منو
تبليغات
قرآنی

نقش وراثت و محیط در تربیت از منظر قرآن
دوشنبه 3 مهر 1396 نقش وراثت و محیط در تربیت از منظر قرآن

نویسنده: زهرا زمانی
منبع: اختصاصی سایت مرسلات

چکیده
انسان تربیت پذیر است و استعداهای درونی اش درجریان تربیت به فعلیت می رسد. برخی امور همچون وراثت و محیط خانوادگی واجتماعی بر روند تربیت انسان، تأثیرگذارهستند.  
اگر چه شرایط منحصر به فرد و درونی شخص، از پذیرش تأثیرات تربیتی وراثت و محیط جلوگیری می نماید؛ ولی انتخاب همسر، ازدواج، وراثت، هماهنگی والدین، جامعه و حکومت، از عوامل زمینه ساز تربیت به حساب می آیند؛ زیرا انسان برخی از ویژگی های خویش رااز طریق وراثت از والدین، هنگام لقاح دریافت می کند و برخی دیگر از ویژگی هایش را با تأثیر پذیری از محیط خانواده و جامعه کسب می نماید.
کلید واژه: تربیت، قرآن، محیط، وراثت
 
 
مقدمه
استعداهای نهفته و درونی انسان ، در جریان تربیت شکوفا می شود و به فعلیت و رشد می رسد ، لکن برخی عوامل ، نظیر وراثت ، محیط خانواده ومحیط جامعه بر این روند تأثیر گذار هستند و جریان تربیت را تقویت یا تضعیف می کنند ؛ لذا آگاهی نسبت به این عوامل ، می تواند از بروز برخی مشکلات تربیتی پیشگیری نماید ودر حل برخی از آنها ، ما را یاری رساند .
استخراج آیات قرآنی مرتبط با مباحث مطرح شده و بررسی دیدگاه های مفسران قرآن، صاحب نظران و اندیشمندان سبب می شود که در این مجموعه بتوانیم تأثیرات وراثت و محیط در تربیت را بررسی نموده و به اهدافی همچون تربیت پذیری انسان، تأثیرات وراثت ومحیط خانوادگی و اجتماعی در تربیت وطغیان انسان در برابر عوامل تربیتی دست یابیم.
 کلیات و مفاهیم
انسان موجودی است که استعدادها و قابلیتهای نهفته ودرونی او در جریان تربیت ظهور وبروز می یابد. توصیه های اسلام ، در زندگی فردی واجتماعی که برای پرورش وتربیت نسل صالح مدنظر اسلام است وشواهد قرآنی، نشانگر این است که برخی امور و پدیده ها بر روند تربیت تأثیر گذارهستند؛ از جمله وراثت، یعنی صفاتی که از والدین به فرزندان، هنگام لقاح منتقل می گردد و محیط خانوادگی و اجتماعی که پیامدهای خاص تربیتی دارند.
این مجموعه می تواند ، برای اعضای خانواده ، افرادجامعه ومرتبطین امور تربیت ، درجهت رسیدن به تربیت مد نظر اسلام راهگشا باشد .
این تحقیق، از نظر هدف ،بنیادی واز نظر ماهیت، تبیینی واز نظر ابزار، کتابخانه ای می باشد .بررسی تأثیرات وراثت ومحیط بر تربیت که شامل بررسی تربیت پذیری انسان، تأثیرات محیط خانواده و جامعه و وراثت برتربیت، همچنین بررسی طغیان انسان در برابر عوامل تربیتی از اهداف این پژوهش می باشد.
 از نظر لغوی، تربیت از «ربو»به معنی پرورش فکری واخلاقی است.[1] و در اصطلاح، به برنامه ها و زمینه سازی های هدفمند در جهت به فعلیت رسیدن استعداهای بالقوه و پرورش استعدادهای درونی گفته می شود.[2]
به مجموعه افرادی که خارج از محیط خانواده، جمعی واحد را تشکیل می دهند جامعه گفته می شود .[3] خانواده نیز، اجتماعی است که اعضای آن دارای مسؤولیت های متقابلی می باشند[4]و در آن هریک از افراد از عنوان خاصی برخوردار می باشند؛ زن، شوهر، پدر، مادر، فرزند، خواهر و برادر از عناوینی هستند که با تشکیل خانواده تحقق می یابند.[5] 
در اثر لقاح، برخی از ویژگی های پدر و مادر به فرزند منتقل می شود؛ منظور از وراثت نیز انتقال ویژگی ها ی والدین به فرزند در اثر لقاح می باشد.[6]

تربیت
خداوند به وسیله تکوین وخلقتی خاص، هر موجودی را به سوی مقصد معینی هدایت نموده است؛ [7] نطفه انسان نیز انسان بالقوه ای است که قابلیت واستعداد تکامل جسمی و روحی را دارا می باشد؛ پس او از هدایت الهی برخوردار است؛[8] ولی به دلیل بهره مندی از روح و نفس ناطقه قادر است به سوی کمال و سعادت جاودانه حرکت نماید یا از پذیرش هدایت امتناع نموده و راه شقاوت و بدبختی را برگزیند.[9]
می توان گفت: تجهیزات وجودی موجودات، زمینه ساز رسیدن آن ها به کمال خاص خود می باشد؛ چنین قانونی در مورد انسان نیز صادق است، ولی کمال و سعادت انسانی که قابلیت رسیدن به کمال را دارد با اعمالی حاصل می شود که متناسب با تجهیزات وجودی او و بر اساس برنامه ها وتعالیم انبیای الهی است.[10]  
هدف تربیت
هدف چیزی است که انگیزه رسیدن به آن ، منشأ حرکت می گردد. هدفمندی و توجه به هدف سبب تمرکز در انجام کار، رهایی از سرگردانی وآرامش خاطر است.
انسان می تواند با پرورش استعدادهای درونی و بالقوه اش در یک نظام تربیتی صحیح و جامع به کمال شاسیته خویش نائل گردد. لذا می توان گفت: هدف نهایی از تربیت انسان رساندن او به کمال شایسته اش می باشد.[11]
تربیت پذیری
آنچه در عالم، از نعمت هستی و وجود برخوردار است یا با خلقتی کامل پا به عرصه وجود گذاشته است، مثل: کره زمین، ماه و جسم انسان یا هنگام وارد شدن به عرصه وجود، از خلقت کاملی برخوردار نبوده است ولی استعداد و قابلیت تکامل را داشته است: مانند هسته خرما و خلق و خوی انسان. بنابراین موجوداتی که خلقتی تدریجی دارند را می توان با توجه و مراقبت و همت و تلاش، در جهت رسیدن به کمال مطلوبشان پرورش داد؛ زیرا در آن ها استعداد و قابلیت پرورش و تکامل وجود دارد. [12]
در انسان نیز امکان تغییر و تحول وجود دارد و در حقیقت، انسان تربیت پذیر است؛ زیرا برخی امور، حاکی از تربیت پذیری انسان هستند که عبارتند از:
1- تاریخ اسلام
2-اختیارا وابتلاء
3-هدایت انسان

برخی موانع تربیت
اگرچه انسان به دلیل برخورداری از قدرت اندیشه و تمییز، قادر است با تفکرپیرامون موضوعات مختلف در مورد آن ها تصمیم بگیرد ولی در روند تصمیم گیری او برخی امور تأثیر گذار می باشند.[13]
می توان گفت: هم شرایط زمان حال وهم وقایع و رویداهای گذشته برانسان تأثیر گذار است؛[14]و در این زمینه برخی امور نقش بازدارندگی دارند؛ اموری که عبارتند از:
1-گذشته نگری وسنت گرایی
2- تبعیت های نادرست
3-شخصیت گرایی
نقش تربیتی محیط
انسان به زندگی جمعی گرایش دارد چون استعداهای نهفته وبالقوه ای دارد که در پرتو زندگی جمعی به فعلیت می رسد و نیازهایی دارد که در جمع دست یافتنی است.[15]
اموری نظیر زبان، دین، مذهب و آداب ورسوم نیز که از امور تأثیر گذار بر شخصیت انسان هستند غالبا"از جانب محیط بر انسان تحمیل می گردند؛ بنابر این می توان گفت: محیط، تأثیر بسزایی درشکوفایی استعداهای انسان و شکل گیری شخصیت او دارد.[16]

نقش تربیتی جامعه
هر پدیده ای که در عالم رخ می دهد دارای آثار وضعی خاصی است؛[17] رویدادهای اجتماعی نیز به عنوان جزئی از رویدادهای جهان از چنین خصوصیتی برخوردار می باشد. رویدادهای اجتماعی ،عملکرد انسان را تحت الشعاع خویش قرار می دهد. [18]به بیان دیگرتأثیر جامعه بر افراد از طریق تأثیر بر استعدادهای ذاتی آن هاست[19] و به همین دلیل ،جامعه می تواند زمینه ساز رشد وترقی یا فساد وتباهی انسان باشد.[20]

نقش تربیتی حکومت
هر حکومتی برای اداره جامعه، روش خاصی متناسب با روحیات و ویژگی های مردم اتخاذ می نماید.
بنابراین تغییرات برنامه های آن نیز منجر به تغییر وتحولات انسانی می شود. به عبارت دیگرحکومت قادراست با تغییردر برنامه های خویش، جامعه ای منطبق بر معیارهای خویش تربیت نماید.[21]
به طور خلاصه می توان گفت: انسان خواهان زندگی جمعی است و به همین دلیل هم جامعه تشکیل می دهد؛ اما موجودیت جامعه در گرو حکومتی است که امور آن را سامان دهد و آن را مدیریت نماید؛ زیرا در این صورت است که می تواند از فرصت ها ونیروها بهره برداری مناسب بنماید و از تزاحمات و مشکلات ناشی از تقابل آراء بکاهد و در یک کلام، جامعه را به سوی هدفی مشخص هدایت نماید؛ بنابراین می توان گفت: اختیارات فرد در جامعه، تحت تأثیر نظام حاکم بر آن، در دایره مشخصی قرار می گیرد و به این صورت زمینه های حرکت الهی یا غیر الهی فرد مهیا می گردد.[22]

میزان ت‍‍‍أثیر تربیتی حکومت  
 
نقش تربیتی حکومت را نمی توان نادیده گرفت؛ اما درعین حال تأثیر حکومتها از نوع الزام نیست؛ یعنی چه بسا افرادی در آن جامعه زندگی کنند در حالی که از آن شرایط تأثیر نگیرند.[23]
به عبارت دیگر اگرچه انسان از شرایط حکومتی تأثیر می پذیرد، ولی قادر است که به آن شرایط، تن ندهد و در برابر آن مقاومت نماید[24] و تابع بی چون وچرای آن نگردد.[25]

نقش تربیتی خانواده
بنای جامعه بر خانواده استوار است؛ زیرا نیروهای جامعه در خانواده متولد شده و پرورش می یابند و روابط خانوادگی زمینه سازفعالیت های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی افراد در جامعه می باشد؛ به بیان دیگر روابط و فعالیت های اجتماعی افراد، متأثر ازتجارب خانوادگی آن ها می باشد و خانواده سالم و کار آمد قادر است با تربیت افرادی شایسته و تحویل آن ها به جامعه در رشد و تعالی آن جامعه سهیم گردد؛ ولی خانواه ناسالم با تحویل افرادی نالایق به جامعه، سبب بحران در جامعه می گردد.[26]

نقش تربیتی ازدواج
ازدواج سبب می شود که انسان سیر تکاملی خویش را با سرعت بیشتری بپیماید؛ زیرا انسان قبل از ازدواج با غرایز سرکشی چون غریزه جنسی روبه روست؛ از اینرو روح و روانی متلاطم دارد و تلاطم روحی وی، درک و فهم صحیح حقایق را برای او دشوار می سازد؛ اما پس از ازدواج که به تدریج از سرکشی غریزه شهوت کاسته می شود، شرایط بهتری نیز برای درک حقایق از ناحیه عقل فراهم می گردد؛ زیرا ازدواج، هم خود مرحله ای از رشد و شکوفایی عقلی است و هم با کاستن هیجانات انسان و کشمکش های روحی، راه فعالیت ذهنی صحیح را برای انسان باز می کند؛با فعال سازی ذهن، انسان قادر به درک صحیح حقایق می شود و درک صحیح حقایق نیز سبب مسؤولیت پذیری انسان می گردد و مسؤولیت پذیری نیز او را به سوی دیگر دوستی، ایثار و فداکاری سوق می دهد به همین دلیل از خود خواهی فاصله می گیرد؛[27]با تولد فرزند نیز مسؤولیت پذیری و دیگر دوستی وی شدت می یابد و این امر سبب می شود که او در جهت خیر و سعادت خانواده تلاش فراوانی کند؛ تلاشی که علاوه بر سعادت خانواده، تکامل وی را نیز به همراه دارد.[28]

نقش تربیتی والدین
فرزند از اولین مراحل رشد تا مرحله اجتماعی شدن توجه زیادی به روابط غیر کلامی به خصوص روابط غیر کلامی والدین دارد؛[29] و بسیاری از امور اخلاقی، علمی و اجتماعی را مستقیما" از والدین می آموزد.[30]
اگر والدین با شیوه های مناسب تربیتی آشنا شوند و حتی المقدور از آن ها در زندگی خویش و تربیت فرزندان بهره گیرند در تربیت فرزند خویش بیشتر