منو
تبليغات







 
جوان و نوجوان
جوان و نوجوان
يكشنبه 10 مرداد 1389 شكل گيري هويت در نوجوان
منبع: مجله مشاور مدرسه - شماره 12




از ديدگاه روان شناسي، نظريات متفاوتي درباره ي شكل گيري هويت و بحران آن وجود دارد. به طور كلي مي توان اين نظريات را در مقوله هاي زيستي - تكاملي، روان كاوي، و يادگيري اجتماعي، شناختي و زمينه اي دسته بندي كرد. نظريه ي زيستي - تكاملي به طور عمده بر مبناي تحولي و رسش در شكل گيري هويت، تأكيد دارد. رسش پيش درامد كمال در تغييرات زيستي رشد محسوب مي شود. مهم ترين اين نظريه پردازان، هال (1) و گزل (2) هستند. اين نظريه پردازان، با توجه به تغييرات زيستي؛ مبناي الگوهاي رفتاري نوجواني را دوره ي شورش قلمداد مي كنند.
نظريه پردازان روان كاوي دو الگوي اساسي را براي شكل گيري هويت مطرح ساخته اند. فرويد، بنيان گذار روان كاوي، الگوي انگيزشي تكوين هويت را بر اساس نظريه ي رواني - جنسي مطرح كرده است. در حالي كه اريكسون، الگوي سازماني و نهادينگي شكل گيري هويت را براساس نظريه ي رواني - اجتماعي رشد بيان داشته است. نظريه ي يادگيري اجتماعي بندورا، با استناد به شواهد پژوهشي، شكل گيري هويت را در قالب تأثير گذاري همالان، سرمشق دهي و تجربه ي جانشيني مورد بررسي قرار داده است.
نظريه ي شناختي، رشد هويت را تابع تكامل شناختي مي داند و شناخت را به منزله ي عنصر تحولي اخلاقيات، معناجويي و هدفمندي زندگي به شمار مي آورد. پياژه و كلبرگ، از صاحب نظران ديدگاه شناختي رشد هويت هستند. نظريه ي زمينه اي - فرهنگي نيز رشد هويت را براساس عوامل فرهنگي و خرده فرهنگي مورد بررسي قرار مي دهد. به طور كلي، در رويكرد روان شناختي، برخي از نظريه پردازان روان كاوي، زيستي - تكاملي و شناختي، عوامل دروني مؤثر بر تكوين هويت را شناسايي و بررسي كرده اند. در حالي كه نظريه پردازان يادگيري اجتماعي و زمينه اي - فرهنگي، غالبا بر تأثير عوامل خارجي و محيطي در شكل گيري هويت تأكيد دارند. با وجود اين، در ميان رويكردهاي فلسفي، جامعه شناختي و روان شناختي در مورد شكل گيري هويت، نظريه ي اريكسون از ساير نظريات برجستگي و شهرت جهاني و علمي بيش تري دارد. به طوري كه اغلب مطالعات ميداني بحران هويت براساس اين نظريه انجام شده اند. در نظريه ي اريكسون، هويت به معناي اين هماني شخصيت و وابستگي به موقعيت زماني و مكاني است. مرحله ي شكل گيري هويت در نظر اريكسون، معادل مرحله ي بلوغ جنسي در نظريه ي فرويد است و با مرحله ي عمليات صوري در نظريه ي پياژه انطباق دارد. طبق اين نظريه، شكوفايي همان نمودها و جلوه هاي رشد اجتماعي در ابعاد فردي و اجتماعي است.
در نظر اريكسون، رشد نوجواني در مرحله ي هويت در مقابل سردرگمي نقش قرار مي گيرد. چنان چه تعارض بين هويت و سردرگمي نقش در اين مرحله از رشد حل نشود، نتيجه ي آن بحران هويت است كه با ويژگي هاي آشفتگي نقش مشخص مي شود. اين ويژگي ها شامل اختلال و اشكال در نقش هاي وابسته به جنسيت، مشكل در انتخاب رشته ي تحصيلي، مشكل در انتخاب شغل آينده و آشفتگي در نظام اعتقادي و جهان بيني هستند. بنابر يافته هاي آسيب شناسي رواني، چنان چه اين اختلالات و مشكلات به نحو مطلوب در نوجواني درمان و پيشگيري نشوند، به جلوه هاي آسيب گونه مانند افسردگي و اضطراب منجر مي شوند.
براساس نظريه پردازي اريكسون، حل تعارض هويت در مقابل سردرگمي نقش، به برخي از زمينه هاي پيشين بستگي دارد كه پيش نياز حل اين بحران قلمداد مي شود. به طوري كه توفيق در گذر از مراحل قبلي رشد، نحوه ي روابط فرد با والدين و هم سالان، تأثيرگذاري انواع نهادهاي اجتماعي رسمي و تأثير زمينه هاي فرهنگي و اجتماعي، از پيش نيازهاي اصلي براي گذر از اين مرحله هستند. طبق نظريه ي اريكسون، بحران هويت نوجواني با پرسش «من كيستم؟ » شروع مي شود. اما پاسخي كه نوجوان براي اين پرسش پيدا مي كند، به پيش نيازهاي مورد اشاره بستگي دارد. بنابر يافته هاي روان شناسي معاصر، پاسخ دختران به اين پرسش بيش تر در جهت مراقبت، همكاري و صميميت است. در حالي كه پاسخ پسران بيش تر در جهت استقلال و خودمختاري است. به طور يقين جهت گيري استقلال در پسران و جهت گيري مراقبت، همكاري و صميميت در دختران، سنگ بناي تفكيك خودانگاره ي پسر و دختر از خودانگاره ي عمومي خانواده به شمار مي آيد. به طوري كه با پيدايش اين جهت گيري ها، نوجوان به تدريج مرزهاي شخصيت خودش را از مرزهاي شخصيتي عمومي خانواده تفكيك مي كند.
مطالعات جاري روان شناسي باليني و شخصيت نشان مي دهد، حل تعارض هويت در مقابل سردرگمي نقش، تحت تأثير عوامل رشد شناختي، شخصيت والدين، شرايط آموزشي و مدرسه اي، شرايط اجتماعي و فرهنگي و شرايط خانوادگي (مانند ترتيب تولد و پايگاه اجتماعي - اقتصادي) طي رشد و تأثير آن ها بر شكل گيري هويت است.
بنابراين، با تفكيك مرزهاي خودانگاره ي نوجوان از خودانگاره ي عمومي خانواده، نوجوان در مقابل پرسش «من كيستم؟ » با «من خود هستم» به پاسخ مي پردازد. ارائه ي پاسخ «من خود هستم» نيازمند آن است كه نوجوان جنبه هاي جسماني، حركتي و اجتماعي خودش را كشف كند و بتواند از چشم انداز ديگران خودش را بررسي نمايد. به همين دليل، با شكل گيري خودانگاره، نوجوان مي تواند معيارها و ملاك هاي روشني براي انتخاب رشته ي تحصيلي و حرفه و شغل به دست آورد. هم چنين، معيارهاي رفتاري او در مقابل اعضاي خانواده، اجتماع و هم سالان روشن مي شود و سرانجام به ملاك هاي منطقي و معقول براي الگوي رفتار جنسي، صميميت و ازدواج دست مي يابد. نتيجه ي قطعي شدن معيارهاي خودانگاره ي نوجوان، موجب يكپارچگي جنبه هاي متفاوت خويشتن مي شود كه اين جنبه ها شامل عزت نفس، خودپنداره، خودپنداره ي تحصيلي، كنترل خود و شناخت اجتماعي مي شوند.

پي نوشتها:

1. Hal 1
2. Gazel

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 13615
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما