تبلیغات
اخبار
بازدید طلاب مؤسسه مجتهده امین از زندان زنان اصفهان
موانع و راهکارهای مأموریت های علمی-تبلیغی طلاب خواهر در کرسی آزاداندیشی حوزه علمیه اصفهان بررسی شد
عقاید
شنبه 21 خرداد 1390 بزرگترين صفت و ويژگي اميرالمومنين عليه السّلام چيست؟

تمام ائمه عليهم السلام انسان كامل هستند يعني اينكه تمام صفات و ويژگيهاي خوب را مثل عدالت ، گذشت و فداكاري ، بخشندگي و ........ به طور مساوي و به  نحو اعلي دارا مي باشند . و اين طور نيست كه يك صفت از صفات ديگر آنها بزرگتر و مهمتر باشد . اما صفتي كه در مورد حضرت علي عليه السلام زبانزد عام و خاص بوده و در تاريخ نيز مشهور است ، عدالت اوست .

در اين خصوص بهتر است به مطالبي در مورد عدالت حضرت على(عليه السلام) توجه نمائيد:

    1ـ وقتى طلحه و زبير بعد از بيعت با حضرت(عليه السلام)براى گرفتن سهمِ خود و تصدى امر به خدمت حضرت رسيدند، حضرت(عليه السلام)از آنها پرسيد آيا كار شخصى با من داريد و يا كار حكومتى؟ وقتى در پاسخ گفتند كه كار ما شخصى است حضرت چراغى را كه مربوط به بيت‏المال بودو روشن بود، خاموش كردند و چراغى را كه براى كارهاى شخصى بود روشن كردند و آن دو نفر وقتى اين صحنه را ديدند بدون بيان خواسته خود از نزد حضرت(عليه السلام)رفتند و متوجه شدند كه عدالت على(عليه السلام)اجازه خوردن مالى و حقى را به آنان نخواهد داد و از اين جا بود كه باتحريك عايشه زمينه جنگ جمل و آن فتنه كور را آماده كردند.

    2ـ خود حضرت در موردعدالتشان مى‏فرمايند: و اللهِ لَوْ اُعطيتُ الأقاليمَ السبعة بِما تَحْتَ اَفلاكها عَلى اَنْ اَعْصِى اللهَ فى نَمْلَة اَسْبلُها جُلْبَ شَعيرةٍماَفَعْلتُه و إن دنياكم عندى لَاَهْوَنُ من وَرَقَةٍ فى فَمِ جرادةٍ تَقْضَمُها؛ به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان‏هاستبه من دهند تا خدا را نافرمانى كنم كه پوستِ جُوى را از مورچه‏اى ناروا بگيرم، چنين نخواهم كرد! و همانا اين دنياى آلوده شما نزد من از برگجويده شده دهان ملخ پست‏تر است(نهج‏البلاغه، خطبه 224، ص 460 ترجمه محمد دشتى)

   3ـ و باز خود حضرت(عليه السلام)در نهج‏البلاغه مى‏فرمايند:

    به خدا سوگند برادرم عقيل را ديدم كه به شدت تهى دست شده بود و از من درخواست داشت تا يك مَنْ از گندم‏هاى بيت‏المال را به او ببخشم. كودكانش را ديدم كه از گرسنگى داراى موهاى ژوليده و رنگشان تيره شده بودند، گويا با نيل رنگ شده بودند. پى در پى مرا مى‏ديد ودرخواست خود را تكرار مى‏كرد. چون به گفته‏هاى او گوش دادم پنداشت كه من دينم را به او مى‏فروشم و به دلخواه او رفتار و از راه و رسم عادلانه خود دست برمى‏دارم. روزى آهنى را در آتش گذاخته و به بدنش نزديك كردم تا او را بيازمايم، پس همانند انسان بيمار از درد فرياد زد ونزديك بود از حرارت و گرمى آن بسوزد. به او گفتم: اى عقيل! گريه‏كنندگان بر تو بگريند، از حرارت آهنى مى‏نالى كه انسانى به بازيچه آن را گرم ساخته است؟ اما مرا به آتش دوزخى مى‏خوانى كه خداى جبّار با خشم خود آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچيزى مى‏نالى و من ازحرارت آتش الهى ننالم. (نهج‏البلاغه، خطبه 224، ص 460 ترجمه محمد دشتى)

 
امتیاز دهی
 
 



تعداد بازديد اين صفحه: 13762
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما