منو
تبليغات
كربلا




كربلا در يك نگاه
با وجود اين كه پيشينه تاريخي كربلا، بسيار قديمي بوده و به دوران بابليان مي رسد ولي از آن جا كه مدارك تاريخي، دراين باب ناچيز و اندك است، شناخت دقيقي را نمي توان نسبت به تاريخ كربلا پيش از اسلام به دست آورد.
عراق تا سال 12 هجر ي قمري در زير سلطه زمامداران ايران بود، تا اين كه از همان سال تا سال 16 هجري به تدريج، تمام كشور عراق و در ضمن كربلا توسط خيل خروشان سربازان مسلمان گشوده شد و آزاد گشت، از آن ميان جنگ قادسيه كه درسال 14 هجري اتفاق افتاد، معروف و مشهوراست. از سال 61 قمري به بعد و بر اثر شهادت امام حسين بن علي عليه السلام در آن محل، به تدريج مورد توجه شيعيان قرار گرفت و پس از ساخت حرم براي آن شهداي بزرگوار، به يكي از شهرهاي زيارتي عراق تبديل شد.
در حال حاضر، كربلا با فاصله 105 كيلومتري در جنوب غربي بغداد واقع شده و مركز استاني بنام استان كربلا خوانده مي شود و شهرهاي بزرگي را چون نجف اشرف و كوفه و عين التمر و… در خويش جاي داده است.
استان كربلا از شمال و غرب به استان رمادي و از شرق به استان حله و از جنوب به استان ديوانيه متصل مي گردد. مساحت استان كربلا به 6065 كيلومتر مربع مي رسد و اكنون در شهر كربلا بيش از 100000 نفر زندگي مي كنند.
مروري كوتاه در تاريخ بارگاه سيدالشهدا (ع)
شهادت سالار شهيدان حضرت اباعبداللّه الحسين(ع) در راه ستيز با ستمگران, بارگاه منور او را از اماكن عبادي و سياسي در آورده است و در طول تاريخ, شيفتگان فراواني را به خود جلب كرده است. ستمگران در برابر اين بارگاه موضع هاي گونه گوني گرفته اند. اگر قدرت مقابله با مردم را داشتند به تخريب آن دست مي زدند, وگرنه با ديده احترام به آن مي نگريستند و حتي با كمك هاي مالي درخور توجه, خود را به مردم نزديك مي كردند, لذا بناي مرقد همواره دستخوش تغيير و تحول بوده است و بسياري از تغيير و تحول ها در منابع تاريخي مضبوط است.
بارگاه در قرن اول
نظر به اين كه ساختمان سازي در قرن اول بسيار آسان بوده, ساخت بنا بر قبر مطهر در اين قرن كاملاً امكان دارد, مخصوصاً پس از مرگ يزيد در سال 64 و باز شدن فضاي سياسي به نفع اهل بيت(ع) و قدرت گرفتن امثال مختار و نيز رو آوردن مردم جهت زيارت. كمي امكانات اياب و ذهاب و اقامت چند روزه در كنار مزار و نيز گرمي هوا حدسِ وجود بنا را بيشتر تقويت مي كند.
در عين حال معاصران گزارش هايي از وجود بنا در قرن اول ذكر مي كنند كه هيچ مستند تاريخي ندارند و نمي توان آن را واقعه اي تاريخي دانست, از جمله اين ادعاها عبارتند از:
الف) بني اسد نخستين كساني اند كه بر قبر امام(ع) سقيفه اي احداث كردند.1
ب) سال 64 قبيله هاي بني نضير و بني قينقاع اولين بار صندوقي براي قبر ساختند كه توابين اطراف آن گرد آمدند.2
ج) مختار عمارتي از گچ و آجر و با نظارت محمد بن ابراهيم بن مالك اشتر ساخت و مرقد داراي دو در شرقي و غربي بود.3
جمعيت فراوان كنار قبر مطهر در قرن اول
در كتاب شهر حسين, صفحه 164 و 165 مي خوانيم: (كامل الزيارات نقل كرده ابوحمزه [ثمالي] در آخر زمان بني مروان از كوفه به قصد زيارت كربلا خارج گرديد و از پاسبان شامي خود را پنهان مي كرد تا آن كه خود را در يك آبادي مخفي كرد. پس از نصف شب متوجه قبر حسين(ع) گرديد و اتفاقاً شب عرفه بود و جمع كثيري در اطراف قبر به نماز مشغول بودند. از بس كه جماعت زياد بود, هرچه مي خواست خود را به قبر برساند و دعا كند ممكن نمي شد).
خبر فوق در صفحه 221 كامل الزيارات آمده است. مراجعه به اصل خبر نشان مي دهد كه در نقل چند اشتباه رخ داده است:
1. اين خبر مربوط به حسين پسر دختر ابوحمزه ثمالي است نه خود ابوحمزه.
2. حضور او در شب عرفه از خبر برداشت نمي شود.
3. ترجمه و متن خبر در كامل الزيارات نشان مي دهند كه زائر با ترس فراوان از حكومت وقت به زيارت رفته است, پس چگونه مي توان باور كرد كه چنين جمعيتي در جوار قبر مطهر باشد.
4. خبر در كامل الزيارات صراحت دارد كه براي زائر مكاشفه اي پيش آمده و كساني كه بر گرد مزار تجمع كرده بودند ملائكه بودند نه انسان.
تخريب بارگاه
متوكل عباسي چند بار بارگاه سيدالشهدا(ع) را تخريب كرد. گفته شده كه اولين تخريب او در سال 232 صورت گرفت. هنگامي كه متوكل خبر شد در شعبان اين سال يكي از كنيزان آوازخوانش جهت زيارت به كربلا رفته است دستور داد كه بارگاه را ويران كنند.4 چنين نقلي از دو جهت ايراد دارد:
ـ در خبري كه به زيارت رفتن كنيز اشاره دارد تنها ماه شعبان ذكر شده و سال آن از خبر استفاده نمي شود.5
ـ متوكل در ذي حجه سال 232 به حكومت رسيد,6 پس تخريب بارگاه در شعبان همين سال نمي تواند باشد, از اين رو برخي تخريب اول را سال 233 دانسته اند. نصي وجود ندارد كه اولين تخريب در اين سال بوده, بلكه از خبر كنيز كه در شعبان به زيارت رفته بود, استظهار كرده اند در اوايل حكومت متوكل تخريب صورت گرفته و آن را مطابق با سال 233 دانسته اند.7
به نظر مي رسد اولين تخريب به سال 236 باز مي گردد كه مورخان متعدد به آن تصريح كرده اند.8 نويسنده شهر حسين (ص206) سال 233 را از قول ابوالفرج اصفهاني ـ صاحب مقاتل الطالبيين ـ نقل كرده كه اشتباه است.
دفعات تخريب بارگاه از سوي متوكل
برخي نويسندگان نوشته اند متوكل چهار بار قبر مطهر را تخريب كرد.9 از اخبار متون كهن چنين استفاده مي شود كه متوكل تنها دو بار و نهايت سه بار مرقد را خراب كرد, زيرا در اخبار از دو نفر به نام هاي ابراهيم ديزج10 و عمر بن فرج11 نام برده شده كه به ويراني حرم مأمور بوده اند و نيز دو سال 12326 و 13247 را تاريخ اين خرابي آورده اند. استناد تخريب در سال 237 خبر زير است: (… فأنفذ [المتوكل] قائداً من قوّاده و ضم اليه كتفاً من الجند كثيراً ليشعب قبر الحسين(ع) و يمنع الناس من زيارته و الاجتماع إلي قبره. فخرج القائد إلي الطف و عمل بما امر و ذلك في سنة سبع و ثلاثين و مأتين… ; 14 متوكل عده زيادي از لشكريان را با يكي از فرماندهان فرستاد تا قبر حسين(ع) را خراب كنند و مردم را از زيارت و اجتماع در آن جا منع كنند. فرمانده به طف رفت و طبق دستور عمل كرد و آن در سال 237 است).
در بعضي نسخه ها به جاي (ليشعب قبر الحسين), (ليشعّث من قبر الحسين) است. در اين صورت به معناي پراكندن مردم از قبر امام(ع) خواهد بود. علامه مجلسي عبارت دوم را از نسخه هاي مصحّح نقل كرده است.15 بنابراين معلوم نيست متوكل در سال 237 قبر را خراب كرده باشد.
استدلال ابوالفرج اصفهاني
گفته شده ابوالفرج اصفهاني در مقاتل الطالبيين دو استدلال آورده كه تخريب اول متوكل در سال 233 بوده است و يكي از مستندات او كتاب تسلية المُجالس است.16
اولاً ابوالفرج در مقاتل الطالبيين اصلاً سخن از سال تخريب به ميان نياورده است,17ثانياً ابوالفرج در قرن چهارم مي زيسته و محمد بن ابي طالب نويسنده تسلية المجالس در قرن دهم حيات داشته است.
ساخت بارگاه
از كتاب منتظم ابن جوزي نقل شده كه محمد بن زيد علوي (م 283) در طول سيزده سال, همه ساله اموالي را براي علوي هاي مستحق در جوار مرقد امام علي(ع) و امام حسين(ع) مي فرستاد و با اين اموال, بناي گنبد سيدالشدا(ع) به اتمام رسيد و در كنار آن مسجدي بنا گرديد و ديوار حائر ساخته شد. 18
چنين مطلبي را در منتظم نيافتيم.
زيارت ابوطاهر
در مدينة الحسين (سلسله 2, ص101) از كتاب منتظم ابن جوزي آمده است كه ابوطاهر سلمان بن حسن جنابي ـ رهبر قرامطه ـ در سال 313 با كوفه جنگيد و پس از پيروزي به زيارت بارگاه رفت.19
چنين مطلبي را در منتظم نيافتيم.
بناي گسترده به دست عضدالدوله
در كتاب شهر حسين (ص251) ذيل عنوان (بارگاه حسين(ع) و تعمير پنجم از عضدالدوله به سال 369) مي خوانيم:
(بنا به نوشته ابن اثير تاريخ نويس معروف, كه عضدالدوله در باره مكه و مدينه خدمات مهمي انجام داد و مخصوصاً آثار باعظمت او نسبت به حرم علي(ع) و در خصوص حرم مطهر سيدالشهدا طوفان كرده قبه حرم را تجديد نمود و چهار اطراف آن را ايجاد رواق نمود و در استحكام اين بنا اهميت فوق العاده به خرج داد و سپس در تزيينات قبه و رواق ها مبالغه نمود و ضريح را با چوب ساج كه يك نوع چوب هندي است و پارچه هاي ديباج زينت داد).
ظاهر عبارت فوق اين است كه همه اين مطالب در كامل ابن اثير آمده است, اما در وقايع مربوط به سال 369 چنين طوفاني از سوي عضدالدوله نيامده است. در كامل ابن اثير (ج 5, ص 437) آمده است:
(في هذه السنة شرع عضدالدولة في عمارة بغداد و كانت قد خربت بتوالي الفتن فيها و عمّر مساجدها و اسواقها و ادرّ الاموال علي الائمة و المؤذنين و العلماء و القرّاء و الغرباء و الضعفاء الذين يأوون إلي المساجد و الزم أصحاب الاملاك الخراب بعمارتها و جدد ما دثر من الانهار و أعاد حفرها و تسويتها و اطلق مكوس الحجاج و أصلح الطريق من العراق إلي مكة ـ شرّفها اللّه تعالي ـ و أطلق الصلات لاهل البيوتات و الشرف و الضعفاء المجاورين بمكة و المدينة و فعل مثل ذلك بمشهدي علي و الحسين ـ عليهما السلام ـ و سكّن الناس من الفتن و أجري الجرابات علي الفقهاء و المحدّثين و… ).
سال زيارت عضدالدوله
از فرحة الغري نقل شده كه عضدالدوله ـ حاكم مقتدر آل بويه ـ مرقد سيدالشهدا(ع) را در سال 370 زيارت كرده است,20 در حالي كه در فرحة الغري مي خوانيم:
(كانت زيارة عضدالدولة للمشهد الشريفين الطاهرين الغروي والحائري في شهر جمادي الاولي في سنة احدي و سبعين و ثلاثمأة;21 زيارت عضدالدوله از بارگاه شريف و پاك امام علي(ع) و امام حسين(ع) در ماه جمادي الاولي سال 371 بود).
در تاريخ جغرافيائي كربلاي معلي نيز سال 370 (ص166 و172) ضبط شده است. علامه حلي در رسالة الدلائل البرهانيه (جلد 2, ص869) سال 371 را ضبط كرده است.
سال آتش سوزي در حرم مطهر
بنا به منابع تاريخي معتمد, حرم مطهر در سال 407 آتش گرفت.22 اما در كتاب تاريخ جغرافيائي كربلاي معلي (ص174) سال 408 ضبط شده است.

سال غارت حرم حسيني
سال غارت حرم حسيني به دست مسترشد باللّه را 526 نوشته اند. 23 در منابع تاريخي به سال آن تصريح نشده است, اما قرينه اي در خبر است كه سال 529 از آن استفاده مي شود. ابن شهر آشوب مي نويسد:
(أخذ المسترشد من مال الحائر و كربلاء و قال إن القبر لايحتاج إلي الخزانة و أنفق علي العسكر فلما خرج قتل هو و ابنه; 24 مسترشد اموال حائر و كربلا را گرفت و گفت: قبر نيازي به خزانه ندارد. اموال را ميان لشكريان تقسيم كرد و هنگام خروج, او و پسرش به قتل رسيدند).
با توجه به اين كه مسترشد در سال 529 كشته شد25 ظاهراً قضيه غارت اموال به اين سال برمي گردد.

سال زيارت ابن بطوطه
ابن بطوطه در گزارش سفر خود به كربلا چگونگي بنا را بيان كرده است.26 سال ورود او به كربلا را 27726 و 28727 نوشته اند. هيچ يك از اين دو تاريخ درست نيست و مراجعه به سفرنامه نشان مي دهد كه او در سال 728 به كربلا رسيد.

زيارت شاه اسماعيل
گفته شده كه شاه اسماعيل در سال 920 به زيارت سيّدالشهدا(ع) رفت و