منو
تبليغات







 
دين پژوهي
عید فطر مبارک
چهارشنبه 1 مرداد 1393 عید فطر و نقش آن در تحولات فردی و اجتماعی
نویسنده: عبدالکریم پاک‏نیا
منبع:
 مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن (www.iec-md.org)




روز بازگشت‏به فطرت

در فرهنگ اسلامی اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت‏به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه‏دار در طول ماه رمضان با ارتباط‌های پی در پی با خداوند متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگی‏های ظاهری و باطنی که بر خلاف فطرت آن‏هاست، خود را پاک نموده و به فطرت واقعی خود برمی‏گردند. امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر می‏نگرد و با اشاره به روز عید می‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه وشکر قیامه وکل یوم لا یعصی الله فهو عید (1) ; این عید کسی است که خدا روزه‏اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است. »
بلی روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتی‏ها و پلیدی‏ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است . عید فطر روز بازگشت‏به فطرت است، این معنا رامی‏توان از لغت «عید فطر» هم فهمید، چرا که «عید» به معنای بازگشت و «فطر» به معنای «فطرت و طبیعت‏» است .
مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانی خداوند به صفای باطن دست‏یافته و در حقیقت، شخصیت واقعی خویش را بازیافته‏اند، آری، فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهای جهل و نادانی و غفلت‏به انواع گناهان و معصیت‏ها مبتلا شده و از حقیقت‏خود دور می‏شود و در نتیجه دچار خودفراموشی و خدا فراموشی می‏گردد . اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضای معنوی آن ماه و تلاش‏های خویش به یک زندگی نوین دست می‏یابد، که می‏توان آن را «بازگشت‏به خویشتن‏» نامید .
در روز عید فطر گوئی یک مسلمان از نو متولد می‏شود، چرا که طبق گفتار امیرمؤمنان علیه السلام، روزه‏داران در شب عید فطر از تمام آلودگی‏ها و پلیدی‏ها پاک شده‏اند و کمترین پاداش خود را که پاکی و پاکیزگی است دریافت نموده‏اند . آن حضرت چنین می‏فرماید: «واعلموا عباد الله! ان ادنی ما للصائمین والصائمات ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان: ابشروا عباد الله! فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون (2) ; ای بندگان خدا! بدانید که کوچکترین چیزی که برای مردان و زنان روزه‏دار است، این است که فرشته‏ای در روز آخر ما مبارک رمضان به آن‏ها ندا می‏دهد: ای بندگان خدا! بشارتتان باد که [خداوند متعال ] تمام گناهان گذشته شما را آمرزید، پس بنگرید که بعد از این چگونه عمل خواهید کرد .»
شیخ مفید می‏نویسد: اینکه روز اول ماه شوال عید اهل ایمان قرار داده شده است، به خاطر این است که آنان برای قبولی اعمالشان در ماه رمضان خوشحالند و از اینکه خداوند متعال گناهانشان را بخشیده و بر عیب‏های آنان پرده کشیده و مژده و بشارت از طرف خداوند رسیده است که ثواب‏های بسیاری برای روزه‏داران عطا خواهد کرد و از اینکه مؤمنین در اثر تلاش‏های شب و روز ماه مبارک رمضان چند مرحله به قرب الهی نزدیک شده‏اند، حالت‏سرور و نشاط دارند . در این روز غسل معین شده و این علامت پاکی از گناهان می‏باشد، عطر زدن و بوی خوش استعمال کردن و لباس زیبا و تمیز پوشیدن و به صحرا رفتن و زیر آسمان نماز خواندن همه‏اش علامت‏شادی و سرور و از روی حکمت می‏باشد (3).

مراتب روزه‏داران در عید فطر

بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعی شادی و لذت درونی در خود احساس می‏کنند، اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوی نیست . زیرا هر کسی نسبت‏به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت می‏نگرد و از آن بهره می‏گیرد . زمینه‏ها، ذهنیت‏ها، مراتب ایمان و عوامل دیگری در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارد .
به همین جهت عارف واصل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی‏قدس سره (4) روزه دارانی را که به عید سعید فطر وارد می‏شوند، به پنج گروه تقسیم می‏کند و نوع نگرش آنان رانسبت‏به این روز با عظمت توضیح می‏دهد . ایشان در مورد پایین‏ترین مراتب استقبال کنندگان از عید فطر می‏نویسد: «گروهی از روزه‏داران حقیقت روزه را نشناخته‏اند و با زحمت و تکلف از خوردن و آشامیدن و سایر مبطلات خود داری می‏کنند و این را نوعی طاعت می‏شمارند و خود را منت‏دار خداوند می‏دانند . آنان از اعضاء و جوارح خود مراقبت نکرده و با دروغ و غیبت و بهتان و افترا و دشنام، به آزار دیگران پرداخته و زحمات خود را هدر می‏کنند و در نزد خدای عالمیان منزلتی ندارند، مگر اینکه حضورشان در روز عید برای حسن ظن به عنایت‏خدای بزرگ باشد و در نمازگاه خود در روز عید فطر از گناهان استغفار نموده و طلب آمرزش کنند .»
وی عالی‏ترین مرتبه استقبال کنندگان از عید فطر را از آن روزه‏داران عارفی می‏داند که لذت ندای خدای «جل جلاله‏» ، رنج گرسنگی و تشنگی و شب زنده داری را از یاد آنان برده و با شوق و شکر بلکه با وجد و سکر (5) آن را پیشواز نموده، در سرعت‏سیر و سلوک و پیشروی به سوی خیر، جدیت‏به خرج داده و از عمق جان به ندای رب الارباب لبیک گفته‏اند .
خداوند متعال اعمال را از این گروه به حسن قبول می‏پذیرد و آن‏ها را به مقام قرب نزدیک می‏نماید و در پیشگاه صدق در جوار خود با اولیاء و اصفیاء می‏نشاند و از «جام اوفی‏» به آن‏ها می‏چشاند و به مقام «او ادنی‏» می‏رساند (6) . آری، در حقیقت در سحرگاه عید فطر اولیاء الهی با حضرت حق چنین نجوا دارند:
ای عید عاشقان به حقیقت جمال تو
هر لحظه عیدیی رسدم از وصال تو
عید کسان غره شوال و عید من
آن ساعتی بود که ببینم جمال تو
حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی در مورد ابعاد اقتصادی و اجتماعی عید فطر می توان به پرداخت زکات فطره به عنوان عاملی ارزشمند برای فقرزدایی، توسعه اقتصادی و حل مشکلات اجتماعی در جامعه اسلامی اشاره نمود . افزون بر اینکه در کنار کمک به فقراء، موارد مصرف دیگری نیز برای زکات فطره در اسلام منظور شده است که از جمله آن‏ها احیای روحیه همیاری و تعاون، رسیدگی به وضع بهداشتی، درمانی و فرهنگی مسلمانان می‏باشد . از زکات فطره می‏توان قرض بدهکاران حقیقی و افرادی را که در راه معصیت و خلاف بدهکار نشده‏اند، پرداخت نمود . در ساختن مسجد، مدرسه، پل‏ها و راه‏ها و بیمارستان‏ها و برطرف کردن سایر نیازهای مسلمانان نیز می‏توان از این بودجه مردمی استفاده کرد .
همچنین با این بودجه می‏توان باورهای دینی و اعتقادات مسلمانان ضعیف الایمان را تقویت نمود و کسانی را که در معرض شبهات و وسوسه‏های دشمنان قرار دارند یاری کرد .
مسلمانان با عمل به این موارد که با پرداخت زکات فطره انجام می‏شود، در حقیقت‏به بخشی از دعاهای ماه رمضان - که در مدت یکماه بعد از نماز زمزمه می‏کردند - ، در روز عید فطر جامه عمل می‏پوشانند . گذشته از این‏ها، پرداخت زکات فطره که با نیت عبادت و تقرب به خداوند متعال انجام می‏شود، نوعی بهره‏گیری از مادیات برای رسیدن به معنویات است .
بدین جهت گفته‏اند که قبول روزه موکول به پرداخت زکات فطره می‏باشد، چرا که دادن زکات موجب جدایی از تعلقات مادی و هواهای دنیوی و نفسانی است و انسان مؤمن برای دوام فطرت الهی خویش و بازگشت‏به عهد فطری «الست‏» از هر آنچه رنگ تعلق دارد، باید رها و آزاد باشد و زنجیر مادیات را از پای خود برکند تا سبک بال به سوی خداوند گام نهد . همچنانکه امام علی علیه السلام فرمود:
«تخففوا تلحقوا (7) ; سبکبال باشید تا [به مقصد] برسید .»
رسیدن به وصال حق باگران باری و تعلقات بسیار سازگار نیست . خداوند متعال می‏فرماید: «قد افلح من تزکی وذکر اسم ربه فصلی‏» (8) ; «همانا رستگار شد کسی که [با پرداخت زکات، ] خود را تزکیه نمود و آنکه نام پروردگارش را یاد نموده و سپس نماز خواند .»
یکی از مصادیق این آیه، عید فطر و زکات فطره می‏باشد . در روایات آمده است که همواره رسول خدا صلی الله علیه و آله روزهای عید فطر قبل از رفتن به مصلی فطره را تقسیم می‏کرد و این آیه را می‏خواند (9) .

تعظیم شعائر اسلامی

خداوند متعال می‏فرماید: «ومن یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب‏» (10) ; «هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دل‏هاست .»
تعظیم شعائر الهی یکی دیگر از ویژگی‏های عید سعید فطر می‏باشد . شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالی است که به روز عید جلوه خاصی می‏بخشد .
یک مسلمان باید از راه‏های مختلف ندای حیاتبخش توحید را به گوش جهانیان برساند، که یکی از آن راه‏ها بیان شعارهای مذهبی است . رسول خدا صلی الله علیه و آله می‏فرماید: «زینوا اعیادکم بالتکبیر (11) ; عیدهای خود را با [شعار] تکبیر زینت دهید .» و در حدیث دیگری می‏فرماید: «زینوا العیدین بالتهلیل والتکبیر والتحمید والتقدیس (12) ; عیدهای فطر و قربان را با شعارهای لا اله الا الله و الله اکبر و الحمدلله و سبحان الله زینت دهید .»
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خود نیز چنین می‏کرد . آن حضرت در روز عید فطر از منزل بیرون می‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صدای بلند، شعار «لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» سر می‏داد و حتی در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صدای رسا این کلمات را تکرار می‏نمود . حضرت رضا علیه السلام در مورد علت تکبیرهای زیاد در روز عید فطر می‏فرماید: «تکبیر، تعظیم و زرگداشت‏خداوند متعال است و نوعی تشکر از هدایت‏ها و نعمت‏های پروردگار جهانیان می‏باشد . (13) »

تقویت وحدت مسلمانان

اجتماع روز عید فطر می‏تواند در پیوند و همدلی مسلمانان نقش آفرین باشد . آنان در گردهمایی روز عید فطر و قرار گرفتن در کنار هم، از نظرات، مشکلات و گرفتاری‏های همدیگر آگاه می‏شوند . در این گردهمایی بغض‏ها و کینه‏ها تبدیل به دوستی و همدلی می‏شود و مؤمنان در یک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکی بیشتری به همدیگر می‏کنند .
عید فطر از سویی حکایت از پیوند معنوی انسان با خدای خویش دارد و از سوی دیگر حکایت‏گر ارتباط وی با هم‏کیشان خود است.
حضرت سجاد علیه السلام روز عید فطر را روز جشن و شادی و اجتماع و همیاری مسلمانان نسبت‏به یکدیگر می‏داند و می‏فرماید: «اللهم انا نتوب الیک فی یوم فطرنا الذی جعلته للمؤمنین عیدا وسرورا ولاهل ملتک مجمعا ومحتشدا (14) ; پروردگارا! ما به سوی تو برمی‏گردیم در روز عید فطرمان که آن را برای اهل ایمان روز عید و شادی و برای اهل ملت‏خودت روز اجتماع و همیاری قرار دادی .»
حضرت رضا علیه السلام در مورد نقش عید فطر در تحولات معنوی، اقتصادی و اجتماعی جامعه می‏فرماید: «انما جعل یوم الفطر العید، لیکون للمسلمین مجتمعا یجتمعون فیه ویبرزون لله عزوجل فیمجدونه علی ما من علیهم، فیکون یوم عید ویوم اجتماع ویوم زکات ویوم رغبة ویوم تضرع و . . . فاحب الله عزوجل ان یکون لهم فی ذلک مجمع یحمدونه فیه ویقدسونه (15) ; روز فطر، عید مقرر شده تا مسلمانان در این روز گرد هم آیند و برای خداوند ظهور کنند و او را به خاطر نعمت‏هایش تعظیم کنند . پس این روز، روز عید، روز اجتماع، روز فطر، روز زکات، روز رغبت و روز تضرع و . . . است . پس خداوند بزرگ دوست دارد که مسلمانان در چنین روزی اجتماعی داشته و در آن، او را ستایش کرده و مقدس بدارند .»

عید فطر و حرکت‏های سیاسی

در طول تاریخ، اجتماع روز عید فطر آنچنان مهم و تحول آفرین بوده که رهبران سیاسی نیز از آن بهره گرفته‏اند . در این مورد می‏توان از حرکت‏سیاسی ابومسلم خراسانی و شورش وی بر علیه دستگاه خلافت‏بنی امیه نام برد . وی به سلیمان بن کثیر دستور داد به اقامه نماز عید فطر و ایراد خطبه بر علیه امویان بپردازد .
سلیمان نیز انقلاب و شورش بر علیه سلطنت اموی را در خطبه نماز عید فطر اعلام کرد . به این ترتیب آنان در سال 129 ق در روز عید فطر در شهرهای ماوراء النهر به پا خاسته و قیام خود را اعلام کردند (16) و در مدت کوتاهی سلسله بنی امیه را منقرض ساختند .

حرکت امام رضا علیه السلام برای نماز عید

در این میان حرکت معنوی، اجتماعی و سیاسی حضرت رضا علیه السلام برای نماز عید اهمیت‏خاصی در تاریخ اسلام دارد . این حماسه جاویدان نشان می‏دهد که اگر پیشوایان معصوم علیهم السلام و بزرگان دین و رهبران صالح در جوامع مسلمان فرصت می‏یافتند و می‏توانستند از نمازهای عید فطر و قربان بهره برداری کنند، چه نتایج پرباری برای مسلمانان داشت .
برای آشنایی خوانندگان گرامی با عظمت این حرکت و نقش آن در تحولات معنوی و سیاسی جهان اسلام و همچنین توجه به سیره اهل بیت علیهم السلام در اجرای مراسم عید فطر و قربان خلاصه‏ای از آن واقعه را می‏خوانیم:
بعد از جریان ولایتعهدی حضرت رضا علیه السلام، عید فرا رسید . مامون با اصرار زیاد از آن حضرت خواست تا برای اجرای مراسم عید حضور یابد و ضمن اقامه نماز عید خطبه بخواند . امام رضا علیه السلام به فرستاده مامون فرمود: شروطی را که میان من و تو در پذیرفتن امر ولایتعهدی بود، خودت می‏دانی [ . بنا، بر این بود که من از این گونه امور معاف باشم] . مامون پیغام داد که: من می‏خواهم با این عمل دل مردم آرامش یابد و فضیلت‏شما را بشناسند .
پیغام‏ها از سوی مامون و امتناع حضرت رضا علیه السلام پیوسته ادامه داشت تا آنکه حضرت رضا علیه السلام در اثر پافشاری خلیفه فرمود: دوست دارم مرا از این امر معاف داری و اگر معاف نمی‏داری، من همچنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام برای نماز عید بیرون می‏آمدند، خواهم آمد . مامون گفت: هر طور که دوست داری بیرون بیا و مراسم عید را به انجام برسان . آن‏گاه دستور داد سرداران و تمام مردم صبح زود در مقابل منزل مسکونی حضرت رضا علیه السلام اجتماع نمایند . با انتشار این خبر مردم مرو مشتاقانه برای شرکت در مراسم و بهره‏گیری از وجود حضرت رضا علیه السلام خود را آماده کردند . هنگامی که خورشید طلوع کرد، امام علیه السلام غسل نمود و عمامه سفیدی را که از پنبه تهیه شده بود بر سر گذاشت و یک سر آن را روی سینه و سر دیگر را میان دو شانه انداخت . دامن را به کمر زد و به همه پیروان و دوستدارانش دستور داد چنان کنند . آن‏گاه عصای پیکان داری به دست گرفت و از منزل بیرون آمد . آن حضرت در حالی که پا برهنه بود و پیراهن و سایر لباس‏هایش را به کمر زده بود، به همراه غلامان و یاران نزدیک خویش - که آنان نیز چنین کرده بودند - به همین شکل از منزل به سوی مصلا حرکت کردند .
موقع خروج از منزل، امام رضا علیه السلام سر به سوی آسمان بلند کرد و چهار تکبیر گفت، این تکبیرها آن چنان با صلابت و روحانیت‏خاصی ادا می‏شد که گویی آسمان و در و دیوار با نوای حضرتش هم آواز هستند . سرداران و نظامیان و سایر مردم که با آمادگی و آراستگی تمام در بیرون منزل صف کشیده بودند، هنگامی که امام رضا(ع) و یارانش را به آن صورت مشاهده کردند به پیروی از امام رضا علیه السلام و هماهنگ با او فریاد تکبیر سردادند .
شهر مرو یکپارچه فریاد تکبیر سر داد و به دنبال آن از گریه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بیت علیه السلام به لرزه در آمد، سرداران هنگامی که حضرت را با آن حال دیدند از مرکب‏های خود پیاده شدند و کفش‏های خود را در آورده و کنار گذاشتند و به دنبال امام علیه السلام به راه افتادند . حضرت رضا علیه السلام پیاده راه می‏رفت و هر ده قدم یک بار می‏ایستاد و سه تکبیر می‏گفت .
یاسر خادم می‏گوید: در این حال ما خیال می‏کردیم که آسمان و زمین و کوه با او هم آواز گشته است، شهر مرو یکپارچه گریه و شیون بود، فضل بن سهل ذوالریاستین با مشاهده این اوضاع به مامون گفت: اگر [امام ] رضا علیه السلام با این وضع به مصلا برسد، مردم مجذوب او خواهند شد [و ممکن است‏با یک اشاره طومار حکومت را در هم پیچند، ] به نظر من بهتر است که از او بخواهی تا برگردد .
مامون هم فورا کسی را فرستاد واز حضرت رضا علیه السلام در خواست نمود تا از میانه راه برگردد . امام رضا علیه السلام هم کفش‏های خود را طلبید و سوار مرکب شده، به منزل مراجعت کرد . (17)
این روایت گذشته از اینکه تدبیر و دوراندیشی حضرت رضا (ع) را برای شکست‏سیاست‏های شیطانی مامون نشان می‏دهد، چگونگی اجرای مراسم باشکوه عید در سیره اهل بیت‏7 و کیفیت‏یک نماز واقعی عید را بیان می‏کند

پی نوشت :

1) نهج البلاغه، حکمت 428 .
2) امالی شیخ صدوق، ص‏100 .
3) مسار الشیعة، ص‏30 .
4) ایشان که استاد اخلاق و عرفان برجسته‏ای در حوزه علمیه قم بود، در سال 1343ق به دیار حق شتافت . در مکتب تربیتی این عارف فرزانه بزرگان فراوانی تربیت‏شدند که از جمله آن‏ها می‏توان از حضرت امام خمینی‏قدس سره، آیت الله مرعشی نجفی‏قدس سره، شیخ اسماعیل تائب تبریزی، آخوند ملا علی معصومی و میرزا عبد الله شالچی تبریزی نام برد . در مورد مقام عرفانی و جذبه این استاد کامل عرفان همین قدر کافی است‏بدانیم که حضرت امام خمینی‏قدس سره آن‏گاه که پس از یکدوره طولانی تبعید، در اوج عزت و افتخار از پاریس به ایران مراجعت کرده و به شهر قم وارد شد، در اولین فرصت‏به مزار شیخان رفته و در کنار قبر استادش حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی حاضر شده و در کنار آن نشست، آن‏گاه به نشانه تواضع و حق‏شناسی، تحت الحنک عمامه خود را باز کرد - و با آنکه همیشه دستمال همراه داشت - با گوشه عمامه خود غبار سنگ استاد عارف را زدود و سپس به قرائت فاتحه و تلاوت قرآن پرداخت .
5) سکر، یک اصطلاح عرفانی است و عبارت است از یک نوع کیفیت نفسانی که موجب انبساط روح است و آن بواسطه غلبه سروری است که هرگاه عشق و محبت‏سالک به آخرین درجه برسد، بر وی عارض می‏شود . او در آن حال بر قوای حیوانی و نفسانی خویش چیره می‏گردد و حالت‏بهت و سکر و حیرت پدید می‏آید و این حالت، عارف سالک را مبهوت و متحیر و سرگردان می‏کند . در شرح کلمات باباطاهر آمده است که سکر حقیقی آن است که سالک در فنا مقام گیرد .(فرهنگ علوم عقلی، ص‏300).
6) برگرفته از المراقبات، ص‏334 .
7) نهج البلاغه، خطبه 21 .
8) اعلی/14 و 15 .
9) تفسیر المیزان، ذیل آیه 14 سوره اعلی .
10) حج/31 .
11) کنزالعمال، ح‏24094 .
12) همان، ح‏24095 .
13) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص‏122 .
14) صحیفه سجادیه، دعای 45 .
15) وسائل الشیعه، ج‏7، ص‏481، ح‏4 .
16) تاریخ طبری، ج‏6، ص‏26 .
17) اصول کافی، مولد ابی الحسن الرضا علیه السلام، حدیث 7 .
برگرفته از : ماهنامه مبلغان، شماره 35

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 4208
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما