منو
تبليغات







 
خانواده
حجاب22
چهارشنبه 21 تير 1391 پوشش و فلسفه آن در قرآن كريم
نويسنده: مريم حاجي عبدالباقي
منبع: مجله بينات55




مروري گذرا بر مسأله «لباس و پوشش» در قرآن

ابتدا سيري بر مسأله پوشش و فلسفه آن خواهيم داشت، مسأله عفاف را كه يكي از ابعاد آن پوشش است، مورد توجه قرار مي دهيم.
قرآن كريم براي لباس و پوشش، اهداف ذيل را بيان مي نمايد:
1. پوشاننده عورات و زشتي ها و فضايح: يواري سوءاتكم (اعراف، 26/ 7)
سوآه جمع سوء ه، عبارت است از چيزي كه ظهورش ناپسند است. (1)
و آنچه انسان از ظهورش كراهت دارد. (2)
كنايه از فروج، (3) و زشتي ها. (4)
2. زينت و زيبايي و وسيله حسن حال و پيشرفت: ريش (اعراف/ 26)، اصل ريش مجموع پر و پرندگان است كه پوشش و لباس بدن آنهاست. (5) پري كه به انتهاي تير مي بندند كه به سرعت سير آن كمك مي كند، ريش نام دارد. (6)
آقاي مصطفوي معتقد است ريش وسيله اي است كه به وسيله آن بلندي و پيشرفت حاصل مي شود مثل پر پرواز پرندگان. اين علو و ترقي مي تواند مادي يا معنوي و روحاني باشد. (7)
3. حفظ و نگهداري از گرما و (سرما): تقيكم الحر (نحل، 81/ 16)
با پوشيدن لباس، بدن و پوست از گرما و به تبع آن از سرما محافظت مي شود و لباس چون سپري بدن را از سوزش سرما و گرما حفظ مي كند.
4. محافظ بدن از صدمه هاي جنگ و بلاها و سختي ها و خطرات: تقيكم بأسكم لكم (نحل/ 81) و علمناه صنعه لبوس لكم لتحصنكم من بأسكم (انبياء، 80/ 21)
اين پوشش شامل زره و لباس هاي محافظ امروزي در برابر خطرات شيميايي و هسته اي نيز مي شود.
از همان ابتداي خلقت و در داستان حضرت آدم (ع) پوشش و تمايل بشر به پوشانيدن عورات خود، از سوي قرآن كريم، مورد اشاره قرار گرفته است، از آنجا كه اين بيان در قرآن كريم، تكرار شده است، ذهن متوجه اهميت خاص آن مي شود.
سير طرح مسأله در قرآن كريم به اين شكل است:
الف) در چهار موضع به مسأله آشكار شدن سواه، بر اثر خوردن ممنوعه اشاره شده است يعني آدم و حوا با خوردن ميوه ي ممنوع متوجه عيوب و عورات خود شدند. (طه/ 121/ و اعراف/ 20، 22، 27)
در آيه ي 27 سوره اعراف ضمن اينكه بر كنده شدن و جدا شدن لباس آدم و حوا، دليل آشكار شدن فضايح آنان خوانده شده، اين عمل به شيطان نسبت داده شده است.
ب) در دو موضع به مسأله اقدام آدم و حوا براي پوشانيدن خود بوسيله برگ هاي بهشتي اشاره شده است. (اعراف/ 22 و طه/ 121)
و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنه: الصاق و اطباق يعني بر هم نهادن و چسبانيدن يعني برگ ها را يك به يك بر بدن خود چسباندند و روي هم گذاردند تا عورتشان ديده نشود. (8)
درسي را كه خداوند خود اين ماجرا براي ما بيان مي كند، طي دو آيه بيان شده است: يا بني آدم قد انزلنا عليكم لباسا يواري سوءاتكم و ريشا و لباس التقوي ذلك خير ذلك من آيات الله لعلهم يذكرون. يا بني آدم لا يفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوء اتهما انه يريكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم انا جعلنا الشياطين اولياء للذين لا يؤمنون. (اعراف، 26/ 7- 27)
اي فرزندان آدم، در حقيقت ما براي شما لباسي فرو فرستاديم كه عورت هاي شما را مي پوشاند و براي شما زينتي است. و بهترين جامه (لباس) تقواست. اين از نشانه هاي (قدرت) خداست. باشد كه متذكر شوند.
اي فرزندان آدم، زنهار كه شيطان شما را به فتنه اندازد چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از ايشان بركند تا عورت هايشان را بر آنان نمايان كند. در حقيقت، شيطان و قبيله اش، شما را از آنجا كه آنها را نمي بينند، ما شياطين را دوستان كساني قرار داديم كه ايمان نمي آورند.
در اين آيات قرآن از لباس تقوي نام مي برد، مسلما بهترين زينت معنوي انسان تقواست كه سبب پيشرفت معنوي انسان مي شود انسان را از گناه و سختي عذاب، محافظت مي كند و عيوب و نقايص انسان در پوشش و حصن تقوا، پوشانيده مي شود.

طرح عفاف و حجاب در قرآن كريم

عفاف در حجاب، در سوره نور و احزاب در قرآن كريم مطرح شده است. اجمالا مي توان گفت: كه در سوره نور احكام حجاب و عفاف به طور كامل در ابعاد فردي و اجتماعي مطرح شده است و در سوره احزاب يكي از مصاديق آن، يعني مصداق اجتماعي آن و جايگاه اجتماعي و سياسي زن، بيشتر مورد توجه قرار گرفته است.
در سوره نور از ابتدا تا انتها در رابطه با مسأله عفاف چنين سيري را مشاهده مي كنيم:
1. ابتدا احكام مرد و زن زناكار بيان مي شود. «آيه 2 و 3».
- تازيانه براي زناكاران
- عدم جواز ازدواج با افراد زناكار
2. حكم قذف (تهمت زدن به زن پاكدامن) بيان مي شود. (آيات 4 و 5 و 23 و 25)
3. حكم لعان (لعنت متقابل بين شوهري كه بدون داشتن شاهد به زن خود نسبت زنا مي دهد و زني كه اين نسبت را انكار مي كند). (آيات 6 تا 9)
4. ماجراي افك (تهمت و تسليم مؤمنين در ايجاد شايعه و دامن زدن به آن) و تقبيح اين عمل و آموزش نحوه رفتار صحيح به مؤمنان و هشدار، نسبت به عدم تكرار آن (آيات11تا 18)
5. تحذير از اشاعه فحشاء و استقبال از آن (آيه 19)
6. دستور عدم پيروي از گامهاي شيطان چرا كه شيطان است كه فرمان به فحشاء و منكر مي دهد(آيه 21)
7. دستور عدم ورود به خانه هاي مسكوني ديگران جز در صورت:
- استيناس (طلب الفت). (آيه 27)
- سلام بر اهل خانه: (آيه 27)
- صدور اجازه ورود به خانه: (آيه 28)
خانه هاي عمومي و غير مسكوني مثل بازارها و هتلها استثناء هستند.
8. دستور رفتار عفيفانه براي مرد شامل: غض بصر (پايين انداختن چشم) و حفظ فرج (پاكدامني) (آيه 30)
9. دستور رفتار عفيفانه براي زن، شامل: غض بصر و حفظ فرج و آشكار نكردن زينت و انداختن روسري به گردن و سينه (آيه 31)
10. دستور فراهم كردن امكان ازدواج براي مجردها و ضمانت الهي براي اغناء كساني كه فقير هستند (آيه ي 32)
11. دستور استعفاف و حفظ خود براي مجردها تا زمان فراهم شدن امكانات (آيه 33)
12. تحريم وادار كردن كنيزان به خود فروشي (آيه 33)
13. دستور استيذان بردگان و اطفال براي ورود به حريم خصوصي زن و شوهر (آيه 59)
14. جواز رفع حجاب براي زنان بازنشسته (يائسه) در صورت خودنمايي و زينت نكردن (آيه 60)
همان گونه كه مشاهده مي شود، اسلام نظام عفاف و پاكدامني را در قوانين فوق پايه ريزي مي كند و توجه به يك حكم و ناديده گرفتن ساير دستورات، سبب عقيم ماندن اهداف مقدس دين، در پي ريزي سازمان عفاف در جامعه مي شود.
چنان كه وقتي نوبت به سوره احزاب مي رسد، دستورهاي عفاف و حياء و معاشرت صحيح اسلامي با جزئيات بيشتر و دقيق تر و سخت گيرانه تر همراه است، چرا كه حساسيت نقش زنان پيامبر در جامعه از آن رو كه وابسته به پيامبر اكرم (ص) و خاندان وحي هستند، بيشتر است. در سوره احزاب از سويي زنان پيامبر (ص) به رعايت عفاف، توصيه مي شوند و از سويي مردان ملزم به مراقبت بيشتر در معاشرت هايشان با زنان مي شوند.
نكته شايان ذكر ديگر اينكه در قرآن دستور استعفاف داده مي شود، بايد به تفاوت دو واژه استعفاف (نور/ 60 و 33) و استحياء (قصص/ 25) با دو واژه عفت و حياء توجه شود. درجه عفت و حيا، در افراد، بدليل عوامل ارثي و ژنتيكي و تربيتي، متفاوت است ولي استعفاف و استحيا يعني رفتار عفيفانه از خود نشان دادن، از عهده افراد مختلف بر مي آيد و قابل امر كردن است.
برنامه و توصيه قرآن به استعفاف و استحيا، در قرآن كريم. در ابعاد زير مطرح شده است. اين ابعاد اگر همه در كنار هم رعايت شود، عفاف در جامعه حاكم مي گردد، ولي عدم توجه به برخي ابعاد و بزرگ نمايي برخي ابعاد ديگر كه در برخي جوامع و خانواده ها مشاهده مي شود، سبب دوري از هدف اصلي مي گردد.

1. استعفاف در نگاه:

- رو به مردان: 30 نور
- رو به زنان: 31 نور

2. استعفاف در دامن (پاكدامني):

- رو به مردان: 31 نور- 35 احزاب- 29 معارج- 5 مؤمنون- فرقان 68 و 32 اسراء
- رو به زنان: 31 نور- 35 احزاب- 12 ممتحنه- 29 معارج و 5 مؤمنون.

3. استعفاف در گفتار:

- رو به مردان: 235 بقره
- رو به زنان: - محتواي: 32 احزاب
- ظاهري: 32 احزاب

4. استعفاف در بدن: - رو به مردان: 30 نور

- رو به زنان: 31 نور
- 59 احزاب: عدم آشكار كردن زينت: 31 نور- خمر: 31 نور- جلباب: 59 احزاب.

5. استعفاف در راه رفتن:

- رو به مردان: 31 نور
- رو به زنان: تمشي عليا ستحياء: 25 قصص

6. استعفاف در رفتار و معاشرت و رفت و آمد:

- عمومي: عدم دخول به خانه غير: 27 نور.
- فسألوهم من وراء حجاب: رو به مردان: 53 احزاب.
- عدم استيناس در گفت و گو: رو به مردان 53 احزاب: 235 بقره.
- وقار و متانت و حفظ سنگر خانه: 33 احزاب رو به زنان
- عدم تبرج: 33 احزاب
فلسفه پوشش سراسري زنان: 59 احزاب و 33 احزاب و 60 نور.
حال به بررسي مختصر هر يك از اين ابعاد مي پردازيم:
1. عفت در نگاه: قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم... (نور، 24/ 30)
و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن... (نور/ 31)
غض بصر عبارتست از كف و نگه داشتن و كنترل چشم. (9)
برادران، برادر زادگان، خواهر زادگان، زنان مسلمان، بردگان، مردان بي نياز به همسر و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن...: اطفالي كه بر مسائل جنسي زنان آگاهي ندارند، آشكار نكنند و پاهايشان به زمين نزنند تا زينتهاي مخفي آنان دانسته شود.
نكاتي در شرح و تفسير آيه لازم الذكر است:
خمر: جمع خمار و خمار روسري و مقنعه است. (10)
جيوب: جمع جيب يعني گريبان و سينه و يقه است. (11)
اربه: نياز و شدت حاجت را گويند. (12) يعني مرداني كه به زنان نياز ندارند كه شامل مردان خنثي و مرداني كه نياز جنسي و مردانگي ندارند و يا عقل ندارند و ابله هستند، و يا پير و از كار افتاده هستند، مي شود. (13) البته ارب به معناي عقل ذكر شده كه در اين صورت يعني بي عقل ها و ديوانگان. (14)
درباره زينت چند نظريه از سوي مفسران و فقها ابراز شده است:
1. مقصود از زينت در آيه، مواضع زينت است، يعني محل بستن زينت يعني گردن و پا و دست و مانند آن. (15)
2. زينت بر دو قسم است: زينت ظاهري و زينت باطني: زينت ظاهره فرج و كفين است و زينت باطنه غير آن. (16)
3. زينت از (زان يزين) بر وزن فعله: مصدري است كه به معناي نوع خاص و شكل و هيأت عمل است. يعني زينت عبارتست از: نوع و شكل خاصي از زيبايي و آرايش، اعم از زيبايي ذاتي يا عرضي كه به كمك وسايل آرايش به دست آمده باشد، كه با توجه به استثناي «الا ما ظهر منها» يعني زيبايي هايي كه خود به خود ظاهر است و در اختيار مكلف نيست و اساسا قابل پوشاندن هم نيست، مثل قامت زيبا و مانند آن، زيبايي هاي ذاتي يا عرضي قابل پوشاندن و قابل اظهار كردن، مورد نظر شارع است. (17)
ولي در اين آيه به معناي ستر و حفظ از نگاه و پوشانيدن در برابر نگاه نامحرم است. (18)
حديثي از امام صادق (ع) اين نظر را تأييد مي كند. (19)
بايد توجه داشت همان طور كه قبلا نشان داديم، اين آيات، بعد از آيات مربوط به ورود به خانه غير، قرار دارد.
پوشش براي مردان فقط شامل عورت مي شود. ولي براي زنان علاوه بر عورات، پوشش در ادامه آيه ي 31 نور، چنين بيان شده است: و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها: و زينت خود را (مواضع زينت) ظاهر نكنند، مگر آن زينتها كه ظاهر مي شود.
و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن: و بايد قسمتي از روسري هايشان را بر گريبانشان بيندازند.
با توجه به حرف «ب» در بخمرهن، قسمتي از روسري قابل برداشت است.
و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن، او أبائهن او أباء بعولتهن، او أبناء هن او أبناء بعولتهن: و زينتهاي خود را جز در برابر شوهرانتان، پدران، پدران همسر، پسران، پسران همسر، او اخوانهن او بني اخوانهن او بني اخواتهن او نسائهن او ما ملكت ايمانهن او التابعين غير اولي الاربه من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء.
د. سوره ي اسراء آيه ي 32، ز. سوره ي ممتحنه آيه ي 12.
4. عفت ورزي در گفتار:
در سوره ي بقره آيه ي 235 خداوند به مردان دستور مي دهد كه در خواستگاري از زنان با آنان قرار پنهاني نگذارند و در صورت ملاقات با آنان گفتار معروف داشته باشند.
در سوره احزاب به زنان پيامبر توصيه مي شود كه صداي خود را نرم نكنند تا افرادي را كه در قلب هاشان مرض است به طمع نيندازند. اين مسأله اشاره اي به فلسفه حجاب است كه در آينده به آن خواهيم پرداخت و سپس توصيه مي كند قول معروف و مناسب داشته باشند.
5. استعفاف در راه رفتن:
- 31 نور: و لا يضربن بارجلهن: پاهايشان را نكوبند تا زينت ها مخفي آنان آشكار شود.
- 25 قصص: تمشي علي استحياء: دختر (شعيب) با حياء ورزي در برابر موسي (ع)، راه مي رفت.
6. عفت در گفتار و معاشرت: كه يكي از ابعاد بسيار مهم برقراري نظام عفت در جامعه اسلامي است كه خود داراي ابعاد زير است:
عدم تبرج زن: درباره تبرج التحقيق چنين آورده است. (20) ريشه اين ماده واجد است و عبارتست از ظهور و جلب توجه كردن هر چيزي كه ظهور دارد و در جلب توجه بر چيزهاي ديگر، پيشي مي گيرد، برج نام دارد. به همين اعتبار به قصر بلند و مرتفع برج گفته مي شود، و زني كه زينت و آرايش كرده و محاسن و زيبايي هايش رابراي بيگانگان آشكار كرده و آنها را جلب خود نموده، تبرج كرده است. و نيز ستاره اي كه در آسمان آشكار شود و نورش جلوه گري كند، برج نام دارد.
در قرآن كريم به فلسفه دستورهاي عفاف و حجاب اشاره شده است، كه قبلا بدان اشاره داشتيم اينك مفصلا به آن مي پردازيم:
ذلك ادني ان يعرفن فلا يؤذين (احزاب، 59/ 33) - فيطمع الذي في قلبه مرض. (احزاب/ 33) قرآن در سوره احزاب مي فرمايد: زنان با رعايت پوشش، به خوبي و نيكي شناخته مي شوند و مورد آزار و اذيت قرار نمي گيرند. اينك با ذكر چند مثال، در صدد روشن كردن مطلب بر مي آييم. همان طور كه بشر براي راحتي و زيبايي و محافظت و مصون ماندن از مزاحمت و خطر، از پرده بهره مي گيرد، اگر چه استفاده از پرده، محدوديت ديد و منظر را، به همراه دارد ولي با اين وجود چون محدوديتي است براي مصونيت و اسارتي است با هدف آزادي بزرگ تر و مهم تر، عملي عاقلانه و پسنديده است يا مثلا پوشيدن لباس هاي گرم و كلفت در فصل زمستان اگر چه ابتداء مطلوب نيست ولي همه عاقلان جهان خريد لباس گرم و استفاده از آن در فصل سرما را، علي رغم زحمتي كه براي انسان به وجود مي آورد، تأييد مي كنند. چرا كه انتخاب و ترجيح يك مزاحمت كوچك براي به دست اوردن يك فايده و سود بزرگ كه همان حفظ از سرما و بيماري است، كاري عاقلانه و صحيح است.
توصيه قرآن به زنان نيز به همين صورت است كه عقل حكم مي كند كه زنان براي اينكه مورد آزار و اذيت قرار نگيرند و براي حفظ خود از خطر تعرض نامحرمان، محدوديت و زحمت حجاب را به جان بخرند و براي يك فايده بزرگ تر (آزادي از سوء استفاده جنسي) يك فايده كوچك تر (راحتي و بي حجاب بودن) را كنار بگذارند.
مسأله مهم ديگر اين است كه احكام تابع مصالح است. ممكن است همه كساني كه با ما برخورد مي كنند مرض قلبي نداشته باشند، يا به يك اندازه مرض نداشته باشند ولي وجود حتي يك مريض، احتمال تعرض را ايجاد مي كند. همان يك احتمال رعايت احتياط راعقلاني مي كند. مثلا در مسأله رانندگي اگر ما در حالي كه چراغ درچهار راه وجود ندارد يا قرمز است، از چهار راه عبور كنيم احتمال بروز تصادف صد در صد نيست، حتي گاهي در مواقع خلوت 1% است. ولي همان 1% مسأله رعايت احتياط و نوبت را عقلاني مي كند. درباره ضرورت حجاب و پوشش هم، همين مصلحت وجود دارد. چون در جامعه، مشخص نشده است كه چه كسي مريض قلبي است و چه كسي سالم است و چه كسي قصد تعرض به بانوان دارد و يا سوء استفاده از معاشرت با آنان را دارد و چه كسي بي غرض و با حسن نيست با آنان برخورد مي كند، و چه كسي بدون پوشش كامل، دچار وسوسه و رفتار خطرناك و نادرست، براي خود و جامعه مي شود و چه كسي نمي شود، مصلحت حكم مي كند كه در سطح عمومي اين احتياط رعايت شود. همانطور كه اگر ما احتمال دزد بودن تنها يك نفر، از صد نفري را كه از كنار ماشين ما عبور مي كنند، مي دهيم، عقل حكم مي كند كه درب ماشين را قفل كنيم و مصلحت نيست كه بي احتياطي كنيم.
در پايان اميدوارم اين گفتار در تبيين مرزهاي حجاب اسلامي و تشريح فلسفه آن، توفيق يافته باشد.

پي نوشت :

1. قاموس قرآن، به نقل از: المنار، 384/ 3.
2. الميزان، 312/ 5.
3. مفردات راغب القرآن/ 253.
4. اقرب الموارد، 593/ 1.
5. مونات/ 214.
6. لسان العرب، 388/ 5.
7. التحقيق في كلمات القرآن، 254/ 4.
8. اقرب الموارد، 321/ 1.
9. لسان العرب، 82/ 10.
10. همان، 211/ 2؛ اقرب الموارد، 340/ 1.
11. همان/ 433؛ همان/ 210.
12.مفردات/ 11 ؛ العين/ 22.
13. تبيان/ 430.
14. العين/ 22.
15. الميزان، 112/ 15.
16. تبيان، 429/ 7.
17. گرجي، آيات الاحكام/ 134- 135، با تلخيص.
18. الميزان، 116/ 15؛ الكشاف/ 726؛ ترجمه مجمع البيان، 127/ 17.
19. كليني، كافي، 530/ 5.
20. التحقيق، 242/ 1.
منابع و مأخذ:
1. قرآن كريم با ترجمه فولادوند.
2. آلوسي، تفسير روح المعاني، دار احياء التراث العربي، بيروت، لبنان، چاپ چهارم، 1405 ه. ق.
3. ابن منظور، لسان العرب، دار احياء التراث العربي، بيروت، لبنان، چاپ اول، 1408 ه ق.
4. خليل بن احمد فراهيدي، العين، تك جلدي، دار احياء التراث العربي، بيروت، لبنان، چاپ اول، 1421 ه. ق.
5. راغب اصفهان، مفردات، دارالكتاب العربي 1392، افست مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، تهران.
6. زمخشري، تفسير كشاف، دار المعرفه، بيروت، لبنان، چاپ اول، 1423 ه. ق.
7. طبرسي، مجمع البيان، ترجمه احمد بهشتي، انتشارات فرهاني، تهران، 1354 ش.
8. طبرسي جوامع الجامع، دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1377ش، تهران.
9. علامه طباطبايي، تفسير الميزان، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت، لبنان، چاپ دوم، 1423 ه. ق.

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 1862
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما