منو
تبليغات







 
خانواده
حجاب12
چهارشنبه 21 تير 1391 فلسفه حجاب
نويسنده: مرضيه موسويان
منبع: ماهنامه كوثر، شماره6




بانوان اسوه

لزوم پوشيدگي زن در مقابل مرد، يكي از مسايل مهم اسلامي است كه قرآن كريم نيز به آن اشاره كرده است. البته حجاب، قبل از اسلام در ميان اقوام ديگر چون يهود، هندو، ايراني و ... وجود داشته و اختصاص به اسلام ندارد. اين دين مبين، تنها براي آن مرز معين كرده است. اقوام گوناگون از گذشته‏هاي دور نظرات مختلفي پيرامون مساله حجاب داشته‏اند. گروهي زن را به شدت محصور كرده و بعضي نيز، حجاب را مايه اسارتش دانسته‏اند. كتاب تاريخ تمدن در اين‏باره مي‏گويد: «اگر زني با هر گروه از مردان سخن مي‏گفت و درددل‏مي‏كرد; يا صدايش آن‏قدر بلند بود كه چون در خانه سخن مي‏گفت همسايگان مي‏شنيدند; شوهرش حق داشت‏بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد».
در ايران باستان، زنان نسبت‏به پدر و برادر خود نامحرم بودند. شايد در اينجا اين سؤال مطرح شود كه پوشش و حجاب از كجا آمده؟ آيا مردان آن را بر زنان تحميل كرده‏اند يا اينكه زنان با ميل خودشان انتخاب كرده‏اند؟ نظر دوم منطقي‏تر است. زيرا زنان با وجود اينكه خود را در مقابل مردان ضعيف مي‏ديدند; اما جمال و زنانگي، قوت و قدرت ديگري به آنها بخشيد. لذا فهميدند اگر بدون حجاب باشند طعمه اقويا خواهند شد و تنها با حجاب است كه مي‏توانند از چنگال ايشان رهايي يابند و تنها آنها را عاشق خود نموده اما نگذارند به راحتي به عشق خود برسند; مگر با رسوم خاص و اين خود باعث عزت بيشتر زن و محدود نگه داشتن قدرت مرد بود. پس با حجاب خود را از مهلكه شهوتراني مردان دور نگه داشتند. اما چرا اسلام بر مساله حجاب مهر تاييد زد؟ در پاسخ بايد به چند علت اشاره كرد:

1 - آرامش رواني:

وقتي بين زن و مرد حريم نباشد; ميل و غريزه‏اي كه در طرفين است افزايش مي‏يابد. غريزه جنسي به‏گونه‏اي است كه هر چه بيشتر از آن استفاده شود; سركش‏تر مي‏شود و هر چه بر روي آن مهر زده شود مهار مي‏گردد; به همين علت مرداني كه زنان متعدد مي‏گيرند نه تنها آتش هوس آنها خاموش نمي‏شود; بلكه شعله‏ورتر شده و آماده ازدواجهاي مجدد مي‏شوند. اگر به تاريخ نظري بيفكنيم; پادشاهاني را خواهيم ديد كه با وجود داشتن هزاران زن در حرمسراهايشان، باز هم در آرزوي به دست آوردن زنان جديد بودند.

2 - پايداري خانواده:

اگر حجاب با كيفيت‏خاص خود در خانواده برقرار باشد و زن به جز مرد خود به كسي نگاه نكند و تمام توجهش به مردش باشد; عشق و محبت‏خود را در او خلاصه خواهد كرد و مرد هم اگر اين طور باشد; زندگيشان بسيار شيرين و با صفا خواهدشد.

3 - استواري جامعه:

اگر زن و مرد هر يك به آنچه وظيفه اسلامي آنان است عمل كنند. يعني زنان با حجاب كامل وارد اجتماع شوند; چشم طماع مردان هوسباز را از خود دور نگه داشته و بدون دغدغه كار خود را به نحو احسن انجام مي‏دهند. مردان هم به كارها و فعاليتهاي اجتماعي خود ادامه مي‏دهند. اما بر عكس اگر زنان با لباسهاي نامناسب و آرايش بيرون روند; نيروي مردان كم شده و به جاي كار و فعاليت، نيروي شهواني در وجود ايشان فعال مي‏شود. زنان هم به جاي كار در اجتماع مشغول خودنمايي و هوسبازي مي‏شوند. در اين جاست كه مي‏بينيم كار اجتماعي پيشرفت نكرده و رو به تنزل مي‏گذارد. به عنوان مثال منشي يك پزشك را در نظر مي‏گيريم. اگر وي زني پاكدامن و داراي حجاب اسلامي باشد; مراجعان بدون چشم‏چراني و به چشم يك خواهر محجبه به او نگاه مي‏كنند. اما اگر بدون پوشش كامل اسلامي و داراي ادا و اطوارهاي زنانه باشد; مرداني كه در اتاق انتظار مطب حضور دارند; زير چشمي هيكل او را برانداز كرده و سعي مي‏كنند سر صحبت را با وي باز كنند.

4 - حفظ ارزش و مقام زن:

چون مردان خود را نسبت‏به زنان نيازمند مي‏بينند; اگر زن خود را از نظرهاي شهواني آنان دور نگه دارد موجب ارزش او مي‏شود. زيرا مردان با مشاهده مرز ميان خواهش و رسيدن به زن، وي را به چشم مرواريد گرانبهايي مي‏بينند كه به علت قرار گرفتن در صدف حجاب، به آساني نمي‏توان به آن دست‏يافت. از نظر اسلام نيز زن هر اندازه عفيف‏تر باشد; ارزش و احترامش بهتر محفوظمي‏ماند.
به مساله حجاب و پوشش زنان اشكالاتي گرفته شده است. يكي از اين اشكالات، مغايرت حجاب با آزادي زن است. مغرضاني كه اين اشكال را طرح كرده‏اند عقيده دارند، آزادي حقي است كه هر انساني بايد از آن بهره‏مند شود و حجاب مخالف اصل آزادي زن است.
در پاسخ ايشان بايد گفت: بر مردان واجب نيست اعضاي بدن خود را غير از عورتين بپوشانند. اما مردان از جهت اخلاقي تمام بدن خود را در معابر مي‏پوشانند. آيا آنها به خاطر رعايت اين حكم اخلاقي، در خانه و اجتماعي آزادي خود را از دست داده‏اند؟ بايد از رسانه‏هاي تبليغاتي و جنجالي غرب سؤال كرد: چرا اگر در كشورهاي شما، مردان با لباسهاي زير از خانه بيرون بيايند مجازات مي‏شوند ولي حضور زنان برهنه در معابر عمومي منعي ندارد؟ اين جاست كه بايد بگوييم آنها براي رسيدن به مقاصد شوم خود، چنين سخنان دلفريبي را مطرح مي‏كنند و قصد دارند از آب گل‏آلود ماهي بگيرند.
آيا اسلام زنان را در خانه‏ها زنداني كرده يا از ايشان خواسته وقتي بيرون مي‏روند; لباس مناسب بپوشند، درست راه بروند و هنگام مواجه شدن با مردان، براي حفظ موقعيت‏خود و اجتماع برخوردي مناسب داشته باشند؟ چنين زناني از ميان گروه زيادي از مردان هم عبور كنند; كسي به آنها توجه نمي‏كند. آيا اين اسارت است‏يا عين آزادي؟ و آيا زني كه با رعايت‏حجاب، موجب بر هم زدن آرامش خود و اجتماع نشود; آزاديش را از دست داده است؟ بايد از اين مناديان به اصطلاح آزادي سؤال كرد چگونه است كه شما زن مسلمان محجبه را زنداني و زن بي‏حجاب را آزاد مي‏دانيد؟ آيا غير از اين است كه مي‏خواهيد زنان را بازيچه دست مردان هوسباز قرار داده و در لجنزار فساد و تباهي غرق كنيد؟ زن محجبه خيلي بهتر از يك زن بي‏حجاب مي‏تواند در اجتماع كار كند چون برخلاف او كه تمام فكرش معطوف جلب توجه مردان است; با هدفي والاقدم در صحنه اجتماعي مي‏گذارد و بدون توجه به هوسبازيهاي مردان، به آمال و اهداف بلند خود انديشيده و فعاليت‏خود را ادامه مي‏دهد. ممكن است گفته شود خيلي از زنان آرايش كرده نيز، در اجتماع مشغول كار هستند. بله ما منكر اين مساله نيستيم. اما كار زماني خوب انجام مي‏شود كه با آرامش فكري همراه باشد. آنها كه مي‏گويند حجاب نوعي محروم ماندن زنان از فعاليتهاي اجتماعي است; سخنشان لغو و بيهوده است. زنان با حجاب نه تنها محروم نماندند بلكه با پشتكار بيشتر، در اجتماع مشغول شده و بازدهي كارشان را نيز بالا بردند.
گروهي از منتقدان، حجاب را موجب التهابات روحي دانسته و معتقدند اگر زنان خود را بپوشانند; موجب حرص بيشتر مردان مي‏شوند. برتراند راسل يكي از مادي‏گرايان در اين زمينه مي‏گويد: «اگر عكسهاي منافي عفت در سطح جامعه پخش شود; مردم پس از مدتي نگاه كردن به اين عكسها از آنها زده مي‏شوند. زنان نيز اگر مدتي در معرض ديد باشند; رغبت مردان به مرور زمان نسبت‏به آنها كم خواهد شد.» در پاسخ بايد گفت: غريزه شهواني به گونه‏اي است كه هر چه انسان آن را سركوب كند، ضعيف‏تر مي‏شود. بر عكس اگر رها و آزاد شود شعله‏ورتر مي‏شود. بر خلاف نظر راسل اگر به يك عكس بي‏توجه شود; دوباره به عكس ديگري علاقه‏مند مي‏شود. اگر از معاشقه كردن با زني زده شود با زن ديگري ارتباط برقرار مي‏كند. به همين علت است كه مي‏بينيم بي‏بند و باري در غرب ادامه پيدا مي‏كند و زنان و دختران، به صورتي زشت و زننده در كوچه و خيابان ظاهر مي‏شوند.
در اينجا به تشريح ديدگاه قرآن مي‏پردازيم. خداوند در قرآن كريم مي‏فرمايد: «قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و ...» منظور از غض بصر در اين آيات اين است كه نگاه خيره نكنند. نگاه دوگونه است: 1- آلي 2- استقلالي. نگاه آلي آن نگاهي است كه چون ما با يك زن در حال صحبت كردن هستيم; به او نگاه مي‏كنيم. اما نگاه استقلالي يعني مو، لباس و طرز آرايش او مدنظرمان باشد. منظور قرآن از نگاه نكردن، نوع استقلالي آن است. «و يحفظوا فروجهم‏»، منظور وجوب ستر عورت و خودداري از زنا است. چون در عصر جاهليت، ستر عورت در ميان اعراب معمول نبود. همچنان كه بعضي دانشمندان غرب نيز، اين عقيده را در كتابهاي خود مطرح كرده‏اند. «ذلك ازكي لهم‏»، اين حفظ براي ايشان پاكيزه‏تر است از اينكه خود را مكشوف العوره كنند.
«ان الله خبير ... خدا به آنچه مي‏كنند آگاه است‏».
خداوند در ادامه مي‏فرمايد: «و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و ...» در اين آيه مي‏بينيم فرقي بين زن و مرد از جهت ترك نظر و حفظ فرج نيست. پوشش فقط براي زن است چون مظهر جمال است. گرچه نحوه پوشش زن بر مردان واجب نيست; در عمل مي‏بينيم مردان پوششي كاملتر از بعضي زنان دارند.
«و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها»، بايد زيور خود را اعم از آرايش و زيورآلات آشكار نسازند مگر زينتهايي كه آشكار است. زينت دو نوع است: 1-زينت آشكار 2- زينت مخفي (در تفسير مجمع‏البيان سه قول آمده) زينت آشكار مثل جامه‏هاي رو و زينت مخفي مثل گوشواره و دست‏بند. قول دوم زينت آشكار مثل سرمه، انگشتر و خضاب دست. قول سوم چهره و دو دست تا مچ.
و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن، بايد مقنعه‏هايشان را بر سينه‏هايشان بيندازيد تا گردن، گوش، سينه و زيرگلو معلوم نشود. و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او ... او ما ملكت ايمانهن، زينت‏خود را آشكار نكنند مگر براي شوهران يا پدران يا پدرشوهران يا پسران يا پسر شوهران يا برادران يا پسر برادران يا پسر خواهران يا زنان يا مملوكان. البته منظور از زنان در اينجا، زنان مسلمان است و زنان غير مسلمان نامحرم هستند. چون زنان غير مسلمان هيچ تعهدي ندارند كه محاسن و زيبايي زن مسلمان را براي شوهرانشان توصيف نكنند. لذا زنان مسلمان نيز از توصيف خواهران خود براي مردان خودداري كنند. «او التابعين غير اولي الاربة‏»، طفيلياني كه كاري با زن ندارند. او الطفل الذين... كودكاني كه از امور جنسي بي‏خبرند يا توانايي زناشويي ندارند. او ما ملكت ... دو احتمال است: 1 - مخصوص كنيزان است 2 - مطلق مملوك منظور است. التابعين... شامل ديوانگان و افراد ابلهي است كه داراي شهوت نيستند. و لايضربن بارجلهن ... يعني زنان به منظور آشكار ساختن زينتهاي پنهان خود، پاي بر زمين نكوبند. (چون زنان عرب خلخال به پا مي‏كردند.)توبو الي الله... اي مردم توبه كنيد به سوي پروردگار. رسول خدا فرمود: «من روزي صد بار توبه مي‏كنم.»
و منظور از توبه انقطاع به سوي پروردگار است.
 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 2668
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما