختر خوب بودن است. با شيوه هاي اجرايي مناسب او را در انجام افعال خوب ياري كنيم.
اجراي برنامه
1-افعال خوب را اگر پرسيد براي او با حوصله بيان كنيم.
2-او را متوجه خوب بودن افعال ارزشمندي چون چادر سر كردن هايش كنيم.
3-در محيط هاي متعارض، او را با محبت بيشتر و توجهات و احترام در حضور ديگران تأييد كنيم.
4-برخي آگاهي ها با كلام است و برخي با رفتار مربي قابل انتقال مي باشد.
5-ارتباط بايد تأييدي و محترمانه و با محبت فراوان باشد، رفتارهاي ما از هر فرمان آمرانه اي مهم تر و اثر گذارتر است.

يازده سالگي به بعد

از نظر منطقي و رشد شناختي گزاره هاي مجرد را متفكرانه بررسي مي كند و فرضيه هاي خود را مي آزمايد. به استدلال اخلاقي بالاتر مي رسد، مي تواند درك كند خصلت نيك چه لذتي دارد.
هدف تربيتي اين دوره
لذت و بهره معنوي اين فعل را دريابد، در تلاش باشيم كه لذت هاي معنوي را با وجودش درك كند به ويژه تمرين داده شود كه چادرش را به رسم عادت بر سر نكند بلكه به خاطر رضاي خدا بپوشد.
برنامه ريزي اين دوره
گاهگاه او را متوجه سازيم نيت خود را اصلاح كند تا از چادر سر كردن نيز مانند مواقع ديگر لذت ببرد. اگر دختر، خود به رسم عادتي كه از طريق تربيت در او ايجاد كرديم، چادر سر مي كند، به او بفهمانيم بايد سعي كند از چادر سر كردن هم لذت ببرد. اگر چه تعادل رواني دارد اما هنوز به بهره معنوي نرسيده است.
اجراي برنامه
اجراي اين برنامه چون كاملا دروني و معنوي و روحاني است، با شناختي كه مادر از دختر خود دارد و با پرسش هاي خود، بايد او را در رسيدن به اين مرحله ترغيب كند.

عوامل دروني پوشش اسلامي

نقش تربيت ديني تاكنون اين بود كه با نظم دادن به رفتار پوششي دختر به مدل هاي درست و انضباطي و همراه با رشد تفكر و اخلاق، گام هاي اوليه بيداري عقل و وجدان برداشته شد و جهت عوامل بيروني پوشش اسلامي پايان يافت.
آنچه از نظر عامل دروني پوشش اسلامي مطرح است مربوط به كوشش و تلاش خود دختر و زن است و بايد به اخلاق و اعتقاد خود عمق دهد كه با افزودن علم و فهم ديني و تفقه به اخلاق و اعتقاد استحكام و قوام مي دهد.
راهكارهاي فردي براي گذراندن اين مراحل و رسيدن به بالندگي و وارستگي آن مي باشد؛ فرد همواره علل دروني زير را تقويت نمايد.
1-تقويت جنبه فعل پوشش به اينكه كاري عبادي و خدايي است نيت خود را دائما تقويت كند كه براي خدا باشد و به اخلاص برسد.
2-تقويت اراده به سبب ايمان به هدف ميسر است اگر اراده خود را ضعيف مي يابد ايمان خود را تقويت نمايد.
3-حس حقيقت جويي خود را و روح علمي و پژوهشي خود را تقويت نمايد و دايم تلاش براي اين داشته باشد كه انتخابش عقلايي و علمي گردد هرگز به آنچه از كودكي به او توصيه شده بسنده ننمايد و هميشه بداند آنچه كه مي داند كم است و اندوخته او اندك بنابراين گنجينه دانش خود را از علوم مرتبط با پوشش اسلامي افزايش دهد.
4-در هر رفتار عبادي اين امور مهم است: الف)مشارطه ب)مراقبه ج)محاسبه د)معاتبه.
الف)مشارطه: با خود شرط كند 1-در جنبه انديشه توانمند شود 2-در جنبه عملي نيز توانمند گردد 3-در جنبه معنوي نيز بهره مند گردد.
ب)مراقبت كند: به اهداف تعيين شده در مشارطه خود برسد و آنها را پيگيري كند.
ج)محاسبه: محاسبه كند چقدر به اهدافش نزديك و يا دور شده است.
د)معاتبه: اگر تقصيري كرده و از اهداف دور شده خود را مجازات نمايد.

كامل شدن فعل پوشش اسلامي

پوشش اسلامي باعث امنيت اجتماعي است، براي كامل شدن اين فعل عبادي و رسيدن به يك آراستگي دروني مي بايست افعال ديگري نيز ملازم اين فعل باشند.
زن بايد علاوه بر پوشش اسلامي در گفتار و رفتار و نگاه نيز مراقب خود باشد.
پوشش اسلامي ظاهر زن است، و گفتار و نگاه و رفتار ابزار ارتباطي بانوي مسلمان به شمار مي آيد.
الف)گفتار: آيه 32 سوره احزاب: مي فرمايد با مردان نرم و نازك سخن مگوييد.
ب)رفتار: نحوه راه رفتن، حركات دست و گردن و برگرداند چهره از نوع رفتار است كه مي تواند جلب توجه نمايد.
ج)نگاه: آيه 31 سوره نور زنان را از نگاه به مردان نهي مي نمايد.
اين افعال به طور مختصر آورده شد اما مصاديق آن در فرهنگ ها نيز معناي ديگري شايد پيدا كند كه به آنها نپرداختيم و تنها به جهت آنكه تكميل كننده فعل پوشش با هدف تأمين امنيت فردي و اجتماعي و همچنين اعمال عبادي هستند عنوان گرديدند. تربيت ديني در اين افعال نيز نقش دارد.

پي نوشت :

1. قرآن .
2. وسائل الشيعه ، ج 2 ، باب 21 ، ص 30282 .
3. كافي ، ج 5 ، ص 526 ، ح 3 .
4. عروه الوثقي ، ص 184 .
5. تعليم و تربيت در اسلام شهيد مطهري .
6. گامي در مسير تربيت اسلامي ، دكتر رجبعلي مظلومي .
7. زمينه روانشناسي هيلگارد ، نويسندگان : ريتال . اتكينسون ، ريچارد سي . اتكينسون ، ادوارداي ، اسميت ، داريل ج . بم ، سوزان نولن - هوكسما ، مترجمان : دكتر محمد نقي براهني ، دكتر بهروز بيرشك ، مهرداد بيك ، دكتر رضا زماني ، دكتر سعيد شاملو ، دكتر مهرناز شهرآراي ، دكتر يوسف كريمي ، نيسان گاهان ، مهدي محل الدين ، دكتر كيانوش هاشميان.

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 3392
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما