تبلیغات


























 
مقاله های برگزیده

پیامبر5
يكشنبه 25 دي 1390 سيري در برنامه اخلاقي نبوي (ع)/1
نويسنده: سيد مهدي سلطاني رناني
منبع: نشريه فرهنگ كوثر، شماره83




مقدمه
 

«دكترين اخلاقي» به معناي آموزه و انديشه اي هدفمند و منطقي درحوزه اخلاق، وبه مفهوم راه و رسم و روش معيني براي امر معلوم در جهت دستيابي به نتيجه مطلوب وايده آل است كه در امور فردي واجتماعي هركسي هويداست ونمايان كننده خط مشي وي در رفتار وعمل است.
يكي از جنبه هايي كه مع الاسف در دنياي امروز، در پي نهادينه كردن آن در افكار عمومي جهانيان است، ترسيم چهره اي خشن از سيماي پيامبر اعظم(ص) مي باشد كه علت نهايي آن رابايد در رشد روز افزون اسلام وگرويدن گروه هاي مختلف به اين آيين، وناتواني سران كفروالحاد در جلوگيري از گسترش آن جستجو كرد. كساني كه منافع خود را با گسترش اسلام در خطر مي بينند، راه نجات خود را در تخريب نگرش مثبت اذهان به وجود
رئوفانه و سراسر رحمت پيامبر اعظم(ص) بامعرفي ايشان به عنوان منادي خشونت طلبان دنيا - العياذ بالله - يافته اند و درصدد بهره گيري هاي بيهوده از مسلمانان نماهاي كج فهم، تاريك انديش وخشونت گرايان به دور از انسانيت ورفتارهاي انساني بوده اند. تا نشان دهند كه «اسلام» دين خشونت ورفتارهاي غير انساني است. لذا مقابله با چنين تفكرات وافشاي چهره بانيان و مجريان اين برنامه هاي سوء وغير واقعي، بر هر مسلمان در حد توان خويش فرض و واجب است. از جمله راهكارهاي غلبه بر چنين برنامه ريزي هاي غلط وشوم، تبيين صحيح «دكترين اخلاقي» پيامبر اعظم(ص)؛ يعني مهرباني و مرحمت ايشان براي همه جهانيان و مشتاقان اسلام ناب محمدي (ص) مي باشد.
نويسنده اين مقاله نيز سعي در ترسيم سيماي رحماني و رئوفانه آن حضرت در حق مسلمان و غير مسلمان و حتي درحق دشمنان خطرناك ومعاندان قسم خورده او داشته است.
دراين عرصه مي توان به مباحث ذيل پرداخت:
1. اصول وقواعدي كه درهريك ازانديشه هاي علمي ونظري اخلاق اسلامي بايد مورد توجه و تصديق قرار گيرد، كه به نام «ايده هاي مطلوب» يا «آيين جهان شمول اخلاقي» خوانده مي شود.
2. مجموعه اي از عقايد كه نظام فلسفي با سياسي را تشكيل مي دهد وبه مجموعه نظريات راهنما به سوي اخلاق مطلوب اطلاق مي گردد واز آن به عنوان «نظام نامه فكري» مكتب اخلاقي نام مي برند.(1)
3. عمل به نظريات وانديشه هاي مطلوب و نظام نامه فكري اخلاق اسلامي، كه الگوي آن «اخلاق حسنه نبوي» مي باشد.
4. مهرورزي خالصانه همراه با برخورد رئوفانه و متواضعانه با ديگران، كه با الگو گيري از پيامبراعظم (ص) ودرحقيقت اسوه دانستن آن حضرت دراين عرصه و پيروي از ايشان است ومعيار وكليد اصلي دكترين اخلاقي پيامبراعظم(ص) وخط مشي، هدف، نتيجه و مقصد نهايي عمل به قواعد تصديقي ونظام مند اخلاق اسلامي به شمار مي رود ومسلمان شدن واقعي وخدا گونه شدن انسان را نيز تداعي مي نمايد وگرايش به خوبي ها را به ارمغان مي آورد وذهن را براي استقامت در اين مسير وپيروي از اين الگوي تابناك پرورش مي دهد.(2)

عرصه هاي دكترين اخلاقي پيامبر(ص)
 

فرايند مهرباني ومهرورزي پيامبر اعظم(ص) به عنوان دكترين اخلاقي ايشان دردو مقوله مورد بحث وبررسي قرار مي گيرد.

الف) مهرورزي درحق مسلمانان
 

پيامبر اعظم(ص) با مسلمانان چنان با مهرباني و عطوفت رفتار مي كرد كه خداوند در شأن ايشان فرمود:
(لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين روف رحيم)؛(3)
«به يقين رسولي از خود شما به سويتان آمد كه رنج هاي شما بر او سخت است واصرار به هدايت شما دارد ودر برابر مؤمنان رئوف ومهربان است.»
خود ايشان نيز دراين خصوص مي فرمود: «من به هرمؤمني از نفس خودش، اولي هستم. هر كس مالي به جا گذارد، براي كسان اوست و هر كس بدهي يا كمبودي به جا گذارد از آن من و اداي آن بر من است». (4)
مهرباني ومهرورزي پيامبر اعظم (ص) فراتر از مسئوليت وتكليف الهي او بود؛ چنان كه قلم از بيان مهرباني او عاجز است .خود بارها مي فرمود: «پروردگارم چنان مرا به مدارا، مهرباني، مهرورزي ورفق با مردم فرمان داد كه به اداي واجبات فراوان داد.»(5)
جبرئيل در سخناني خطاب به آن حضرت گفت: «يا رسول الله! پروردگارت به توسلام مي رساند مي فرمايد: با بندگانم وبا تمام آفريدگانم به مهرباني و مهرورزي رفتار كن وبا آنها مدارا نما».(6)
خود نيز در ارسال پيام عظيم اخلاقي به يارانش فرمود: «خداوند، رفق ومهرباني را دوست دارد وبه هر كس كه مهرباني كند، ياري مي رساند». (7)
به همين دليل همه سكنات وحركاتش برمبناي مهرباني ومهرورزي بود واجراي توصيه هاي الهي وجنبه هاي ذاتي مطلوب آن حضرت موجب گرديد كه «اسوه حسنه» معرفي شود.(8)
رأفت ومهرباني پيامبر اعظم (ص) با مسلمانان آثار مطلوب ونتايج ايده آل بسيار زيادي داشت كه علاوه بر موارد ياد شده، مي توان به نكات ذيل نيز اشاره كرد:
1. رأفت ومهرباني او موجب تبليغ و گسترش اسلام در اقصي نقاط جهان گرديد كه خداوند نيز در قرآن كريم با تعبير (فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك..) (9)
به آن اشاره دارد، وسيره نويسان غير مسلمان نيز سيره اخلاقي و رأفت ومهرباني آن حضرت را يكي از مؤلفه هاي گسترش اسلام در جزيره العرب مي دانند.(10)
2. طايفه خزرج كه بعدها در مدينه به همراه طايفه اوس، گروه انصار را تشكيل دادند وپيامبر اعظم (ص) را به مدينه دعوت كردند واين دعوت سر آغاز اعتلاي عملي اسلام بود واهميت آن بر همگان مشهود است، به دنبال شيوه برخورد مهربانانه پيامبراعظم (ص) شيفته او گرديدند وبه اسلام گرويدند. پيامبر اعظم (ص) درموسم حج بااين قبيله ديدار مي كند وبا مهرباني از ايشان مي پرسد: شما چه كساني هستيد؟ جواب مي دهند:
ازخزرج. مي فرمايد: از دوستان يهود؟ مي گويند: آري. با رأفت به آنان مي گويد: مي نشينيد تا با شما صحبت كنم؟ آنان مي گويند: بلي. سپس آن حضرت با رأفت ومهرباني وبياني رسا وجذاب، حقايق اسلام رابراي آنان نقل مي كند. آنان را رفتار سرشار ازمحبت آن حضرت، حقايق دين مبين را درمي يابند وآن را با آموزه هاي دين يهود درباره اسلام تطبيق مي دهند ودرهمان محل اسلام مي آورند وخطاب به حضرت محمد (ص) عرض مي كنند: ما اسلام آورديم، مي رويم و ديگران را نيز دعوت مي كنيم.(11)
بدين ترتيب، باب هدايت انسان ها با لبخند محبت آميز او گشوده مي شود. پيامبر همچون پدري مهربان و دلسوز براي آينده امت نگران بود وآنان را مانند اعضاي خانواده ي خود مي ديد؛ لذا درهر زمان كه مي خواست قرباني كند، دو گوسفند قرباني مي كرد: يكي از طرف خود واهل بيتش وديگري از طرف امت خود ومي فرمود:
«خداوندا! اين از طرف همه امتم، هر كس كه به يگانگي تو و رسالت من شهادت داده است».(12)
3. شب ها با«اصحاب صفه» ايستاده سخن مي گفت و اين گفت وگوها ساعت ها طول مي كشيد، با اين كه از شدت خستگي پا به پا مي شد، هيچ گاه احساس خستگي خود را در چهره اش ظاهر نمي ساخت.(13)
4. عيينه، يكي از شتران پيامبر اعظم (ص) را دزديد وبه عنوان هديه خدمت آن حضرت آورد. حضرت با اينكه شتر خودش را مي شناخت، بدون اينكه به روي خود بياورد، هديه را قبول كرد وحتي براي عيينه مقداري نقره به عنوان قدرداني وسپاس فرستاد. عيينه با ديدن هديه اظهار نارضايتي كرد. پيامبر اعظم (ص) از نارضايتي او توسط اصحاب با خبر شد. يكي از اصحاب كه ماجرا را به خوبي مي دانست واز آن خبر داشت، خطاب به آن حضرت عرض كرد: يا رسول الله! شترتان را مي دزدند وبه عنوان هديه به شما مي آورند وشما آن را قبول مي كنيد و حتي به او هديه نيز مي دهيد؟ پيامبر اعظم (ص) با تبسم ومهرباني فرمود: «بلي، با وجود اين ناراضي است.»
چقدر آن نبي رحمت و رسول رأفت براي شخصيت افراد و حفظ آبروي آنها اهميت قائل بودند وبسيار مراقب بودند كه به حيثيت و روحيه فردي و اجتماعي افراد خدشه اي وارد نيايد!(14)
5. پيامبر اعظم (ص) درروزي كه ام الحكم به پسر بچه خود عبدالله مي گويد: «به دنبال آن حضرت برو وبه عنوان تبرك رداي او را درخواست كن»، دركمال بزرگواري تنها رداي خويش را به آن كودك مي بخشد وخطاب به او مي فرمايد: «به مادرت بگو آن را چهار قسمت كند وبراي خودش وخواهرت روسري درست كند.»(15)
آري، پيامبر اعظم(ص) تنها رداي خويش را به خانواده اي نيازمند مي بخشد تا از آن تبرك جويند ونيازهاي زندگي خود را برآورند؛ زيرا طاقت ديدن رنجش وغم وغصه ياران و امت خويش را نداشت ودر برابر اندوه ومشكلات آنان خود را مسئول مي ديد ودر برابر رفع حاجات امورشان خويش را مكلف مي دانست، تا آنجا كه اگر مسلماني گرسنه يا برهنه نزد حضرتش مي آمد واو چيزي براي عطا نداشت، بلال را مي فرستاد تا براي آن فرد قرض كند و خودش آن بدهي را به عهده مي گرفت، تا مبادا آن فرد از نزد ايشان دست خالي برگردد.(16)
6. هرگز مايل به رنجش كوچكي براي امتش نبود وتا آنجا كه امكان داشت وخداوند به او اجازه داده بود، مراعات مردم را مي كرد تا مبادا آنان به سختي ومشقت بيفتند. به عنوان نمونه، در وقت گرما وقتي مؤذن مي خواست اذان بگويد، به او مي فرمود: « اندكي صبركن تا هوا خنك شود.»(17)
همچنين درشب هاي سرد زمستان دستور مي داد كه مردم درخانه هايشان نماز بخوانند.
بارها به كارگزاران حكومتي وقاضيان دولتي مي فرمود: تا مي توانيد حدود را از مسلمانان دفع
كنيد اگر راهي يافتيد، آنها را رها كنيد.اگر امام درعفو خطا كند، بهتر است از آن كه درعقوبت خطا كند.»(18) از اين رو، وقتي مسلماني نزد پيامبر اعظم (ص) مي آمد واقرار به زنا مي كرد، آن حضرت بي اعتنايي مي كند، تا اينكه آن فرد چند بار ديگر به عمل قبيح اعتراف مي كند. در آن هنگام رسول رحمت ورأفت خطاب به او مي فرمايد: « نماز را با ما خواندي؟» آن مرد جواب مي دهد: بلي، يا رسول الله! پيامبر اعظم (ص) مي فرمايد: خداوند گناه تو را ببخشد.(19) درواقع رسول اعظم اسلام (ص) آن وضو ونماز مخلصانه فرد را و علاقه اش را به منزله توبه وي مي شمارد واجراي حد را از اوساقط مي كند.
7. از جمله نشانه هاي مهرباني و رأفت رسول اعظم اسلام (ص) مدارا در پرداخت زكات مسلمانان بود، با اينكه تنها درآمد بيت المال درسده هاي اوليه اسلام، زكات وخراج بود. به عنوان نمونه، زماني كه ضحاك بن قيس را جهت اخذ زكات مي فرستد واو بهترين شتران را به عنوان زكات مي گيرد وآنها را به نزد پيامبر اعظم (ص) مي آورد و مي گويد: «زماني كه فهميدم از جهاد ياد مي كني وآماده جهاد مي شويد، اين شتران زبده را گرفتم كه بر آنها سوار شده وبه وسيله آنها مسلمانان نيز به جهاد بروند». پيامبراعظم(ص) از اين عمل وي ناراحت شد وفرمود: «اينها را پس دهيد واز اموال نامرغوب ايشان بگيريد.» (20)
همچنين نقل گرديد: وقتي پيامبر اعظم (ص) در ميان شتران زكات گرفته شده، شتر قوي وخوش قواره اي را ديد، زود ناراحت گرديد وبا عصبانيت فرمود: «خداوند، عامل اخذ زكات را بكشد». عامل اخذ زكات در آنجا حاضر بود وسريع جواب داد: « يا رسول الله! آن را به جاي دو شتر گرفته ام.»(21)
هنگامي كه معاذ بن جبل را به يمن مي فرستد، خطاب به او مي فرمايد: « تو به گروهي از اهل كتاب وارد مي شوي، اول چيزي كه ايشان را به آن دعوت مي كني، پرسش خداوند يگانه باشد. سپس وقتي آنان خدا را شناختند، ايشان را آگاه كن تاخداوند بر مال داران ايشان زكات را واجب نموده است كه از اينان مي گيرد وبه فقيران آنان داده مي شود. اگر اطاعت كردند، زكات را از ايشان بگير، اما از گرفتن مال مرغوب به عنوان زكات از ايشان بپرهيز».(22)
اگر چه روايات آمده كه فرد بايد از بهترين اموال خود براي خدا انفاق كند، اما پيامبر اعظم (ص) سعي داشت كه مردم در پرداخت زكات دچار نقصان ومشكل مالي نگردند ورنج وفشاري را متحمل نشوند واين، حاكي از مهرباني ايشان بود.

پي نوشت ها :
 

1. ر. ك : دكترين مهدويت، مسعود پور سيد آقايي، ص 2-4، فصلنامه انتظار، مؤسسهانتظار روشن، قم، 1384ش.
2. ر. ك : تعليم وتربيت دراسلام، مرتضي مطهري، ص 136؛ دكترين نبوي، بهرام اخوان كاظمي، ص 89و88.
3. توبه /128.
4-ر. ك : تفسير الوصول الي جامع الاصول، ابن ربيغ، ج2، ص 327.
5-الوافي، محسن فيض كاشاني، ج1، ص73، انتشارات اسلاميه، تهران، 1404ق.
6- همان، ص 83و84.
7-اسدالغابه في معرفه الصحابه، ج4، ص396.
8-(لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه)، احزاب/21.
9-آل عمران /159.
10-ر. ك . دكترين نبوي، مرتضي اسماعيل زاده، ص 78.77.
11-سيره شامي، ج3، ص176.
12-مجمع الزوايد و منبع الفوائد، ج4، ص22.
13-اسدالغابه في معرفه الصحابه، ج1، ص142.
14-دكترين نبوي، مرتضي اسماعيل زاده، ص80.
15-اسدالغابه في معرفه الصحابه،ج3، ص 154.
16-التراتيب الاداريه والعمالات والصناعات والمتاجره و...، عبدالحي كتاني، ج1، ص445.
17-سنن النبي، علامه طباطبايي، ص249.
18-تفسير الوصول الي جامع الاصول ، ج2،ص43.
19-الادب النبوي، محمد عبدالعزيزخولي،ص327.
20-اسد الغابه في معرفه الصحابه، ج5، ص 136.
21-دكترين نبوي، مرتضي اسماعيل زاده، ص 82.
22-تفسير الوصول الي جامع الاصول، ج2، ص145.

 
امتیاز دهی
 
 

بيشتر


تعداد بازديد اين صفحه: 1820
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما