منو
تبليغات
تاریخ اسلام

بررسی نقش یهود در صدر اسلام و صهیونیسم در عصر حاضر
پنجشنبه 21 مرداد 1395 بررسی نقش یهود در صدر اسلام و صهیونیسم در عصر حاضر
نویسنده: اکرم نوری
منبع: اختصاصی سایت مرسلات
 
چکیده
از آنجا که از صدر اسلام تا کنون، یهود در تقابل با اسلام بوده و در عصرهای گوناگون به شیوه های متفاوت و غالب های مختلف آن را نشان داده است، نوشته ی حاضر با عنوان «بررسی نقش یهود در صدر اسلام و صهیونیسم در عصر حاضر»، درصدد است ریشه ها و نمادهای این تقابل را مورد ارزیابی قرار دهد. چنان که این امر مورد توجه خاص خداوند متعال در جای جای قرآن کریم نیز می باشد. قوم یهود در طی تاریخ مدید و پرفراز و نشیب خود از ابراهیم تا موسی و داوود و پس از آن با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده است، گاهی به خاطر گردن فرازی و خودخواهی به خاک ذلّت نشسته و گاه با اطاعت و بندگی معبود، بر اوج عزّت گام نهاده است. یکی از دوره های پرماجرای قوم بهانه جوی یهود، عصر رسالت پیامبراکرم(ص) می باشد. یهودیان که گسترش دین مبین اسلام را به زیان منافع خود می دیدند از همان آغاز ظهور دین اسلام دردسرهای بزرگی برای حضرت محمد6 ایجاد کردند؛ در حالی که دانشمندان یهود، خود در انتظار ظهور اسلام بودند و نشانه های پیامبر(ص) را در کتاب خود دیده بودند. در عصر حاضر نیز صهیونیسم به پرچمداری تئودور هرتصل و با پشتیبانی استکبار جهانی و صاحبان قدرت و سلطنت، به دنبال تحقق اهداف توسعه طلبانه از نیل تا فرات می باشد. که البته این غدّه ی سرطانی، در مسیر تحقق بخشیدن به اهداف شیطانی خود از تمامی کانون قدرت نظیر سازمان های بین المللی، مراکز آموزشی و رسانه های جمعی استفاده کرده و تمامی آنها را بر علیه دشمنان خود بالاخص مسلمانان و بر له خویش به کار گرفته است، که تا حد زیادی نیز در اجرای این امور موفق بوده است. از آنجایی که هر جا خبر از فساد و ستم و تباهی داده می شود، ردّپای صهیونیسم و یهود در آنجا مشهود است؛ لذا می توان جای پای این رژیم غاصب را در عصر پر جور و ستم پهلوی در ایران نیز مشاهده کرد. که البته با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، ناکامی های زیادی، فراروی صهیونیست ها قرار گرفت.
واژگان کلیدی: بنی اسرائیل، یهود، صهیونیسم.

 
مقدمه
از آنجایی که در میان آیات قرآن و روایات در خصوص پیمان شکنی و ناسازگاری یهودیان، در تعامل با پیامبر(ص) و مسلمانان در صدر اسلام، مطلب بسیاری به چشم می خورد، چنان که می توان شباهت بسیاری را میان عملکرد یهودیان در صدر اسلام با برنامه های صهیونیسم عصر حاضر یافت، لذا در اینجا تلاش بر آن است که با بررسی روند پیشینه تاریخی قوم یهود، تقابل سیاسی یهود و اسلام در عصر پیامبر(ص) همچنین زمینه های پیدایش صهیونیسم و عملکرد آنان نسبت به مسلمانان، نقش یهود در صدر اسلام و صهیونیسم در عصر حاضر مورد پژوهش قرار گیرد.
که البته درباره ی موضوع یهود و صهیونیسم آثار بسیاری منتشر شده که گرچه هر کدام آنها دارای مطالب مفیدی است ولی هر یک در زمینه ای خاص به این موضوع پرداخته، امّا این پژوهش در پی آن است که موضوعات قابل بررسی در رابطه با یهود و صهیونیسم، را در یک مجموعه به صورت مدون گردآوری کند. که البته روش این پژوهش شیوه ی کتابخانه ای است، با تکیه بر منابع اصلی و نیز تجزیه و تحلیل داده های سیاسی، تاریخی با استفاده از منابع معتبر تحقیقی.
 
 
بررسی پیشینه تاریخی قوم یهود
1. نسب شناسی بنی اسرائیل: نژاد سامی که منسوب به سام بن نوح7 است، یکی از شاخه های بزرگ سفید پوست اند. شعبه ای از آنها قوم بنی اسرائیل است که در آسیا و اروپا و غیره پراکنده اند.[1]قوم بنی اسرائیل خود را به یعقوب7 منسوب می دانند و ایشان هم به اسرائیل ملقب بوده است.[2]قوم بنی اسرائیل از فرزندان دوازده گانه ی یعقوب به وجود آمده اند.[3]
2. هجرت بنی اسرائیل: پس از آن که حضرت ابراهیم7 از حَران به فلسطین مهاجرت نمود[4] از سارا همسر خود صاحب فرزندی به نام اسحاق گردید، که پس از سال ها اسحاق نیز صاحب دو پسر هم زاد شد به نام های «عیسو» و «یعقوب». و امّا یعقوب از چهار همسر خود دارای دوازده پسر گردید[5] که در میان آنها یوسف به دلیل آثار کمالی که در وی مشاهده می شد مورد توجه خاص یعقوب قرار گرفت.[6] که از قضا همین یوسف نیز در پی ماجرایی طولانی به وزارت مصر نایل گردید، و از آن پس بنی اسرائیل به مصر مهاجرت کرده و در آنجا ساکن شدند.[7] امّا با شروع دوره ی امپراطوری مصر، از زمانی که «رامسس دوم» که فرعون نام داشت بر مسند حکومت تکیه زد، بنی اسرائیل در شرایط سختی قرار گرفت. و پیوسته طبق وصیت یوسف، منتظر قیام موسی بود که پیوسته ظهور او را بشارت می دادند.[8]
3. از ولادت موسی7 تا خروج بنی اسرائیل از مصر: «موسی بن عمران بن قهّات بن لاوی بن یعقوب» در خلال سخت ترین شرایط زندگانی قوم بنی اسرائیل در زمان رامسس دوم به دنیا آمد.[9] و طی جریانی در دربار فرعون به حد بلوغ رسید، و پس از آن به مدین رفت و در آنجا با یکی از دختران شعیب نبی ازدواج کرد.[10] او بعد چندین سال اقامت در مدین در مسیر مراجعت به مصر به پیامبری مبعوث شد.[11] موسی7 در زمان حکومت مرنپتاح (فرزند رامسس دوم) به دربار وی رفت و فرعون را به دین خدا دعوت کرد، و دیگر این که از فرعون درخواست کرد تا بنی اسرائیل را به همراه خود به کنعان سرزمین اجدادشان ببرد. امّآ مرنپتاح سرباز زد[12] و در نتیجه، بنی اسرائیل شب هنگام، به همراه «منجی قوم بنی اسرائیل» به همان نحوی که خداوند فرموده بود از مصر به سوی سرزمین موعود راهی شدند.[13]
4. سرگذشت بنی اسرائیل تا وفات موسی(ع): بنی اسرائیل بعد از آن که از دریای سرخ عبور کردند، در نزدیکی کوه سینا اقامت گزیدند.[14] و بعد از نزدیک یک سال نقل مکان کرده و به سمت کنعان، سرزمین موعود حرکت کردند. ولی قوم، چون از نیرومندی ساکنین فلسطین اطلاع یافتند، ترسیدند. لذا از دستور موسی سرپیچی کردند و از ورود به سرزمین موعود، امتناع ورزیدند. نتیجه ی این سستی و تخلّف باعث آن شد، تا خداوند سرزمین موعود را برای این نسل از بنی اسرائیل ممنوع کند و آنها را به مدت چهل سال در اطراف فلسطین به سرگردانی دچار ساخت، سرانجام بعد از این چهل سال موسی7 در سن 120 سالگی دار فانی را وداع گفت.[15]
5. ورود بنی اسرائیل به کنعان تا وفات یوشع نبی(ع): در مدت چهل سال، به جز عدّه ی قلیلی از مؤمنین جدید با ایمانی راسخ پرورش یافت.[16] با وفات حضرت موسی7 جانشین وی «یوشع بن نون» رهبری قوم را به عهده گرفت و برای تدارک یک جنگ بزرگ برنامه ریزی های لازم را انجام داد. بنی اسرائیل از رود اردن عبور کردند و موفق شدند تمامی شهرهایی را که دارای قلعه های نظامی مستحکم نبوده اند، را به تصرف خود در آورند ولی سرزمین کنعان به طور کامل به تصرف آنها در نیامده و سرانجام یوشع در سن صد و ده سالگی به دیار معشوق شتافت.[17]
6. حکومت داوران: بعد از وفات یوشع نبی7 رهبری بنی اسرائیل به دست کسانی افتاد که آنها را «شوفت»، قاضی یا داور می گفتند.[18] اسباط بنی اسرائیل بعد از وفات یوشع فاقد تشکیلات سیاسی- نظامی بودند و مدام از گوشه و کنار فلسطین مورد حمله قرار می گرفتند.[19]سرانجام بنی اسرائیل دریافتند که با تشتت نمی توانند با امنیت در فلسطین زندگی کنند، لذا همگی از سموئیل(مشهورترین و آخرین قاضی بنی اسرائیل) خواستند که برای آنان پادشاهی برگزیدند. سموئیل نیز از جانب خداوند شخصی به نام «شائول» که نام وی در قرآن به «طالوت» مسمّی است را برای سلطنت بنی اسرائیل برگزید.[20]
7. حکومت حضرت داوود و سلیمان(ع): پس از مرگ شائول، سموئیل کهنسال از طرف خداوند مأموریت یافت تا شخصی به نام «داوود» فرزند یسّی را به پیامبری قوم منصوب نماید.[21]داوود بعد از آن که زمام سلطنت بنی اسرائیل را به دست گرفت، شهر اورشلیم را به عنوان پایتخت برگزید. وی در همان اوایل سلطنت خود اقدام به تشکیل سپاه دایمی نمود و به برقراری آرامش داخلی و خارجی پرداخت.[22] حضرت سلیمان نیز پس از وفات پدربزرگوارش، خلافت را به عهده گرفت. در دوران حکومت وی جنگی به وقوع نپیوست، بلکه با همسایگان خود پیمان صلح و عدم تعرض امضا کرد. او در سال چهارم سلطنت خود اقدام به ساختن معبدی برای بنی اسرائیل نمود.[23]
8. دوره ی انحطاط بنی اسرائیل: بعد از وفات سلیمان، فرزندش «رحبعام» که شخصی بی کفایت بود به سلطنت بنی اسرائیل رسید و موجبات نارضایتی بنی اسرائیل را فراهم ساخت. در نتیجه ده سبط شمال با هم متحد و به رهبری شخصی با نام «یربعام» در شمال فلسطین دولت مستقلی به نام اسرائیل را تشکیل دادند. و تنها دو سبط یهودا و بنیامین بر رحبعام وفادار ماندند و حکومت خود را یهودا نام گذاری کردند و سرانجام به دلیل تشتت و ضعف و فساد و تفرقه ی خویش یکی پس از دیگری از جانب آشوریان و بابلیان به نکال اسارت و تبعید و سرگردانی محکوم شدند.[24]
9. یهود در قرون وسطی: اوضاع و احوال یهود در آغاز قرون وسطی تحت تأثیر دو مذهب نوین، یکی مسیحی و دیگری اسلام دگرگون شد. اولی با یهود دشمن خونی بود، امّا مسلمانان در آغاز با یهود به نیکی رفتار کردند و در فلسطین و شام و عراق با آنها طریق مسالمت آمیزی پیش گرفتند. یهود از آنجا که مناسک و آداب مذهبی خود را در خفی انجام می دادند، حس بدگمانی عوام را تحریک می کردند، مبنی بر این که آنان اعمالی بر علیه جان و مال مردم انجام می دهند. لذا همه به خصومت با یهود برخاستند و آنها را طعمه ی هلاک ساختند. در نتیجه یهود به هر طرف پراکنده شدند.[25]
10. یهود در عصر جدید و پس از آغاز جنبش صهیونیست:  در اروپای غربی و مرکزی در طول مدت دو قرن 18 و 19 وضع اجتماعی یهود با حرکتی بسیار کند، به تدریج به سوی آزادی می رفت و کم کم افراد برجسته ی یهود در مراکز فرهنگی نفوذ می کردند.[26]سرانجام پس از آن که با ظهور تئودور هرتصل و آغاز جنبش صهیونیست، لزوم ایجاد موطنی برای یهودیان، مورد ت