منو
تبليغات







 
اخلاق
اخلاق
پنجشنبه 1 اسفند 1392 مراتب آزمون‌های الهی

منبع: پاسخگویی دینی -مرکز ملی پاسخگویی به سئوالات دینی(www.askdin.com)


مقدمه
بسیار شنیده می‌شود که خدای تعالی مؤمنان را به واسطة بلاها و گرفتاری‌ها می‌آزماید اما آیا غیر مومنان هیچ بلا و مصیبتی در دنیا نمی‌بینند؟ یا اینکه آنها نیز به نوعی بلا و گرفتاری‌هایی را تجربه می‌کنند؟ در این صورت ابتلاهای غیر مؤمنان در چه مواردی مشایه یا مشترک با ابتلاهای اهل ایمان است و در کدام موارد با آن تمایز یافته و مخصوص کافران و منافقان می‌شود؟ و آیا مومنان در شدت ابتلائات اختلاف مراتب داشته و آزمون‌های الاهی در بارة ایشان نوعی دسته بندی را برمی‌تابد یا خیر؟
پاسخ به این پرسش اثار اعتقادی، اخلاقی و روانی بسیاری به دنبال دارد و موجب آرامش و بالا رفتن آستانة تحمل مومنان شده، آنها را برای مواجه با آزمون‌های الاهی آماده می‌سازد.
بلاهای مشترک مؤمنان و غیر اهل ایمان
ظالمان و کافران در دنیا دو گونه رنج و ابتلا دارند: یکی رنج‌های طبیعی که مقتضای زندگی مادی و محدود دنیا ست زیرا سرور و شادکامی این جهان محدود است و در نهایت انسان را ناکام ‌گذاشته یا دلزده می‌کند که قرآن کریم فرمود «متاع الدنیا قلیل» بهره‌ی دنیا اندک است. (نساء / 77) و حضرت علی (ع) هم فرموده‌اند: «نشد که از دنیا دلی شاد و لبی خندان شود، و پس از زمانی بس کوتاه، چشمی گریان پی‌آمد آن نباشد، هرگاه خوشی‌ها به کسی روی‌آورد، بی‌درنگ با شرنگ رنج‌ها روگرداند. شبنمی از رفاه بر بوستانی ننشانید، جز آن که از گرفتاری و رنج رگباری سخت بر آن جا ببارید و از دنیا جز این انتظاری نیست که بامدادان یاور انسان باشد و شامگاهان چهره‌ای ناشناس بنماید. اگر یک سوی آن به کام شیرین آید، دیگر سویش تلخ و هلاکت آور باشد. هیچ کس از فراوانی آن کامیاب نشد، مگر آن که رنجی از رنج‌های آن را دید ...» [1]
این دسته از آزمون‌های الاهی میان اهل ایمان و غیر آنها مشترک بوده و ابتلای‌ هر دو گروه از این جهت مشابه است. با این تفاوت که مؤمن این رنج‌ها را معنی دار و سبب پاداش برتری می‌داند،‌ اما دیگران فقط رنج و درد آن را حس کرده،‌ فراتر از سپری شدن آن و شاید رسیدن روزگاری خوش در این جهان ناپایدار امیدی ندارند.
بلاهای ویژة فاسقان و کافران
دومین نوع ابتلای اهل کفر و ظلم که مخصوص این گروه بوده و برای مؤمنین پیش نمی‌آید، این است که امکان بهره برداری از دنیا برای‌شان فراهم می‌شود تا سرانجام به ناگاه عذاب فرا ‌رسیده و آنها دیگر فرصتی برای بازگشت و اصلاح نخواهند داشت.
«فَلمّا نَسوا ما ذُکِّرو ا بِه فَتَحنا عَلیهِم اَبوابَ کُلِّ شیٍَ حَتّی اِذا فَرِحوا بِما أوتُوا أَخذناهُم بَغتَةً فَإذا هُم مُبلسون» هنگامی که آنچه را به آنها یادآوری شده بود، فراموش کردند؛ درهای همه چیز را به روی آنها گشودیم تا دل خوش شدند، ناگهان آنها را گرفتیم پس در این هنگام ناامید شدند. (انعام / 44)
به همین دلیل به پیامبر (ص) می‌فرماید که به آنها که از حق روی می‌گردانند هشدار بده و بگو «إِن أدری لَعَلََه فِتنَة لَکُم وَ مَتاع اِلی حین» من نمی‌‌دانم شاید این آزمایشی باشد و بهره‌ای برای مدتی که سرمی‌آید (انبیاء / 111)
بنابراین مرتبه ای از ابتلائات الهی مثل استدراج [2] و مکر [3] و املاء [4] مخصوص کافرانی است که لباس تقوا را برکنده و از حریم عبودیت خارج شدند. «کَذلکَ نَبلوهُم بِما کانوا یَفسقُون» (اعراف / 163) البته این همه از لطف و رحمت خداوند است که روگردانندگان از آخرت را از نعمت اندک دنیا بهره مند می‌کند تا دست کم در این جا خوشی ناچیزی را تجربه کنند و همین بهره کم را از دوستانش می‌گیرد تا اجر عظیم اخروی را نصیب‌شان کند. هم از این رو پیامبر فرمود: «عَجَبا ً لِلعَبدِ المُومن مِن شیعَةِ مُحمدِ وَ عَلی علیهما السلام اِن یُنصرفِی الدّنیا عَلی اَعدائه فَقد جَمَع لَه خَیر دارین وَ اِن امتَحَن فِی الدّنیا فَقَد ادَّخرَلَه فی الاخِرةِ ما لایَکون لمِحنَتة فِی الدّنیا قَدرٌ عِندَ اِضافَتها اِلی نِعمَ الاخِرة و کَذلکَ عَجَبا للعَبد المُخالف لَنا اَهل البَیت اِن خَذَلَ فی الدّنیا وَ غََلَب باِیدِی المُومنینَ فَقد جَمعَ عَلیه عَذابَ الدّارین[5].
شگفتا از بنده‌ی با ایمان از پیروان پیامبر و علی علیه‌السلام اگر در دنیا برابر دشمنش یاری شده و پیروز گردد. زیرا خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او جمع کرده. و اگر به ناکامی آزموده شود، چنان با نعمت‌های افزوده بهشتی جبران می‌شود که اثری از رنج این آزمون باقی نماند. و شگفتا از دشمنان اهل‌بیت اگر در دنیا به دست مومنان شکست خورند. پس رنج دنیا و آخرت برای آنها جمع شده است.
این دو مراتبی از ابتلای کافران و منافقان و فاسقان بود. که یک مورد از آن برای مؤمنان هم محقق می‌گردد.
ابتلاهای مؤمنان
مومنان نیز مراتبی از ابتلا دارند که مخصوص آنهاست. زیرا آثار متفاوتی دارد و به طور کلی به ابتلاهای خیر و شر تقسیم می‌شود.
خدای تعالی خطاب به اهل ایمان می‌فرماید: «وَ نَبلوُکُم بِالشَر وَ الخَیرِ فِتنَةً» شما را به بدی‌ها و خوبی‌ها مبتلا می‌کنیم برای آزمایش (انبیا / 35)
امام صادق (ع) فرمودند: روزی حضرت علی (ع) بیمار بود و عده‌ای برای دیدار ایشان آمده و گفتند: یا امیرالمومنین چگونه شب را به صبح رساندید؟ حضرت فرمودند: «أصبَحتُ بِشَرٍّ» به بدی شب را پشت سر گذشتم. پس آنها گفتند: سبحان الله! این سخن کسی مثل توست؟!
سپس امام (ع) آیه‌ی بالا را خواندند و تفسیر فرمودند: «فَالخَیر الصِّحت وَ الغِنی و الشَّر المرضُ وَ الفَقرُ، ابتِلاءً وَ اختباراَ» یعنی منظور از خیر سلامتی و ثروت است و مراد از شر بیماری و تنگدستی، برای آزمودن و آگاهی از حالات.[6] تعجب می‌کنم از مومنی که پیرو محمد و علی علیهما السلام است و در دنیا بر دشمنش پیروز می شود . بدرستی که خیر دنیا و آخرت برای او جمع شده و اگر در دنیا گرفتار شود برای آخرتش ذخیره می گردد، به اندازه‌ای که محنت دنیایی است در برابر آن چیز است و متعجب هستم از مخالفانی که به دست مومنان شکست می‌خورند و رنج دنیا و اخرت برای‌ او جمع شده است.
پس مومنان به انواع و اقسام آزمون‌ها مبتلا می‌شوند. اما همه در یک سطح نیستند و ابتلاهای‌شان به اهداف و اغراض تربیتی متفاوتی صورت می‌گیرد.
ابتلای آمرزش
مومنان متوسط که به آیات الهی توجه دارند و گاهی بر اثرغفلت یا جهالت به خطا آلوده می‌شوند بر اثر همین گناهان خداوند آنها را گرفتار می‌کند تا اثر نیکی از خود به جا گذارند یا به سبب رنجی گناه‌شان شسته و بخشیده شود. هم از این رو قرآن کریم پس از اشاره به آیات الهی و روز حساب می‌فرماید: «وَ ما اَصابَکُم مِن مُصیبةٍ فَبما کَسبَت اَیدیکُم وَ یَعفوا عَن کثیرٍ» اگر مصیبتی به شما رسید پس به خاطر آن است که با دست خودتان آن را کسب کردید و بسیاری از خطاهایتان آمرزیده می‌شود (شوری / 30) «روزی امام علی (ع) به جمعی از یارانشان فرمودند: می‌خواهید بگویم بهترین آیه در کتاب خدای عز وجل کدام است؟ پیامبر خدا (ص) به ما فرمود: «وَ ما اَصابَکُم مِن مُصیبةٍ فَیما کَسَبَت اَیدیکُم» چون خداوند عز و جل بزرگوارتر از آن است که آنچه در دنیا کیفر داده در آخرت هم عقوبت دهد و از آنچه در دنیا گذشته و عفو کرده، در آخرت دوباره به آن باز گردد»[7]
بنابراین ابتلائات مومنان متوسط برای مغفرت و آمرزش آنهاست. امام صادق (ع) فرمودند: «اذا ارادَ اللهُ عزّوجلّ بعبد خیراً فأذنبَ ذنباً تَبعه بِنقمةٍ وَ یُذَّکره الاستِغفارَ وَ اِذا ارادَ اللهُ عزُوجلَّ بِعَبدٍ شَرّاً فَاذنَب ذَنباً تَبعهُ بِنعمةٍ لینسیَه الاستِغفارَ و یَتمادی بِه وَ هُوَ قَولُ اللهِ «سنستدرجهم من حیث لایعلمون» بالنعم عند المعاصی».[8] وقتی خداوند برای بنده‌ای نیکی بخواهد اگر او گناهی مرتکب شود درپی آن او را به گرفتاری مبتلا می‌کند تا‌ استغفار را به یاد او آورد. و هنگامی که حق تعالی برای بنده‌ای شر بخواهد در صورتی که گناهی انجام دهد به دنبال آن نعمتی می‌آورد تا استغفار از یاد او رفته و آن خطا را ادامه دهد و این سخن خداوند است که «‌آنها را از جهتی که نمی‌دانند فرو‌می‌بریم» با نعمت در وقت معصیت.
این حدیث به خوبی تفاوت ابتلای مومنان با غیر مومنان را بیان می کند اما انبیا و اولیا و مومنان برتر، از مراتب دیگر بلا بهرمند هستند.
ابتلای ارتقاء
گروهی از مؤمنان کسانی هستند که استوار و پایدار در مسیر مراتب ایمان سیر کرده و درجاتی پیدا کرده‌اند. این گروه از اهل ایمان به اهداف تربیتی دیگری غیر از آمرزش مورد آزمون‌‌های الاهی قرار می‌گیرند. ابتلای آنها برای آمادگی یافتن در درک هدایت‌های ویژه است.
معمولاً این سطح از ابتلاها  در مواجهه با کفار تحقق می‌یابد. و آنان که در رنج‌ها و مصائب ایمان‌شان را پاس می‌دارند و از هدایت‌های ویژه‌ی الهی بهره‌مند می‌شوند، بر درجات‌شان افزوده می‌شود. «وَالذَّین کَفَروا و کَذّبوا بِایاتِنا اولئِکَ اَصحابُ النّار خالدینَ فیها وَ بِئسَ المَصیر ما اَصابَ مِن مُصیبَةٍ الاّ بأذنِ اللهِ وَ مَن یُومنُ بِاللهِ یَهدِ قَلبَه وَ اللهُ بِکلِّ شَیءٍ عَلیمٍ » کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ شمردند ، آنها اهل آتش اند و همیشه در آن خواهند ماند و سرانجام بدی دارند. مصیبتی به کسی نمی رسد مگر به اذن خداوند و کسی که به خدا ایمان آورد قلبش هدایت یافته و او به همه چیز داناست.( تغابن / 10 و 11 ) .
مصداق بارز این آیه پیامبرانی هستند که در برابر کفار ایستادگی می‌کنند و همه رنج‌ها را به جان می‌خرند تا بر هدایت‌شان افزوده شود و در مدارج قرب بالا روند. قرآن کریم درباره‌ی کسانی که در پی خشنودی حق تعالی هستند می‌فرماید : « هُم دَرَجاتٌ عنداللهِ وَ اللهُ بما تَعمَلون بَصیرٌ » ( آل عمران / 163 ) یعنی آنها که جان‌شان در فراز و فرودها آزموده می‌شود و تنها در پی رضای محبوب اند خودشان درجاتی در پیشگاه خداوند هستند. نه اینکه برای آنها درجات و جایگاهی قرار داده می شود ، بلکه آن درجات عین نفس پاک و آزموده‌ی آنهاست که هر رنجی را برای رضای خدا می‌پسندند و می‌پذیرند و اگر آن درجات مرتبه و منزلتی دارند از فیض وجود و حضور آنهاست.
ابتلای انقطاع یا ابتلای اخلاص
مرتبه‌ی دیگر از ابتلای مومنان که مربوط به اولیای خدا ست در سوره‌ی حدید بیان شده است « ما اصابَ مِن مُصیبةٍ فِی الاَرضِ وَ لا فی اَنفُسَکُم الاّ فی کِتابٍ مِن قبلِ أَن نَبرَأها إِنَّ ذلکَ عَلی اللهُ یَسیرٌ * لِکَیلا تَأسوا عَلی مافاتَکُم وَ لا تَفرَحوا بِما اتیکُم وَ اللهُ لا یحبُّ کلَّ مُختالٍ فخورٍ » هیچ خیر و شری در زمین یا در جانتان به شما نمی رسد مگر این که در کتابی قبل از پیدایش آن نوشته شده این کار برای خدا سهل است * برای اینکه به آنچه از دست می دهید غمگین نشوید و برای آنچه به شما می رسد سرخوش و دلشاد نگردید و خداوند هیچ خیال پرداز فخر فروش را دوست ندارد ( حدید / 22 و 23 )
علامه طباطبایی می فرمایند « مصیبت ، واقعه ای است که برای چیزی پیش می آید و از اصابت تیر با هدف گرفته شده و بنابر این مفهوم شامل خیر و شر می شود ولی در استعمال معمولا برای شر به کار می شود » [9]
در این مرتبه از امتحان و ابتلای مومنان سخن بر سر این نیست که در مصایب ایمان به خدا را حفظ کنند تا بر هدایت‌شان افزوده شود ، بلکه سخن این جاست که در این مصایب به انقطاع کامل برسند و به چیزی رنجور یا خرسند نگردند نه اینکه در رنج و خرسندی در راه رضای خدا بکوشند و دست در دست خدا بگذارند . در این جا کسی که د‌ست خدا به یاری اش آمده می کوشد که خود را از هرچه غیر معبود است ، جدا سازد .
« هنگامی که امام زین العابدین (ع) به سوی یزید آورده شدند و در برابر او ایستادند ، آن ملعون گفت : «و ما اَصابَکُم مِن مُصیبَةٍ فبما کَسَبَت اَیدیکُم » ! سپس امام سجاد (ع) فرمودند : این آیه درباره ی ما نیست ، بلکه خداوند درباره ی ما فرمود : « ما اَصابَ مِن مُصیبةٍ فی الاَرضِ وَ لا فِی اَنفُسکُم الاّ فی کتابٍ مِن قبلِ أَن‌نَبرأَها»[10]
حل یک تعارض
مراتبی که برای ابتلائات برشمردیم ، تقریبا در حدیثی از امیرالمومنین علی (ع) بیان شده است : « إنَّ البَلاءٍ للظالمِ اَدَبٌ وَ للمومنِ اِمتِحان وَ للانبیاء دَرَجةٌ وَ للأولیاءِ کرامَة ٌ» [11] به درستی که بلا برای ستمگران عقوبت و ادب کردن است و برای مومنان آزمون و برای انبیا درجه و برای دوستان و مقربان خداوند کرامت است .
ممکن است با دیدن این حدیث شریف تعارضی به نظر بیاید . زیرا در بسیاری از روایات که نمونه هایی از آن را پیش از این خواندیم این مضمون وجود دارد که « اشدُّ النّاس بَلاء الاَنبیاءَ ثُمَّ الذّینَ یَلونَهم ثُمَّ الاَمثل فَالامثلُ » [12]
بنابراین روایات بالاترین درجات ابتلا به انبیا نسبت داده شده ولی در حدیث پیش گفته فراتر از پیامبران ابتلاء اولیاست . پاسخ این است که پیامبران دارای درجات مختلفی هستند « وَ رَفَع بَعضُهُم فَوقَ بعضٍ دَرَجاتٍ» (بقره /253 ) و حواریون و جانشینان آنها نیز به حسب اختلاف درجات پیامبرشان مراتب گوناگونی پیدا می کنند و ممکن است پیروان و اصحاب پیامبری که برتر از پیامبران دیگر است از پیروان آن نبی و حتی از خود آن پیامبر رشد یافته تر و بلند مرتبه تر باشند . هم از این رو برخی از اولیای خدا به خصوص جانشینان و پیروان سید انبیا حضرت محمد مصطفی (ص) می توانند از سایر پیامبران منزلتی برتر داشته باشند. و صد البته که چنین است و مصداق بارز آن معصومین از اهل بیت رسول اکرم (ص) هستند . با این ملاحظه آن حدیث کاملا روشن می شود که پیامبران شدیدترین بلاها را دارند سپس آنها که در مقام و مرتبه پس از آنها می آیند . بنابراین در بین اولیایی که از سایر انبیا برتراند ، پیامبری است که شدیدترین بلا برای اوست و سپس برای کسانی که پس از او هستند « ثمَّ یَلونَهُم » . پس از روشن شدن این مطلب که مومنان به حسب ایمانشان گرفتاری ها و آزمون های دشوارتری دارند ، لازم است به حل یک تعارض در روایات بپردازیم . زیرا حضرت علی (ع) می فرمایند : « اَلا وَ اِنَّ مِن البَلاءِ الفاقَةُ وَ اشدُّ مِن الفاقَةِ مَرَضٌ البَدَنِ وَ اشدُّ مِن مَرَضٌ البَدَنِ مَرَضُ القَلبِ . » [13] هوشیار باشید که براستی نداری از جمله بلاهاست و سخت تر از نداری ، بیماری تن است و سخت تر از آن بیماری قلب است .
در این روایت شدید ترین بلا، بیماری های قلبی معرفی شده که مصداق با رز و کامل آن کفر و نفاق است که به هیچ روی در انبیا و اولیا وجود ندارد . و در مجموع معلوم نیست که شدیدترین بلاها برای پیامبران است یا دشمنان خدا و رسولان اش .
راه حل این تعارض توجه به عدم وحدت موضوع است زیرا بلایای ظاهری و دنیایی غیر از بلایای باطنی و اخروی است . در بلایای ظاهری پیامبران شدیدترین و دشوارترین بلاها را می چشند . اما بلاهای باطنی موضوعی دیگر است که ویژه ی کفار و منافقان بوده و مکر واستدراج شیوه ها و ابزارهایی برای ابتلائات باطنی و اخروی دشمنان حق است وذره ای از بلایای باطنی از نظر شدت و تلخی در مقیاس سعادت انسان با همه بلایای انبیا واولیا و مومنان از آغاز آفرینش تا قیامت قابل مقایسه نیست . از این رو خدای تعالی بیمار دلان هدایت ناپذیر را به حال خود رها کرده و در نعمت ظاهری دنیا قرار می دهد زیرا آن ها گرفتار بدتر ین بلاها هستند و در این نعمت ها خیری برای آنها نیست . لذا امام علی (ع) فرمود « ما خَیرُ بِخَیرٌ بَعدَه النّار وَ ما شَرٌ بَشَرٍّّ بعدَهُ الجنة و کُلُّ نَعیمٍ دونَ الجَنَّةِ مَحقُورٌ وَ کُلُّ بَلاءٍ دونَ النّارِ عافیةٌ » [14]. در خوشی که بعد از آن آتش است ، خیر نیست . و ناخوشایندی که پس از آن بهشت است ، بد نیست . هر نعمتی غیر از بهشت ناچیز است و هر بلایی غیر از آتش عافیت و سلامتی است .
پس با معیا ر سعادت حقیقی انسان می توان بلایا ی ظاهر و باطنی را سنجید و با هم مقایسه کرد حاصل آن مقایسه این است که با بلای باطنی شدیدترین گرفتاری هاست و درباره بلایای دنیایی و ظاهری باید گفت کل بلا دون النار عافیة .
 
اختصاص بلا در دنیا برای مومنان
در بعضی از روایات بلاها مخصوص مومنان دانسته شده و موجب هراس عده ای از دین و ایمان گردیده است . مانند روایت ابن فضال از ابن بکیر که می گوید از ابا عبدالله (ع) پرسیدم آیا مومن به جذام و پیسی و مثل آن مبتلا می شود . امام (ع) فرمودند : « هَل کُتِبَ البَلاءُ الاّ عَلی المُومِنِ »[15] آیا بلا برای غیر مومن نوشته شده است ؟
و سدیر صیرفی از امام باقر (ع) نقل کرده است که به ابی جعفر (ع) گفتم آیا مومن مبتلا می شود . فرمود : « هَل یَبتَلی اللهُ الاّ المُومنِ ... » [16] آیا خداوند غیر مومن را مبتلا می کند ؟
عیسی بن ابی منصور از امام صادق (ع) روایت کرده : « اِنَّ اللهَ یَذودُ المُومِنُ عَمّا یَشتَریهِ کَما یَذودُ اَحَدَکُم الغَریبَ عَن اِبِله لَیسَ مِنها . » [17] براستی که خداوند مومن را از آن چه میل دارد و می خواهد ، باز می دارد ، همان طور که یکی از شما بیگانه را از شتری که برای او نیست منع می کنید .
ابی بصیر نیز از امام صادق (ع) نقل می کند که « کان علی (ع) یَقولُ إِنَّ البَلاءَ اَسرَعُ اِلی شیعَتِنا مِن السَّیل اِلی قَرارِ الوادِی » [18] امیرالمومنین همواره می فرمود: واقعا که بلا به سوی شیعیان ما با سرعت تر از سیل به زمین پست نزدیک می شود .
امام باقر (ع) نیز فرموده اند : « إنَّ اللهَ عزَّ و جلَّ لَیَتعاهدَ المُومن بِالبَلاءِ کَما یَتعاهَدُ الرَّجلُ اَهلهُ بالهَدیَّةِ مِن الغِیبَةِ وَ یَحمیه کَما یَجمی الطَّبیبُ المَریضَ » [19] بدرستی که خداوند عزیز و با جلالت بنده ی مومن را با بلا و گرفتاری مورد لطف قرار می دهد همانطور که مرد به هنگام سفر خانواده اش را با فرستادن هدیه مورد لطف قرار می دهد و دنیا بر مومن داغ می گذارند همانطور که طبیب بر بیمار قال رسول الله صلی الله علیه وآله : «انَّ اللهَ لَیَغذِی عَبدَه المُومنَ بِالبَلاءِ کَما تَغذی الوالِدةُ ولدَها باللَّبَنِ» [20] خداوند بنده ی مومن خود را با بلا و گرفتاری تغذیه می کند همچنان که مادر فرزند خود را با شیر. این همه در حالتی است که در مباحث گذشته معلوم شد که ظالمان و کافران نیز انواعی از بلا و مراتبی از ابتلا را دارند . پس معلوم می شود این اختصاص که به ویژه در روایات اول و دوم ظهور دارد ، مربوط به مراتبی از بلاست که ویژه مومنان است . یعنی از نوع ابتلای ادب و عفوبت نیست بلکه ابتلای امتحان یا درجه و یا کرامت است که در بحث پیش بررسی و تبیین گردید . در قرآن مجید می خوانیم : « ما به سوی امت هایی که پیش از تو بودند ، (پیامبران ) فرستادیم ؛ سپس آنها را با شدت و رنج و ناراحتی مواجه ساختیم ؛ شاید به بندگی روی آورند پس چرا هنگامی که بلاهای ما به آنها رسید دلهای شان سخت شد و شیطان اعمال ناشایستشان را زیبا جلوه داد . پس چون آنچه به آنها یاد آور شدیم را فراموش کردند ، درهای همه چیز را به روی آنها گشودیم تا شادکام ( و دلبسته شوند ) ؛ ناگهان همه را گرفتیم ، پس ناامید شدند » [21] از این آیه شریفه بر می آید که بعد از آزمونهای ویژه ی مومنان ، در صورت موفق نشدن بندگان ، نوبت به آزمون های کافرانه نظیر مکر و استدراج و در نهایت بلای عقوبت می رسد . ممکن است پرسشی در این جا پیش آید : که این آیا ت مربوط به مشرکان وکافرانی است که حتی بعد از آمدن آیات و ابتلائات الهی به حق روی نیاورده اند چطور ابتلائاتشان مومنانه بوده ؟
پاسخ اینکه خودشان مومن نبوده اند اما ابتلائات مومنانه برای کشف و شکوفایی استعداد عبودیت و ایمان فطری است که خدای تعالی همه ی امت ها را به این گونه بلاها می آزماید و اگر از خود شایستگی نشان ندهند به ابتلائات کافرانه گرفتار می کند . حق تعالی برای پیامبر (ص) در فرمایشی این دو گونه ابتلا را از جهت مصادیق دنیایی تفکیک نموده است : « ای محمد اگر بنده ای را دوست بدارم ، او را با سه چیز مواجه می سازم دلش را غمگین ، بدنش را بیمار و دستش را از بهره ی دنیا تهی می کنم ... و آنگاه که بر بنده ای خشم گیرم او را با سه حالت همراه می کنم دلش را شاد، بدنش را سلامت و دستش را از بهره های دنیا پر می کنم . » [22]
 
 در مجموع ابتلائات اهل شقاوت در دنیا کمتر از مومنان است همانطور که علی ابن ابی طالب (ع) از رسول الله روایت کرده اند : « الدُّنیا سِجنُ المُومِنِ وَ جَنَةُ الکافِر فَأَمّا المومِنُ یَفزَعُ فیها وَ امّا الکافِرُ فَیُمَتَّعُ فِیها » [23]
زیرا رنج کم دنیا عاقبتی خوش دارد « وَ الاخِرَةُ خَیرٌ وَ اَبقی (اعلی / ؟) و درمقابل خوشی ناپایدار دنیا رنج بسیار آخرت را در پی دارد لذا فرمود « قُل تَمَتَّعُ بِکُفرِکَ قَلیلاً اِنَّکَ مِن اَصحابِ النّارِ » بگو به سبب کفرت اندکی بهرمند باش ، بدرستی که تو اهل آتش هستی ( زمر / 8 ) از امام صادق (ع) روایت شده : « إِنَّ اَهلَ الحَقِّ لَم یَزالوا مُنذُ کانوا فی شِدَّةٍ أَمّا إِنَّ ذلکَ اِلی مُدَةٍ قَلیلةٍ وَ عافیةٍ طَویلَةٍ » [24] براستی که اهل حق همواره در سختی هستند اما آن تا زمانی کوتاه و آسایش بلند مدت است .
برنامه ی آزمون الهی مومنان و کافران به رنج و نعمت در دنیا در نمونه ای از فرمایشات امام جعفر صادق (ع) به خوبی نشان داده شده است « روزی دو فرشته از آسمان به زمین می آمدند که یکدیگر را ملاقات نمودند . یکی به دیگری گفت : برای چه کاری فرو می آیی . پاسخ داد : خداوند مرا مامور کرده است که به دریای ایل بروم و یک ماهی نادر را برای حاکمی ستمگر که به آن میل پیداکرده ، بالا بیاورم . تا او در کفرش به نهایت آرزوی دنیایی برسد . اما تو برای چه کاری می روی ؟ فرشته ی دیگر پاسخ داد من مامورم تا کاری شگفت انگیز تر از کار تو انجام دهم . به سوی بنده مومنی می روم که روزه دار و نمازگذار بوده و دعا و صدایش در آسمان شناخته شده است . می روم تا ظرف غذایش را که برای افطار آماده کرده ، بریزم تا به نهایت آزمون در ایمانش برسد » [25]
بنابراین هر بلایی برای آزمودگی مومن به او می رسد، آثار پر برکت آن برایش ذخیره می شود .
« اگر خدا بنده ای را دوست بدارد به شدت او را در بلا غرق می کند . »[26] پس « مومن از رنج های دنیا در امان نیست اما از نابینایی و بدبختی آخرت در امان است . » [27] حضرت سجاد (ع) فرمودند : « اِنّی لاُکرِهُ للرَّجُلِ أَن یُعافی فِی الدُّنیا فَلا یُصیبَهُ شَیءٌ مِن المَصائِب » [28] همانا نمی پسندم برای کسی که در دنیا سلامت و آسوده باشد و از حوادث دنیا چیزی به او برخورد نکند. روزی پیامبر (ص) دعوت شدند؛ وقتی وارد منزل میزبان شد به مرغی که بالای دیوار بود نگاه کردند او تخمی گذاشت که از بالا افتاد روی میخی که در دیوار بود و همانجا ماند و نشکست ، رسول الله صلی الله علیه وآله شگفت زده شدند آن مرد گفت آیا از این حادثه تعجب می کنید ؟ به خدایی که شما را به حق مبعوث کرده هیچ گاه مصیبتی به من نمی رسد ! پیامبر برخواستند و چیزی نخوردند و فرمودند : « مَن لَم یَرزَأ فَماللهِ فیهِ مِن حاجَةٍ » کسی که رنجی به او نمی رسد، خداوند کاری به او ندارد . [29]
بنابراین مومنان در دنیا بیش از غیر اهل ایمان دچار بلا می شوند و از آثار آن بهره مند می گردند اما کافران و منافقان نیز بلاهای مخصوص خود را دارند و البته در دنیا از بهره ی بیشتری برخوردارند .
عقوبت و ابتلای غیر اهل ایمان از بحث ما خارج است . ولی مراتب دیگر ابتلا که اختصاص به مومنان دارد موضوع این پژوهش بود و در ادامه به انواع ، آثار، آفات و چگونگی مواجهه با آنها می پردازیم .
 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] - « لم یکن امرؤ منها فی حبرة الا اعقبته بعدها عبرة و لم یلق من سرائها بطنا الامنحته من ضرائها ظهرا . و لم نظله فیها دیمة رخا الا هتنت علیه مزنة بلاء . و حری اذا اصبحت له منتصره ان تمسی له متنکره و ان جانب منها اعذوذب و احلولی امر منها جانب فاوبی . لا ینال امرؤ من غضارتها رغبا الا ارهقته من نوائبها تعبا ... » نهج البلاغه خطبه 111 – کلیه ارجاعات این نوشتار به نهج البلاغه طبق نسخه ترجمه شده توسط مرحوم محمد دشتی است که در المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه مورد استفاده بوده .
[2] - والذین کذبوا بایاتنا سنستدر جهم من حیث لا یعلمون ( اعراف / 182 )
[3] - و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین ( آل عمران / 54 )
[4] - انما نملی لهم لیزداد و اثما و لهم عذاب مهین ( آل عمران / 178 )
[5] - بحار الانوار ج 67 ص 234 حدیث 49 .
[6] - بحار الانوار ج 81 ص 209 حدیث 25 .
[7] - محمد محمدی ری شهری ، میزان الحکمة ج 2 ویرایش سوم چاپ دوم 1379 انتشارات دارالحدیث باب ابتلا حدیث 1942 .
[8] - بحار الانوار ج 67 ص 229 حدیث 41 .
[9] - المیزان فی التفسیر القرآن ج 19 ص 173 .
[10] - میزان الحکمه باب ابتلا حدیث 1960 .
[11] - بحار الانوار ج 67 ص 235 حدیث 54 .
[12] - کافی ج 2 ص 252 حدیث اول .
[13] - نهج البلاغه ، کلمات قصار ، 388 و نک . عبدالمجید معادیخواه ، فرهنگ آفتار ( فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه ) ج دوم چاپ اول 1372 نشر ذره ص 808 .
[14] - نهج البلاغه ، کلمات قصار ، 387 .
[15] - کافی ج 2 ص 258 حدیث 27 .
[16] - بحار الانوار ج 67 ص 241 حدیث 72 .
[17] - همان ص 243 حدیث 80 .
[18] - همان ص حدیث 59 .
[19] - کافی ج 2 ص 255 حدیث 17 .
[20] - میزان الحکمة ج 2 باب ابتلا حدیث 1931 .
[21] - « وَ لَقَد أَرسَلنا إِلی أُمَم مِن قَبلکَ فَأَخذنا هُم بِالبَأساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُم یَتَضرَّعونَ فَلو لا إِذ جاءَهُم بَاسُنا تَضَرَّعوا وَ لکن قَسَت قلوبُهم وَ زَیَّن الشیطانُ ماکانوا یَعمَلون فَلمّا نَسوا ما ذُکِّروا بِه فَتَحنا عَلیهم اَبوابَ کلِّ شَیءِ حتّی اِذا فَرِحوا بِما أُتوا أَخَذناهُم بَغتةً فإِذاهُم مُبلسُون » ( انعام / 42 تا 44 )
[22] - بحار الانوار ج 72 ص 48 حدیث .
[23] - همان ج 67 ص 242 حدیث 77 .
[24] - کافی ج 2 ص 255 حدیث 16 .
[25] - بحار الانوار ج 67 ص 229 حدیث 40 .
[26] - کافی ج 2 ص 253 حدیث 6.
[27] - کافی ج 2 ص 255 حدیث 18 .
[28]- پیشین ص 56 حدیث 19 .
[29] - پیشین حدیث 20 .

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 9797
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما